اين بار براي جغرافي خوانان:

تا هنوز در گوشه و كنار مختان جاي خالي پيدا مي شود به سراغ كتاب « جغرافيا تركيبي نو اثر فوق العاده پيتر هاگت » برويد.مهم نيست كه منع ازمون كارشناسي ارشد باشد يا نه ، مهم اين است كه شايد بتوان با اين اثر جذاب جغرافيا را ...

 

بخش كوچكي از فصل آخر به عنوان پيشكش:

برگرفته از كتاب جغرافيا تركيبي نو (جلد2) : نوشته پيتر هاگت   - ترجمه دكتر شاپور گودرزي

   

جستاري در جغرافيا

جغرافيا را به عنوان يك رشته دانشگاهي در دهه 1980  تنها زماني مي توان درك كرد كه آن را همچون صحنه اي از يك نمايش طولاني در پيش چشم خود مجسم كنيم . اين نمايش به سه پرده تقسيم مي شود : در پرده اول تحقيقات انفرادي افراد محقق حاكم است ، پرده دوم شامل تحقيقات سازمان يافته گروه ها و انجمن هاست. و پرده سوم تلفيق و تركيب اين تحقيقات در سازمانهاي ملي و بين المللي است .واضح است كه اين صحنه ها از لحاظ زمان دقيقاً ثابت و يكنواخت نيستند. زيرا هريك از اين سه مرحله در مراحل گوناچون رشد بر حسب تقسيمات فرعي مختلف رشته ها يا كشورهاي متفاوت ، استمرار داشته اند.

پرده اول شخص محقق:

اولين دوره رشد از آغاز دوره صوري جغرافيا در دوران باستان تا ميانه قرن نوزدهم ، با انجام مطالعات جغرافيايي پراكنده در زمان و فضا متمايز مي شود. تعداد محققاني كه خود را جغرافيدان به شمار مي اورند معدود بود و تنها گاهي اسكندريه در قرن 2 پيش از ميلاد در پرتغال در قرن 15 و در كشورهاي ساحلي كم ارتفاع در قرن 16 گروههاي كار تشكيل مي شد. عواملي كه اين گروهها را به تجمع و پيوند تشويق مي كرد معمولاً از علاقه آنها به مسائل عملي ناشي مي شد:   روشهاي مساحي و نقشه برداري كره زمين ، استفاده از ابزار آلات دريا نوردي ، نقشه كشي و چاپ اطلس ها . در اين دوره اوليه مردم براي بسياري از پرسشهاي خود در باره شكل عمومي كره زمين و شيوه هاي انتقال اطلاعات فضايي به روي نقشه ، پاسخ مناسب يافتند. نقشه هاي اين دوره شامل بعضي از عالي ترين كارهاي اروپاي دوره رنسانس مي شود . با وجود اين ، بسياري از مكاتب جغرافيايي عمري كوتاه و اقبالي پر نوسان داشتند.

تشخيص دقيق ميزان اهميت و قدر افراد در فرايند كلي رشد جغرافيا مشكل است. علم اغلب خاصيتي شبيه به گلوله برف دارد : زيرا در مجموع آن طور كه بايد و شايد بيشتر به دخالت و نقش معدودي از دانشمندان بها داده مي شود ، براي مثال به كار معدود ي عالم فيزيك و شيمي كه جايزه نوبل را دريافت كرده اند بيشتر اهميت داده مي شود ، اين حالت را كه معمولاً تاثير ماتيو مي نامند ( بنا بر تعبير انجيل به هر كس كه بيشتر دارد بيشتر داده خواهد شد) در جغرافيا رخ مي دهد .

با اين وجود تصور جغرافياي آلمان در نيمه دوم قرن 19 م بدون بدون در نظر گرفتن كارل ريتر ، فردريك راتزل و فرانسه بدون ويدال دولابلاش  و ايالات متحده بدون دبليو ،اِ م، ديويس و بريتانيا بدون هالفورد ،جي مكيندر ، غير ممكن است.

بينش ما در قرن حاضر براي تشخيص قطعي چهره هاي كليدي جغرافيا كافي نيست. در هر حال تحقيقات گروهي اهميت كار پژوهشي و علمي فردي را به ابهام مي كشاند.

