از آنجا که فعالیت گردشگری اهمیت فراوانی هم در اقتصاد ملی و هم اقتصاد محلی دارد، اقتصاددانان به دقت این فعالیت را مطالعه کرده­اند. مطالعه این فعالیت از آن نظر مهم است که نقش مهمی در اقتصاد کشور و توسعه اقتصادی فراهم می کند (حیدری چیانه، 37:1387). گردشگری از بعد اقتصادی آثار بسیار مثبتی را می تواند به همراه داشته باشد، مشروط برآنکه این بعد از گردشگری به صورت مناسب و سازگار با جوامع محلی هماهنگ و مدیریت شود (همان منبع، 131).

اثرات اقتصادی گردشگری روستایی، حوزه­ای پر بار برای تحقیقات در میان طیفی از دانشمندان علوم اجتماعی بوده است که غالباٌ بر نقش گردشگری در مقام یک نوشدارو برای حل تمام بیماریهای اقتصادی و اجتماعی روستایی، یا تأیید و یا آن را به چالش کشیده­اند. در این راستا سهم عمده جغرافی دانان در رابطه با مطالعات گردشگری زراعی بوده است (2002:22 ,Hall and Page).

به طور کلی گردشگری در نواحی روستایی می تواند دارای اثرات مثبت و منفی اقتصادی باشد.

 اثرات مثبت

از جمله اثرات مثبت اقتصادی گردشگری در نواحی روستایی می توان به افزایش ضریب تکاثری، ایجاد اشتغال و درآمد، کمک به فراهم شدن خدمات زیر بنایی، تشویق و توسعه سایر بخش­های اقتصادی و تنوع بخشی به فعالیت­های اقتصاد روستایی اشاره کرد (1998:28 ,Butler et al).

ضریب تکاثری

به طور کلی بسیاری از تحقیقات در زمینه کمک گردشگری به توسعه ناحیه­ای  مربوط به روشی است که از طریق گردشگری و هزینه­های صرف شده از طرف گردشگران در همه بخش­های اقتصادی توزیع شده و همزمان با این امر دیگر بخش­های اقتصادی را تحریک می کند و به عنوان ضریب تکاثری شناخته شده است (1989:205,Pearce). آثاراقتصادی ناشی از گردشگری به لحاظ ماهیت به اولیه و ثانویه طبقه بندی می شود. آثار اولیه مستقیم آن دسته از آثار اقتصادی بوده که اثری مستقیم از هزینه­های بازدیدکنندگان هستند ( به عنوان مثال خرید غذا و نوشیدنی توسط گردشگر در هتل). آثار ثانویه ممکن است غیر مستقیم ایجاد شده باشد، آثار غیر مستقیم آن دسته از آثاری بوده، که ناشی از درآمد اضافه تولید از طریق هزینه بیشتر مصرف کننده است ( به عنوان مثال خرید کالا و خدمات توسط هتل). بنابر این ضریب تکاثری تفریح یا گردشگری محاسبه آثار کل (آثار مستقیم بعلاوه آثار ثانویه) است که ناشی از هزینه­های اضافی گردشگری تفریح یا گردشگری است. با این تفاسیر به رغم استفاده گسترده آنان، به این نکته باید اشاره کرد که محاسبه دقیق ضریب­های تکاثری تحت بهترین شرایط، کار دشواری است. این ضرایب نیازمند مقادیر قابل ملاحظه­ای از داده های بسیار دقیق می باشد (2002:142,Hall and Page ).

میزان ضریب تکاثری گردشگران از یک منطقه به منطقه دیگر تغییر کرده و به شماری از عوامل وابسته است که عبارتند از:

- اندازه ناحیه مورد تحلیل؛

- سهم کالا و خدمات وارداتی به منطقه؛

- نرخ گردش پول؛

- ماهیت هزینه­های صرف شده توسط باز دیدکنندگان؛

-وجود محصولات و خدمات محلی مناسب؛

-الگوهای رفتاری اقتصادی هم از جانب بازدیدکنندگان و هم از جانب افراد محلی.

بدین ترتیب هر چقدر میزان ضریب تکاثری گردشگران بیشتر باشد، خود کفایی سیستم اقتصادی در تامین خدمات و تسهیلات گردشگران بیشتر است. همچنین ضریب تکاثری در سطح بالای واردات از اجتماعات کوچک و پرداخت مالیات، برای دولت ناحیه­ای و ملی را منعکس (Ibid: 143).

