800x600

اقتصاد و گردشگری 

   عوامل گوناگونی در میزان تأثیر گردشگری براقتصاد یک جامعه تأثیر دارند.

عمده­ترین این عوامل عبارتند از:

· کیفیت امکانات و جاذبه­های گردشگری.

· اشتغال خارجی­ها در بخش گردشگری.

· میزان مدت از سال که جاذبه­ها آماده پاسخگوئی به تقاضا برای بازدید هستند.

· میزان ستانده از پرداخت­ها و هزینه­ها برای گردشگری.

· درجه مالکیت ملیت­های خارجی.

· میزان توان اقتصادی منطقه مقصد.

· توسعه اقتصادی منطقه مقصد.

· میزان و حجم پرداخت­ها و هزینه­ها برای گردشگری.

· میزان دخالت دولت در توسعه و بهبود زیرساخت­ها و ایجاد انگیزه برای بازدید.

پیامدهای بالقوه منفی

· حضور گردشگران موجب افزایش شاخص قیمت کالاها و خدمات در شهر یا روستای مورد بازدید می­گردد.

· تعارض بین عرضه و تقاضای زمین که مشکل تقسیم منابع به نحو  عادلانه را ایجاد می­کند، ممکن است بین تقاضای گردشگری و منافع ساکنین شهر یا منطقه مورد بحث تضاد ایجاد نماید.

· توسعه گردشگری ممکن است باعث افزایش قیمت املاک محلی شود.

· در صورتیکه توسعه گردشگری منحصر به مناطق جغرافیایی خاص از کشور شود. عدم توازن اقتصادی مناطق را به دنبال خواهد داشت.

· یکی دیگر از اثرات جانبی توسعه گردشگری علاوه بر افزایش سریع قیمت زمین در منطقه پذیرای گردشگر، تغییر ملیت مالکان این زمین هاست.

· جنبه منفی دیگر، بخصوص در کشورهای در حال توسعه، حضور سرمایه گذاران خارجی برای مشارکت­های سرمایه­گذاری در توسعه گردشگری است.

· توسعه گردشگری موجب جابجائی در اشتغال افراد بومی می­گردد.

· ایجاد فشارهای تورمی با تزریق پول بر اقتصاد جامعه و افزایش درآمد مردم.

پیامدهای بالقوه مثبت

· گردشگری نه فقط بعنوان یک منبع درآمد ارز خارجی مهم است بلکه یک عامل مهم در استقرار منابع گوناگون و توسعه مناطق کمتر توسعه یافته به شمار می رود.

· گردشگری نقش قابل توجهی در توسعه و اتقاء شاخص­های توسعه در مناطق در حال توسعه دارد.

· سرمایه­گذاری در گردشگری موجب توسعه سایر بخش­ها نیز می­شود.

· تزریق پول و ارز به جامعه و کمک به بهبود تراز پرداختها.

· تسریع جریان پول در اقتصاد جامعه.

· گردشگری معمولاً دسترسی به خدمات را برای ساکنان جامعه که قادر به ایجاد سایر خدمات از جمله امکانات ورزشی، خدمات اغذیه و ... نیستند راسهل می­کند

· تقویت بنیۀ اقتصادی منطقه.

 

گردشگری مطلوب

   از نقطه نظر کارشناسان اقتصادی گردشگری مطلوب آن است که میزان درآمد و ارز وارد شده به منطقه و کشور بیشتر از میزان ارز و پول خارج شده باشد و با حداقل تعداد گردشگر ورودی، حداکثر درآمد حاصل گردد به عبارتی هزینه سرانه هر گردشگر وارد شده به منطقه بیشینه باشد. از این رو از نقطه نظر اقتصادی همواره تأکید بر پذیرش گردشگر از کشورهای با وضع اقتصادی بهتر است.