پرده دوم: گروهها و انجمنها    

دوره دوم رشد كه از آغاز 1800 ميلادي شروع شد با پيوند متقابل و سازمان يافته تحقيقات همراه گرديد . يكي از قديمي ترين روشهاي پيوند ، بنياد انجمنها در راستاي ترويج علايق عمومي به تحقيقات جغرافيايي بود . اين قبيل انجمنهاي جغرافيايي عموماً به چهار گروه نقسيم مي شوند:

اولين گروه : انجمن هاي ملي در اوايل نيمه يا سالهاي مياني قرن نوزده ظهور يافتند . اين انجمنها به اكتشاف دنيا توجه شديدي داشتند . مثلاً انجمن سلطنتي جغرافيا در لندن از سال 1830 شروع به كار كرد و موجب ائتلاف چند باشگاه اكتشافي اوليه مانند انجمن اعتلاي اكتشاف نواحي داخلي افريقا (تاسيس1788) شد . عده اي از تجار به منظور ايجاد مركزي براي كسب اطلاعات صحيح از همه جاي دنيا انجمن جغرافيايي آمريكا ؛ نيويورك را پايگذاري كردند.

دومين گروه عمده انجمنها ، گروههاي حرفه اي ملي عمدتاً تحت سلطه محققين جغرافيا و دانشگاهها هستند . اين گروهها معمولاً از لحاظ تاريخ ، معاصر محسوب مي شوند و از لحاظ تعداد اعضا  كوچكند و ديدگاه آنها نسبت به انجمن هاي ملي از جامعيت كمتري برخوردار است. انجمن جغرافيدانان امريكا(1905) موسسه جغرافيدانان بريتانيا (1933) و انجمن علوم ناحيه اي (1954) نمونه هايي از اين گروه به شمار مي روند. گروه سوم شامل كه در درجه اول وقف اعتلاي آموزش جغرافيا  در مدارس هستند. انجمن جغرافيا در بريتانيا ، شوراي ملي اموزش جغرافيا در ايالات متحده از آن جمله اند. منشا چهارمين و سريع الرشد ترين گروهها از دهه 1950 آغاز مي شود . اين سازمانها گروههاي فرعي تشكيلات حرفه اي ملي را تشليل مي دهند كه به جنبه خاصي از جغرافيا ( مانند كارتوگرافي ، ژئومورفولوژي يا روش كميتي ) توجه مي كنند . به نظر مي رسد به پيروي از الگوي ديگر علوم رشد سريع خود را در گروه چهارم دنبال مي كند.

اولين وظيفه مهم انجمنها ، تقويت و ترويج علايق تحقيقات عمومي جغرافيا از طريق قرائت گزارشها و انتشار مجلات بود . تاسيس مجلاتي مانند سالنامه انجمن جغرافيدانان امريكا نقطه عطفي در پيشرفتهاي علمي سريع و ناگهاني مسير يافته هاي تحقيقاتي به شمار مي رود . افراد علاقمند مجلات ديگري را منتشر مي كردند. مانند پيتر منز گئوگرافيش ميتلونگن در 1855 يا به وسيله گروههاي كوچك مانند مجله تحليل هاي جغرافيايي دانشگاه دولتي اوهايو در 1969. ...

پرده سوم: سازمانهاي ملي و بين المللي

يك نقش مهم انجمن هاي جغرافيايي ، انتقال و رساندن اهميت مسائل مورد مطالعه انان به بقيه جامعه بود مرحله سوم شامل توفيقات ناتمام انجمنها ،مطالعات جغرافيايي مرحله دوم را دربر مي گيرد . و ضمن آن گروههاي آموزشي جغرافيا رسماً در دانشگاههاي معتبر تاسيس مي شود و در بعضي كشورها مراكز تحقيقاتي به مسووليت دولت تشكيل مي شود.

آلمان با تعداد قابل ملاحظه اي گروههاي آموزشي تازه تا سال 1880 در بخش دانشگاه دوباره مقام رهبري يافت . در فرانسه سرعت پيشرفت تنها به ميزان ناچيزي كمتر از آلمان بود ، اما در ايالات متحده ، بريتانيا و كشورهاي مشترك المنافع اين پيشرفت خيلي ديرتر حاصل شد . گروههاي آموزشي جديد جغرافيا اغلب الگوهاي انتشار فضايي نا منظمي را با ويژگي تمركز ناحيه اي جالب توجه و نواحي متفرق نشان مي دهد .

از سال 1992 آغاز و انتظام تحقيقات جغرافيايي نيازمند همكاري بين المللي ، به اتحاديه بين المللي جغرافيا واگذار شده است.