اشتغال

دلیل اصلی توسعه گردشگری، غلبه بر پایین بودن سطح درآمد و ارائه فرصت­های جدید شغلی و تحولات اجتماعی در جامعه است، در این خصوص گردشگری به صورت یک بخش فعال اقتصادی می تواند از عامل کار بیش از سایر عوامل استفاده کند و موجب بالا رفتن اشتغال شود (پاپلی یزدی و سقایی، 78:1385). بنابراین گردشگری یک فعالیت کاربر است. از آنجا که بسیاری از خدمات گردشگری را نمی توان با استفاده از فناوری ارائه کرد، اشتغال نیروی انسانی در این فعالیت فراوان است. از این رو توسعه گردشگری در مکان­های مختلف زمینه ایجاد اشتغال فصلی و پاره وقت را برای نیروی انسانی با تخصص و آموزش متوسط فراهم می آورد و از نرخ بیکاری می کاهد. علاوه بر ایجاد اشتغال مستقیم در گردشگری، زمینه فعالیت­های دیگر همچون کارهای ساختمانی، تعمیرات، کرایه دادن اتومبیل، دست فروشی و نظیر اینها برای افراد بومی را فراهم می آورد، هر چند اینگونه فعالیت­ها از نظر ثبات و درآمدی نا مطمئن هستند (سلطانی، 109:1374). همچنین توسعه گردشگری به طور غیر مستقیم سبب بالا رفتن اشتغال در بخش کشاورزی می شود زیرا با بالا رفتن تقاضای ناشی از ورود گردشگران، تولیدات و قیمت محصولات کشاورزی تحت تاثیر آن افزایش می یابد (بیک محمدی، 250:1379). به طور کلی سه نوع اشتغال در بخش گردشگری می توان ایجاد شود.

- اشتغال مستقیم: که منتج از مخارج گردشگران در فغالیت­های مرتبط با بخش گردشگری، مانند هزینه اقامت در هتل­ها است.

- اشتغال غیر مستقیم: که هنوز در بخش عرضه گردشگران است اما به طور مستقیم از مخارج یا هزینه­های گردشگران حاصل نمی شوداز قبیل حمل و نقل، صنایع دستی.

- اشتغال ترغیبی یا انگیزشی: که شامل اشتغال اضافی منتج از اثرات تکاثری می باشد (Mathieson and Wall,1982:77 ).

از طرف دیگر، قابلیت اشتغال­زایی بخش گردشگری به دو شکل ایجاد مشاغل پایه­ای و ایجاد مشاغل غیر پایه­ای عمل می کند. هر شغل پایه که دربخش گردشگری ایجاد می شود 5/1 شغل غیر پایه نیز در کنار خود به وجود می آورد. دلیل این قابلیت مضاعف، غیر مجرد بودن فعالیت گردشگری و وسعت زیاد خدمات مورد نیاز آن است. بنابراین بخش گردشگری به دلیل هم پیوندی با بخش­های دیگر می تواند با ایجاد مشاغل غیر پایه در کنار مشاغل پایه در زمینه­هایی مانند حمل و نقل و خدمات وابسته به آن، صنایع دستی، خدمات فروش، خدمات ورزشی، خدمات تفریحی، افزایش بازدید از میراث­های تاریخی، یادمانی و فرهنگی، مصرف محصولات کشاورزی و تولیدات دامی منطقه، آموزش و پرورش نیروی انسانی ماهر که در بخش گردشگری مورد نیاز است، تحقیق در زمینه شناسایی و توسعه جاذبه­های گردشگری، انرژی و تولیدات کالایی تحرک مستقیم به وجود آورد (رهنمایی،70:1377).

علاوه بر این از مزایای اشتغال­زایی فعالیت گردشگری می توان به موارد زیر اشاره:

- در مقایسه با سایر بخش­ها، گردشگری بابت هر سرمایه گذاری می تواند تعداد بیشتری از نیروی انسانی را به کار گیرد، به عبارت دیگر کاربرتر از سایر بخشها است و موجب بالا بردن سطح اشتغال می شود.

- از دیدگاه کیفی در خصوص تربیت نیروی کار به تخصص­های پیچیده نیاز ندارد.

- فعالیت گردشگری، موجب اشتغال افراد با مهارت­های گوناگون می شود و یکی از راههای مؤثر برای رفع مشکل بیکاری است.

-گردشگری می تواند به عنوان یکی از سریعترین راه­های باز گشت سرمایه تلقی شود (تقوایی و دیگران، 52:1283

بدین ترتیب گردشگری فعالیتی بسیار کاربر می باشد و یکی از بهترین راهها برای افزایش اشتغال است و هر دلار سرمایه گذاری شده در این فعالیت اثر اشتغال­زایی بیشتری نسبت به دیگر فعالیت­ها دارد. از طرف دیگر نیاز به نیروی متخصص در آن کم بوده و اکثراٌ نیروی کار ساده و یا نیمه ماهر را به خود جلب می نماید (صباغ کرمانی، 310:1380).