از نقطه نظر برنامه­ریزان منطقه­ای بدست آوردن منافع اقتصادی برای منطقه هدف اصلی نیست، بلکه توزیع مناسب درآمد، توزیع مناسب فرصتهای شغلی، هدایت منافع بسیور مردم محلی، کاهش نابرابری و بطور کلی استفاده از فعالیت گردشگری برای هدایت هر چه بیشتر منطقه به سوی تعادل و توازن مطرح می­باشد (معصومي،1385، ص19) .

محیط و گردشگری

   ارتباط محیط و فعالیت گردشگری بدین گونه است که:

ـ بسیاری از اشکال و پدیده­های محیطی جاذبه­هایی برای گردشگری هستند.

ـ امکانات و زیرساخت گردشگری بر روی محیط ایجاد می­گردند.

ـ توسعه گردشگری و استفاده گردشگر از یک ناحیه می­تواند اثراتی بر روی محیط داشته باشد.

در صنعت گردشگری محیط (اعم از طبیعی و مصنوعی) نه تنها بستر فعالیت گردشگری است بلکه جاذبه نیز می­باشد. برخی از اشکال و پدیده­های محیطی که جاذبه­هایی برای گردشگران هستند خود به دو دسته عمده تقسیم می­شوند. جاذبه­های محیطی طبیعی و دیگر جاذبه­های محیطی فیزیکی مصنوع بشر همانند شهرها و عناصر آن و آثار تاریخی و کهن.

در این میان مناطقی دارای اهمیت هستند که یکی از سه ویژگی ذیل را دارا باشند:

- مناطق طبیعی که به خاطر ایجاد پارکهای محلی، جنگل و مناطق حفاظت شده، باقی مانده­اند.

- مناطق طبیعی که بخاطر انجام توسعه منطقی (آمایش سرزمین) حفاظت شده­اند.

- مناطق طبیعی که به واسطه گونه­های گیاهی و جانوری خاص زیستگاه­های خود منحصر به فرد هستند و بخاطر یک یا هر دو دلیل فوق حفاظت شده­اند.

در سالهای 8 1977 مطالعه­ای بر روی فشارهای وارده بر محیط انجام شده و چهار گروه عمده فعالیت­های ایجاد کننده فشار بر محیط که تغییرات را در محیط ایجاد می­کنند چنین دسته­بندی شده­اند: تولید زباله­ها، فعالیت­های گردشگران، اثرات جمعیتی و عوامل تغییر در پایداری محیط.

گردشگری دارای پیامدهای بالقوه منفی و مثبت بر روی محیط طبیعی و محیط مصنوعی بشر می­باشد که برخی از آنها عبارتند از:

پیامدهای بالقوه منفی

· تولید زباله، آلودگی آبها از فاضلاب تصفیه نشده، اضافه نمودن غذا و مواد خارجی، نشت مواد نفتی از قایقها.

· آلودگی هوا، آب، صدا و منظر.

· از هم گسیختگ اکولوژیکی.

· ایجاد تاسیسات فیزیکی گوناگون و به زیر ساخت و ساز رفتن اراضی کشاورزی.

· بروز مشکلات کاربری زمین مانند: توسعه نواری یا خطی فروشگاه­ها در طول جاده­های نزدیک جاذبه­ها.

· ظهور و وفور ابنیه با طراحی و کیفیت بصری بد و نامناسب.

· آلودگی و شلوغی ترافیک سواره و پیاده.

پیامدهای بالقوه مثبت

· نوسازی ساختمانها و آثار و سایت­های تاریخی موجود.

· تغییر نوع استفاده از ساختمانهای قدیمی براساس نیازهای جدید بعنوان نمونه: (تبدیل حمام به سالن پذیرایی)

· ایجاد انگیزه و اقدام­ برای برنامه­ریزی و مدیریت مناسب محیط طبیعی.

· حفاظت دائم و مستمر محیط.

· بهبود پرداخت­ها برای حفاظت از سایت­های باستانی و بناهای تاریخی و بخش­های با ارزش معماری

· گردشگری استفاده از زمین را در اراضی که از لحاظ کشاورزی در حاشیه قرار دارند و قادر به استفاده بلندمدت برای پوشش گیاهی نیستند بهتر می­کند.

