عقاید متضاد در ادبیات مربوط به نحوه ارتباط میان گردشگری و کشاورزی پیچیدگی ارتباط میان آنها را نشان می دهند. ارتباط میان گردشگری و فعالیت­های کشاورزی می تواند بر روی یک پیوستار قرار گیرد که یک سر آن تضاد و سر دیگر آن ارتباطی همپیوند و تنگاتنگ است. مطالعات متعددی رقابت میان کشاورزی و گردشگری را بر سر استفاده از منابع زمین و نیروی کار مورد بررسی قرارداده­اند.

مطالعات برایدن در حوزه کارائیب نشان می دهد که گردشگری در رقابت با سایر بخش­های اقتصادی به ویژه کشاورزی به صورت صادراتی رشد کرده است. (1973:214,Bryden) این شکلی از رقابت برای زمین و نیروی کار و سایر منابع مرتبط با تولیدات کشاورزی است که در برگیرنده نیروی انسانی و سرمایه محلی است.

در تاجس[1]، گردشگری باعث از بین رفتن زمین کشاورزی شد، اجاره­ها به شدت بالا رفت تا آنجا که کشاورزان نتوانستند مبلغ بیشتری بپردازند و مجبور شدند اراضی را رها کنند ( 1977:40,Bosquet). در ایبزا[2] نیز گردشگری باعث بروز مشکلاتی شد، کشاورزان مشاهده کردند که حفظ نیروی کار مشکل است و زمین­های بیشتر و بیشتری باید رها می شدند (Hermas,1981:464). پی سونیر[3] در مورد کاهش اراضی کشاورزی در کپ لیوک[4] می نویسد زمانی که بارندگی کم، زمین بی قوت و سنگی است، کشاورزان کوچک (خرده مالک) می توانند با کار کردن در برخی کارهای گردشگری درآمدهای بیشتری را کسب کنند و در مواردی کشاورزان از طریق فروش اراضی با موفقیت مناسب به بورس بازان زمین و مسکن و سازندگان شخصی، سودهای بادآورده­ای را به دست آورند (Ibid: 464).

لایتمر[5] چنین بیان می کند که گردشگری، زمین، نیروی کار و سرمایه را از سایر فعالیت­ها دور می سازد که از جمله آن کشاورزی می باشد. در رابطه با رقابت بر روی زمین، وی حوزه ناسادوا[6] در بالی و کان کن [7]در مکزیک را نام می برد که به عنوان استراحتگاه­های اصلی هستند که پتانسیل کشاورزی پایینی دارند (1995:88,Latimer). اهمیت  آن به عنوان یک منبع مهم برای کشاورزی و گردشگری به وسیله مک تاگارت  در بالی اندونزی مورد توجه قرار گرفت. این جزیره، جمعیت زیاد و منابع محدود دارد که فعالیت­های کشاورزی و گردشگری به عنوان فعالیت­های اقتصادی مهم آن می باشند. مجتمع­های گردشگری میزان زیادی از آب را مصرف می کنند و نیازهای آبی جوامع کشاورزی  می بایست مد نظر قرار گیرد (1988:96,Mc Taggart). گردشگری در محور تضادها در استفاده از زمین در سواحل مدیترانه­ای اسپانیا قرار دارد. مطالعه تیرا کوسکی نشان داد که مسأله کاهش اراضی کشاورزی پر بازده (مرغوب) در نتیجه توسعه گردشگری در آن منطقه صورت گرفته است. نیروی کار کشاورزی زمین­ها را رها کردند و به دنبال کارهایی در بخش ساخت و ساز و خدمات رفتند (1986:20,Tyrakowski).  بر اساس نتایج حاصله از تحقیقات به عمل آمده در سواحل شمالی مدیترانه در مورد اثر گذاری گردشگری بر کشاورزی حداقل دو نتیجه حاصل می شود که گردشگری باعث کاهش نیروی کار کشاورزی و بالا رفتن قیمت اراضی شده است (1981:464,Hermans). تضاد رابطه میان گردشگری و کشاورزی در حالی در برخی تحقیقات تأیید شده است که بر اساس تحقیقات مور در سائو پائولو کشاورزان به بهره برداری اراضی­شان در زمینه­های تخصصی­شان در زمینه کشاورزی، بیش از درآمدهای گردشگری اعتماد می کردند (1996:635, Telfer et al) .

در رابطه با نیروی کار لایتمر بیان می کند که رد کردن این مشکل  است که نیروی کار کشاورزی به بخش گردشگری منتقل می شود، افزایش اشتغال در یک فعالیت همراه با کاهش در سایر فعالیت­ها، به تنهایی این را ثابت نمی کند که یکی از فعالیت­ها، نیروی کار را از دیگری جلب می کند (1985:,Latimer).

هِرمَنس  چنین مطرح می کند که اگرچه گردشگری باعث افزایش دستمزدها شده است و نیروی کار سایر بخش­ها مثل کشاورزی را به خود جلب کرده است، اما اینکه نسل جوان نمی خواهد در بخش کشاورزی کار کند را نمی توان تقصیر گردشگری دانست. مطابق نظر وی، آن بخشی از یک پدیده عمومی تر است، و آن « تنزل در جایگاه ( پرستیژ) کار کشاورزی است» .(Herman,19881:477)

ویور  تأکید می کند که در بسیاری از قسمت­های کارائیب گردشگری به عنوان فعالیت اقتصادی غالب، جایگزین شده است. در هر صورت وی ذکر می کند که توسعه گردشگری خودش به تنهایی باعث کاهش کشاورزی نشده است. افت کشاورزی می تواند تا حد زیادی به ظهور گردشگری، به عنوان آلترناتیوی کارآمد در برابر بخش کشاورزی بی ثبات مسئله دار نسبت داده شود که با تحریک و تشویق انتقال سرمایه­ها به وسیله مردم محلی و حرکت دادن منافع از کشاورزی به گردشگری صورت گرفته است (  1988:324,Weaver).