دیدگاه های اندیشمندان در باب گردشگری
مورگن روث (Morgen Roth) معتقد است جهانگردی عبارت است از مسافرت اشخاصی که به طور موقت از شهر خود دور میشوند تا نیازهای حیاتی-فرهنگی خود و شخصی خود را به شکل مصرف کننده ی کالاهای اقتصادی و فرهنگی برآورده سازد.در واقع او در این تعریف علاوه بر وجه موقت بودن این مسافرت، مسأله ی مصرف کالاهای فرهنگی و اقتصادی منطقه ی مقصد اشاره دارد و تأکید او بیشتر بر آن است (حاتمی نژاد،1384،ص42).
رایان(1991) معتقد است که: اساسأ گردشگری تجربه مکان هاست. محصول گردشگری صرفأ مقصد گردشگر نیست، بلکه کسب تجربه از مکان و آنچه در آنجا اتفاق میافتد است. گردشگری مجموعه ای از تعاملات درونی و بیرونی است. دیدگاه رایان دیدگاهی انسانی و تجربی درباره گردشگری است که هم به میزبان و هم مهمان توجه دارد(کردند (کاظمی ،1385 ،ص18).
پژمان اسماعیلی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، به کارگیری واژه توریسم را نخستین بار به سال 1811 میلادی میداند که مجله ورزشی "اسپورتینگ" این واژه را بکار برده است. وی با اشاره به این که این واژه به فضای مسافرت به منظور تماشای آثار تاریخی و بازدید از عناصر طبیعی برای کسب لذت به کار رفته است عنوان میکند: توریست فردی است که به طور موقت مسافرت میکند و در کشور مورد علاقه خود حداقل 24 ساعت اقامت میگزیند، این مسافرت اهدافی همانند استفاده از تعطیلات، تأمین سلامتی، مطالعه و تحقیق، موارد ورزشی و مذهبی را دربر میگیرد (شیراسب،1384،ص5).
مکین(1977) گردشگری را این گونه تعریف میکند: "خواست عمیق انسان برای شناخت دیگران به صورت دو جانبه; همان گونه که ممکن است بخواهیم خودمان را بشناسیم...به عبارتی تمایل به دیدن، شنیدن و درک همه پدیده های جالب در دنیا". در واقع او گردشگری را فعالیتی مثبت در جهت خودشناسی میداند(کاظمی ،1385 ،ص18).
اما شاید یکی از کامل ترین تعریف هایی که برای جهانگردی ارائه شده باشد آنی است که آرتور بورمان تعریف میکند.او معتقد است گردشگری یا جهانگردی مجموعه ی مسافرت هایی است که به منظور استراحت، تفریح، تجارت یا دیگر فعالیت های شغلی یا به منظور شرکت در مراسم خاص انجام میگیرد و غیبت شخص گردشگر از محل سکونت دائم خود در طی این مسافرت ها موقتی و گذراست.از دیدگاه بورمان کسانی که اقدام به مسافرت های شغلی منظم بین محل کار و زندگی خود میکنند مشمول این تعریف نمی شوند. تعریف او چند جنبه از این فعالت خاص را معرفی میکند: نخست موقتی بودن مسافرت که یکی از شروط لازم آن است، دوم انگیزه هایی غیر از مسافرت های منظم شغلی(حاتمی نژاد،1384،ص42).
باتلر ( 1980) تحقيقاتي در زمينه توسعه گردشگري با عنوان «چرخه زندگي مقصد» ارائه داد او براي توسعه گردشگري مراحل مختلفي را بر شمرد كه عبارتند از:
1- اولين مرحله، مرحله كشف است. باتلر معتقد است كه براي يك شهر، تعداد معدودي گردشگر وجود دارد و اثرات اقتصادي گردشگري كم است. فعاليت گردشگري به صورت رسمي وجود ندارد و در حاشيه قرار مي گيرد. در اين مرحله گردشگران معمولا ناگزير به تطبيق خود با شرايط محلي هستند.
2- مرحله دوم با عنوان مرحله « وارد عمل شدن» ناميده مي شود. اين مرحله، مرحله افزايش فعاليت هاي گردشگري است. در اين مرحله معمولا گردشگران با مدت اقامت كوتاهتر اما با تعداد بيشتري به يك مكان مقصد مي آيند. موسسات تجاري شروع به احداث خدمات و امكانات تخصصي گردشگري مي كنند. بعضي از مردم به سادگي يك يا دو اتاق براي گردشگران در خانه هاي خود فراهم مي كنند. خدمات رساني به گردشگران به صورت رسمي صورت مي گيرد و اجتماع، بتدريج خود را با فعاليت هاي گردشگري و حضور گردشگران تطبيق مي دهد.
3- مرحله توسعه؛ رشد سريع گردشگر و تغييرات دراماتيك در همه جنبه هاي بخش گردشگري در يك مدت زمان نسبتا كوتاه بوجود مي آيد. نرخ رشد واقعي گردشگري و خصوصيات رشد بستگي به عوامل جاذب و تلاشهايي دارد كه براي كنترل مديريت گردشگري لازم است. مقصد گردشگري وارد يك سيستم يكپارچه رسمي گردشگري مي شود و فعاليت گردشگري در قالب يك ساختار كاملا سازمان يافته صورت مي گيرد.
4- تحكيم بخشي؛ نرخ رشد گردشگران و ساير فعاليت هاي مربوطه به گردشگري كاهش مي يابد،گر چه تعداد واقعي گردشگران در حال افزايش است.
5- ركود ( اشباع)؛ مقصد ممكن است داراي امكانات بالاي گردشگري باشد، اما سبب افزايش گردشگران نشود. گردشگران مراجعه كننده معمولا تكراري هستند.
6- ممكن است مرحله ركود براي مدتي وجود داشته باشد و پس از آن، ممكن است دو حالت افزايش و يا كاهش در تعداد گردشگران مراجعه كننده بوجود آيد.
مرحله نوسازي كه منظور، تجديد ساختار مقصد است.باتلر يكي از سه حالت ممكن را بعد از مرحله ركود پيشنهاد مي كند كه عبارتند از:
1- كاهش 2- ادامه حالت ركود 3- تجديد ساختار
منابع کارشناسی ارشد جغرافیا - برنامه ریزی توریسم