· توسعه زیرساخت ها. و...

گردشگری مطلوب

تمامی فعالیت­های گردشگری در محیط بوقوع پیوسته و یا به نوعی به محیط زیست انسان وابسته می­باشند. از اینرو فعالیت گردشگری و محیط دو  پدیده جدایی ناپذیر هستند که تبعاً دارای اثراتی متنوع بر روی هم خواهند بود. نوع و بزرگی اثر بستگی به شدت و گستردگی فعالیت گردشگری در محیط و ظرفیت پذیرش محیط دارد. از نظر متخصصان محیط زیست گردشگری مطلوب آن نوع از گردشگری می­باشد که پیامدهای منفی آن بر محیط در حداقل میزان ممکن و پیامدهای مثبت آن در حداکثر میزان ممکن باشد. این نوع رابطه گردشگری و محیط داشته و به حفاظت هر چه بیشتر محیط در برابر صدمات احتمالی منتهی می­گردد. متخصصان محیط زیست نه تنها به کاهش و تحدید رابطه گردشگری و محیط معتقد نیستند بلکه به گستردگی آن با ملاک قرار دادن ظرفیت پذیرش محیط و ملاحظات زیست محیطی تاکید دارند (معصومي،1385، ص43) .

فرهنگ و گردشگری

فرهنگ جامعه گردشگری از دو جنبه قابل بحث می­باشد.

- تاثیر فرهنگ و جامعه بر یکدیگر و تاثیر فرهنگ و جامعه برگردشگری

- تاثیر گردشگری بر فرهنگ و جامعه.

اثر فرهنگ و جامعه بر گردشگری

   تئوری نفوذ فرهنگی بر فرهنگ دیگر فرض می­کند که وقتی دو  فرهنگ روبرو می­شوند فرهنگ نافذ بر دیگری حاکم می­شود و نتیجه آن ایجاد تغییراتی در فرهنگ ضعیف­تر است. نام دیگر آن "تسلط فرهنگی" است و بیشتر موقعی ظاهر می­شود که فاصلۀ طبقه اقتصادی مابین جامعه میزبان و مهمان بیشتر باشد.

   گفته می­شود که در میان روندهای اساسی فرهنگی که بر دهه پایانی قرن بیستم سایه افکنده است، دو روند جهان گرائی وبوم گرائي از اهمیت خاصی برخوردار است، جهان گرائی بعنوان نیروی سهمگین از یک سو با نوعی چیرگی­طلبی و برتری نظام مسلط جهانی همراه است و از سوی دیگر صورت­بندهای جدیدی از فرهنگ، آموزش، اقتصاد، نظام اجتماعی و شبکه ارتباطی یکپارچه و بهم پیوسته بوجود آورده است.

بوم گرائی که ظاهراً وجه متعارض روند اول است، به تاکید بر سطوح محلی فرهنگ، گریز از یکپارچگی و تمرکز تصمیم­گیری، سمت و سوئی تازه  در توجه به قابلیت­ها و رهیافت­های فرهنگ بومی دارد. در این روند نیز وجوه متعارضی از رویکردهای افراطی به سنن، آداب " ناحیۀ خاص" تا افزایش قدرتهای محلی و "تمرکز کززدائی (بی­تعصبی)» دیده می­شود.

   مقوله­ گردشگری درون مرزی اگر از این جنبه مورد بررسی قرار گیرد می­تواند پاسخ مناسبی به ضرورتهای ناشی از روند دوم کنترل دامنه­های نفوذ  روند نخست باشد. در حقیقت مفهوم "هویت"، عنصر زنده و باز تولید شده­ای است که با رویکرد اصولی به زاد و بوم رشد می­یابد و نمود شایسته خود را از طریق رسانه­های جمعی عرضه می­کند.