بر اساس مطالعات بلیسل و هوی در نواحی بریتیش کلمبیا، بیش از 84 درصد ساکنین گردشگری را عامل ایجاد اشتغال در ناحیه می دانستند (Belsle and Hoy,1980: 89). توسان نیز در مطالعه تطبیقی خود در یورگاپ[1] ترکیه، نادی[2] فیجی، و فلوریدای مرکزی[3] امریکا، ایجاد فرصت­های شغلی از طریق گردشگری را به عنوان یکی از اثرات مثبت گردشگری ذکر کرده است ( 2002:21,Tosun). اما نتایج برخی مطالعات راجع به نگرش ساکنین محلی، حاکی از وجود پاره­ای ادراکات منفی در مورد اشتغالزایی گردشگری است. برای مثال بررسی دیذگاه ساکنین یک مقصد گردشگری در ترکیه، نشان دهنده نگرانی و اعتراض آنها در مورد میزان اشتغالزایی این فعالیت برای مردم محلی است زیرا به نظر ساکنین، نیروی کار مورد نیاز فعالیت­های گردشگری از مناطق دیگر تامین می گردد(  2002:670,Taye and Sirakaya  ).

به طور کلی اثرات سازنده اقتصادی گردشگري روستايي را می توان در زمینه­های زیرجستجو کرد

_گردشگری روستایی زنجیره­ای از فعالیت­های اقتصادی را به وجود آورده و به عنوان اهرمی برای تعداد زیادی از فعالیت­های اقتصادی عمل می کند.

_ گردشگری در نواحی روستایی، پدیده­های طبیعی را که دارای ارزش اقتصادی نیستند مورد بهره برداری قرار می دهد.

_ گردشگری روستایی تقاضا برای صنایع دستی، هنرهای سنتی و فعالیت­هایی که نیاز به نیروی کار بیشتری دارند را ارتقاء می دهد (علیقلی زاده، 33:1387).

_ متنوع سازی اقتصاد محلی خصوصاٌ در مناطقی که با مشکل بیکاری و نا کافی بودن فرصت­های شغلی مواجهه هستند.

_ تحریک اقتصاد روستایی به وسیله ایجاد تقاضا برای تولیدات کشاورزی و جذب سرمایه.

_ بهبود فراساختارهای حمل و نقل و ارتباطات به نحوی که منافعی را برای مردم محلی به همراه داشته باشد (شریف زاده و مرادی نژاد، 58:1381).

_ سوغاتی­هایی که گردشگر خریداری می کند، بیشتر از کالاهای بومی و کارهای دستی هر ناحیه می باشد، به همین دلیل توسعه گردشگری توان شگفت آوری در شکوفا سازی بخش صنایع دستی و ایجاد اشتغال در این بخش را دارد.

_تامین کننده توسعه اقتصادی ناحیه به طوریکه در اغلب موارد این صنعت نوپا از مراکز صنعتی و جمعیتی دوری می جوید و نواحی کم توسعه کشور را که از جاذبه­های توریستی بهره مند است به توسعه اجتماعی اقتصادی می رساند.

_ استفاده از درآمدهای ناشی از سرمایه گذاری­های خارجی.

- ایجاد اشتغال برای نیروی مازاد کار و ایجاد فعالیت­ها برای کار مازاد؛

- تنوع اقتصاد روستایی در کنار بخش­های اقتصادی؛

- بالا بردن سطوح درآمدی خانوارهای روستایی؛

-ایجاد تقاضا برای محصولات کشاورزی صنایع دستی و دیگر محصولات حاصل از فراوری کشاورزی (پاپلی یزدی و سقایی202:1388).   

 اثرات منفی

گر چه به طور کلی اثرات مثبت اقتصادی گردشگری مورد تأیید است ولی بسیاری از محققین معتقدند که گردشگری معمولاً هزینه­های اقتصادی جامعه میزبان نظیر افزایش قیمت کالا و خدمات، افزایش کاذب قیمت زمین، افزایش هزینه­های زندگی، برگشت کم سرمایه، فصلی بودن فرصت­های شغلی، جابجایی در اشتغال افراد بومی و منسوخ شدن برخی فعالیت­های مرسوم مانند کشاورزی و ماهیگیری در نواحی روستایی را موجب می شود (Mathieson andWll,1982:92 ). به این ترتیب یکی از تبعات منفی اقتصادی توسعه گردشگری در منطقه، اثر فوری و افزایش قیمت کالا و خدمات مختلف در منطقه می باشد. افزایش قیمت زمین به علت ایجاد تأسیسات و امکانات گردشگری باعث تغییر کاربری زمین در منطقه می شود. بر این اساس علاوه بر تغییر کاربری زمین کشاورزی و تعارض با زمین­های عمومی و منابع طبیعی منطقه، به جای بهره گیری از زمین­های موجود برای احداث اماکن خدماتی و ضروریات منطقه، تاسیس هتل­ها و تسهیلا ت گردشگری در اولویت قرار می گیرد.