تاثیر گردشگری بر فرهنگ و جامعه

   سه گونه از فرهنگ که به خاطر گردشگری با هم تماس پیدا می­کنند عبارتند از:

- فرهنگ گردشگر: فرهنگی است که تیپ گردشگری را دارد و گردشگران به روش­های خاصی که برای رعایت مقررات در کشور میزبان حاکم است، عمل نمی­کنند. قانون شکن هستند. در حالت استراحت می­باشند و می­خواهند مطابق میل و زندگی خود در جامعه میزبان زندگی کنند.

- فرهنگ میزبان: فرهنگ میزبان ان بخش از فرهنگ است که در معرض دید گردشگر قرار می­گیرد. میزبان تمامی فرهنگ خود را در معرض دید قرار نمی­دهد چرا که یک سلسله ارزشها و خواسته­های اجتماعی فرهنگی دارند.

- فرهنگ­های وارداتی و فرهنگ باقی مانده: در بیشتر موارد تمامی جنبه­های فرهنگ ملل میهمان برای فرهنگ کشور میزبان مناسب به نظر نمی­رسد در نتیجه میزبان از عوامل و یا عناصر فرهنگی دیگران را خواسته و یا ناخواسته­ جذب می­نماید که می­توان آن را فرهنگ ناشی از گردشگری نامید که گاه از کشور بخصوص نیز به سرزمین­ منتقل می­شود.

   بدیهی است فرهنگ وارداتی از نوع منفی از فرهنگ میزبان، اثرات سوء و نابسامانی­های اجتماعی در پی خواهد داشت که بعضی از آنها بسیار خطرناک، هرج و مرج آفرین و بهم زننده نظم اجتماعی خواهند گردید.

اهمیت و پیامدهای بالقوه فرهنگی اجتماعی گردشگری

پیامدهای بالقوه منفی

· بیان و انتقال بد فرهنگ و آداب و رسوم منطقۀ بازدید شده توسط جهانگردان به مردم خود

· پوشش نامناسب

· جریحه­دار نمودن احساسات بومی مردم بازدید شونده.

· افزایش کم سابقه بیماری­های غیرمعمول در کشورهای جهانگردپذیر.

· آسیب دیدن ابنیه و آثار تاریخی: استفاده بیش از حد آثار تاریخی برای بازدید جهانگردان موجب فرسایش و از بین رفتن آثار مذکور می­شود.

· به جا ماندن فرهنگ گردشگران، عادات و آداب خاصی که بر مردم میزبان اثر می­گذارد. نحوه لباس پوشیدن، رفتار، چگونگی غذا خوردن و معاشرت کردن بتدریج الگوی جدیدی را در کشور میزبان شکل می­دهد که ممکن است منجر به تعارض فرهنگی گردد. مشکلات مواد مخدر و فحشاء.

پیامدهای بالقوه مثبت

·  توسعه روابط فکری، فرهنگی، هنری و اجتماعی بین افراد کشورهای صادر کننده گردشگر و افراد پذیرای گردشگر.

· گسترش مبادلات و همکاری بین­المللی و تقویت همبستگی میان مردم جهان.

· شناخت مردم از فرهنگ و تمدن کشورهای دیگر.

· رقابت برای فعالیت گردشگری.

· تشدید رقابت بین شرکتها و سازمانهایی که در این زمینه فعالیت می­کنند.

· تشدید علاقه به تجدید حیات زبان محلی و کاربرد بیشتر این زبان.

· نرم شدن موضع مردم ساکنان شهر یا کشور میزبان برای پذیرفتن و یادگیری زبانهای دیگر به منظور برقراری ارتباط بیشتر با گردشگران.

· افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی جامعه میزبان.

گردشگری مطلوب

   هدف برنامه­ریزان و دست­اندرکاران فرهنگی از بهترین وضعیت گردشگری بین جوامع گوناگون، بیشینه نمودن تاثیرات مثبت و کمینه نمودن تاثیرات منفی متقابل جوامع بر یکدیگر است. در این نوع گردشگری جامعه میزبان و میهمان بیشترین تاثیرات مثبت را برای هم خواهند داشت و اثرات منفی در حداقل ممکن قرار دارند و ارتباط بین آنها نه تنها صدمه­ای به جامعه نخواهد داشت بلکه به فربه شدن فرهنگ و غنای آن منتهی می­گردد (معصومي،1385، ص55) .

سیاست و گردشگری  

   گردشگری همانند پلی است که ملت­ها را با دیگر ملل جهانی مرتبط می­سازد. چگونگی اوضاع و احوال عمومی، سازمان کشوری و تشکیلات رهبری هر مملکت از یک سو و تبلیغات و تسهیلات و اقداماتی که دول برای رفاه و جلب گردشگران فراهم می­سازند رابطه بین گردشگری و سیاست را از سوی دیگر، آشکار می­سازد. امنیت، آسایش، نحوه رفتار مقامات رسمی و نحوه برخورد و رفتار عموم مردم با بیگانگان، نحوه پذیرش  و نوع تسهیلات، نوع تاسیسات، نوع حکومت، آزادیهای فردی و اجتماعی در سیستم اعمال قوانین مملکتی، وضع و موقعیت جغرافیایی، سابقه تاریخی و باستانی، وضع موجود اقتصادی و سیاسی و نوع مقررات امور گردشگری و قوانین گمرکی و ویزا با گردشگری رابطه مستقیم دارد. در این میان نظام اداری بعنوان برترین اهرم اداره سیاسی حکومت و اجرا کننده قوانین و مقررات ملی، از عوامل تاثیرگذار بر میزان جلب گردشگران و در نتیجه جذب درآمدهای گردشگری است.

 

نقش دولت در گردشگری

   دولت به دلایل گوناگون در گردشگری دخالت می­کند:

- ایجاد تعادل منطقه­ای در پهنه جغرافیائی و تامین درآمد و توزیع متعادل ثروت.

- حمایت از بخش گردشگری.

- پیشبرد توسعه اقتصادی و ایجاد یک محیط با ثبات اقتصادی.

- حفظ و تداوم روابط بین ملل براساس قانون اساسی.

- برقراری امنیت گردشگران در زمان ورود به کشور، خروج از کشور و در دوره زمانی اقامت در داخل کشور.

- تامین سایر هدفهای سیاسی از جمله: جلب اعتماد جهانی، کسب حیثیت برای حکومت و تبلیغ مبانی ایدئولوژیکی خود.

- دخالت دولت در گردشگری در سه سطح بین­المللی، ملی و محلی صورت می­گیرد

- دخالت دولت در سطح بین­المللی بیشتر در قالب عضویت در مجامع بین­المللی، قرارداد تجارت و روابط حسنه با دیگر دول می­باشد.

- در سطوح ملی، دولت در چهار فعالیت عمده " ورود و خروج گردشگران از مرزها"، " برنامه­ریزی و سیاست­گذاری"، " ایجاد ساختارهای زیربنائی و توزیع منابع در سطح ملی"، "بازاریابی" در این بخش دخالت دارد.

- در سطوح محلی نیز قوانین و مقررات دولتی اهمیت زیادی پیدا می­کند. از جمله "صدور مجوز فعالیت به افراد و سازمانها"، "اعمال قوانین و مقررات در مورد رعایت اصول ایمنی"، "بهداشت و اشتغال و نظارت بر فعالیت­ها" و "اعمال کنترل بر فرایند ساختمان­سازی، محل ساختمان و قوانین مربوط به منطقه­بندی و طرح ساختمانها".

   اکثر کشورها سازمان خاصی را برای دخالت در گردشگری تعیین می­کنند که به شکل عمده نمود پیدا می­کند الف) وزارت جهانگردی یا یک سازمان در سطح عالی ب) سازمان یا دفتر دولتی در درون یک وزارتخانه ج) سازمان نیمه دولتی.

نقش بخش غیر دولتی در گردشگری

   سازمانها و نهادها غیردولتی گرایشات مردم را نشان می­دهند و به طرق گوناگون در صنعت گردشگری دخالت می­کنند:

- عضویت در جلسات شورا  برای توسعه گردشگری در تمامی سطوح  شامل ارزیابی و اظهارنظر در سطوح شامل ارزیابی و اظهارنظر در سطوح منطقه­ای، سایت­های ویژه، طرحهای توسعه و طرحهای کاربری اراضی.