در عین حال با توسعه فعالیت گردشگری در منطقه، امکان جابجایی نیروی کار به وجود می آید و ممکن است سایر صنایع و کاربری­ها با کمبود نیروی کار مواجهه شوند. مضاعف براینکه ممکن است وابستگی بیش از حد به یک فعالیت اقتصادی را سبب شده و باعث ایجاد افتصاد تک محصولی گردد. این در حالی است که موفقیت فعالیت اقتصادی در بیرون از جامعه کنترل می شود (علیقلی زاده، 34:1387).

تورم و افزایش هزینه زندگی

اگر چه مطالعات مستند بسیار محدودی حاکی از آن است که تورم ناشی از گردشگری بر جامعه میزبان اثر می گذارد، اما استدلال­های عقلی حاکی از آن است که بعضی افزایش قیمت­ها به همین علت پیش می آید. به عنوان نمونه می توان از افزایش قیمت­های خرده فروشی در طول فصل گردشگری و افزایش قیمت زمین نام برد که به افزایش کلی هزینه­های زندگی و مالیات بر دارایی­ها منجر می شود، بدین ترتیب توسعه گردشگری ممکن است اثر تورمی کلی بر جامعه میزبان بگذارد به ویژه در مراحل اولیه گردشگری و هنگامی که عرضه کالا و خدمات غالباٌ نتواند به ا­ندازه کافی پاسخگوی تقاضای فزاینده باشد (Pearce,1989:212) .قیمت خانه نیز ممکن است به طور خیلی سریع با گردشگرانی که در جستجوی خانه­های اجاره­ای برای گذران تعطیلات و یا تفریح، افزایش یابد (Ibid:212). همچنین تقاضای اضافی برای زمین، رقابت را برای خریداران بالقوه ایجاد می کند که این امر افزایش قیمت اراضی را در پی دارد. گرچه تقاضا برای هتل­های بیشتر، خانه­های دوم و تسهیلات ی تعداد تفریحی ممکن است منابع درآمدی را برای سازندگان، دلالان یا بنگاه داران و مالکان ایجاد نماید ولی ساکنین محلی مجبور می شوند به خاطر افزایش ارزش زمین برای خانه خودشان، مالیات بیشتری بپردازند (Mathison and Wall,1982:92). 

مطالعه مقایسه­ای صورت گرفته از ساکنین در گراباندن سویس حاکی از آن بود که قیمت زمین در مناطقی که دارای تعداد نسبتاٌ زیادی از خانه­های دوم بود از سال 1967 تا 1973،برابر 43 درصد افزایش یافت در صورتی که مناطقی که فاقد خانه­های دوم این افزایش فقط 8 درصد بود (Pearce,1989: 212). در چند مطالعه انجام شده، آثار منفی اقتصادی ناشی از افزایش قیمت کالا و خدمات از دیدگاه ساکنین تأیید شده است به طوری که شلدرون و وار در بررسی نگرش ساکنین به این نکته پی بردند که میزان متوسطی از پاسخ دهندگان، افزایش کالا و خدمات را به توسعه گردشگری نسبت می دهند (Sheldon and Var,1984: 44). در ارزیابی از گرایش­ها و نگرش­های ساکنین در مورد هزینه بالاتر زندگی در اثر توسعه گردشگری در شهر کوینز1نیوزیلند مشخص گردید که 80 درصد پاسخ دهندگان این احساس را داشتند که وضعیت آنها بدتر شده است (Pearce  :212). پیزام نیز در مطالعه خود دریافت که ساکنین هزینه بالای زمین و مسکن را از آثار منفی گردشگری می دانستند (pizam,1978: 10). در یک مطالعه دیگر در ترکیه بیش از 70 درصد پاسخ دهندگان موافق بودند که گردشگری باعث افزایش هزینه زمین و ساختمان  می شود (Tosun, 2002:232). مطالعه دیگر در نواحی روستایی کلرادو حاکی از آن است که روستاهایی که دارای بالاترین توسعه گردشگری بودند، ساکنین اعتقاد داشته­اند که توسعه گردشگری قیمت حقیقی املاک را به صورت نا عادلانه­ای افزایش داده است (Longe et al 1990: 5 ,). این یافته­های متفاوت نشان می دهد که هرچند تغییر فاحش قیمت حقیقی املاک، معمولاٌ به توسعه گردشگری نسبت داده شده اما نگرشها نسبت به آثار این تغییرات بر روی جامعه میزبان، متغییر بوده و نظام مند نمی باشد. به عبارت دیگر تغییرات مورد بحث از قاعده معینی پیروی نمی کند.