- تشویق و پشتیبانی توسعه مناسب گردشگری و مقاومت در برابر توسعه نامناسب.

- زمینه­سازی مشارکت ساکنین محلی در انجام تحقیقات و گردآوری اطلاعات.

- به عهده گرفتن آموزش عمومی در زمینه اهمیت اقتصادی گردشگری، ضرورت حفاظت محیط زیست، نحوه رفتار  با گردشگری.

گردشگری مطلوب

   از نقطه نظر سیاستمداران و متولیان امور سیاسی، گردشگری مطلوب آن نوع از گردشگری است که به امنیت ملی صدمه­ای وارد ننموده و به توسعه و تقویت روابط حسنه متقابل بین ملت­ها و دولتها بیانجامد.

در هر کشوری و بخصوص در کشور ما تنوع زبانی، قومی و قبیله­ای، فرهنگی، نژادی و دینی وسیعی به چشم میخورد. گردشگری درون مرزی باید وحدت و همگونی هر چه بیشتر بین اقوام و مردم را حفظ نموده و از افتراق مردم بپرهیزد.

   چه در گردشگری درون مرزی و چه در گردشگری برون مرزی، حفظ حقوق هر دو گروه میزبان و میهمان بسیار اساسی میباشد. حفظ استقلال، آزادی و احترام به طرف مقابل از ضروریات بوده و رواج و رشد گردشگری بدون حصول و یا حتی نزدیکی به این نتایج نه تنها مورد قبول نمی­باشد بلکه هرگز حمایت نخواهد شد.

   برای هدایت توسعه فعالیت گردشگری مشارکت همه جانبه بخش­ها اعم از دولتی، عمومی و خصوصی ضروری است. در این میان مشارکت و حمایت مردم نقش بسزائی دارد.

   فن­آوری اطلاعات در بخش گردشگری نیز بر توان برنامه­ریزان در پیش­بینی و استفاده از تکنیک­های متنوع می­افزاید و در موفقیت آن موثر خواهد بود.

   با گذشت زمان و طرح تئوری­های "جهانی شدن"، " جامعه مدنی" و" گفتگوی تمدن ها"، این صنعت اهمیت بیشتری یافته و رسالت سنگین­تری بر عهده دارد.

   نوع جدیدی از گردشگری الکترونیک اخیراً در امریکا و اروپا مطرح گردیده که شاید بتوان آن را مسافرت الکترونیکی نامید. این نوع گردشگری علاوه بر تاکید به برخورداری از تمام امکانات فن­آوری اطلاعات در برنامه­ریزی و مدیریت بخش به ابتکار جدیدی نیز تاکید دارد. ابتکاری که با اتکاء به آن بازدید (ارائه کالا) از طریق امکانات الکترونیک و محمل­های اطلاعاتی (شبکه، اینترنت، سی دی و...) ممکن شده است. به نحوی که براساس آمار منتشر از سوی کمیسیون گردشگری کانادا، یک چهارم مردم  کانادا و 35 درصد از خانواده­های آمریکایی سفر اینترنتی می­کنند. (سال 2003) این تحول تا حدودی به کاهش و تغییر در هزینه­ها، حذف بعد مسافت، زمان و نیاز به برخی خدمات منجر شده و بطور جدی به تغییر در الگوی موجود در جریان عرضه و تقاضا منتهی می­گردد. اهمیت حذف مسافت و زمان در گردشگری به اندازه­ای میباشد که پیش­بینی میشود در آینده چهره کنونی گردشگری تغییر یافته و تغییراتی نیز در الگوها و مفاهیم موجود در برنامه­ریزی و مدیریت گردشگری ایجاد گردد. یکی از مهمترین این تغییرات، تحول در بازدید از ابنیه، اشیاء و میراث باستانی خواهد بود(معصومي،1385، ص79).