800x600

از زمانی که بشر برای شناسایی محیط اطراف تسهیل در امر زندگی و رفع نیازهای خود به تکاپو پرداخت در حقیقت دست به يك نوع برنامه ریزی زد. هر فرآیند دارای سلسله مراتب در یک ارگانیسم که بتواند نظم و ترادف اجرایی را کنترل کند  برنامه نام می گیرد. برنامه ریزی هم عبارت از یک سیستم تصمیم گیری در جهت تعیین خط مشی به منظور دستیابی به هدفهایی است که دررابطه با نیازهای آینده تعیین می شوند.

از آنجا که با موضوعی رو به تکامل سرو کار داریم که تاریخ در حال توسعه ای دارد و با دیگر زمینه های توسعه در ارتباط قرار می گیرد شاید انتظار زیادی باشد که بتوان تعریف فراگیری از برنامه ریزی ارائه نمود.

در برنامه ریزی توریسم به عنوان شاخه ای از برنامه ریزی نباید ظرف مکانی و زمان برنامه ریزی را فراموش کرد. یعنی اینکه هر نوع برنامه ریزی برای توریسم می باید دارای قالب زمانی و مکان معین ، مشخص و تعریف شده باشد. در هر نوع برنامه ریزی توریسم آنچه اهمیت دارد این است که یک چهارچوب مفهومی دقیق و منظمی برای این سوالات فراهم شود. چرا؟ چه کسانی؟ چگونه ؟چیست؟ به عبارت دیگر چر نقش دولتها در برنامه ریزی توریسم مهم است ؟ چه کسانی در سیستم توریسم نقش ایفا می کنند؟ چگونه مدیریت واقعی قابل حصول و اجرا است؟ اثرات حقیقی توریسم چیست؟

برنامه ریزی کشورهای جهان برای بهره مندی از مزایای صنعت توریسم عمدتا حول دو محور حفظ، بهسازی و ارتقاء جاذبه های توریستی از یک سو و بهبود سیستم اطلاع رسانی و دسترسی به ان از سوی دیگر رقم خورده است.

توریسم به واسطه ماهیت خود فعالیتی پیچیده و مستلزم مشارکت بخش های مختلف جامعه است از این رو توریسم در هر مرحله و هر گام نیازمند برنامه ریزی و هماهنگی است و برای توسعه و مدیریت موفقیت آمیز آن برنامه ریزی در کلیه طرح اهمیت می یابد.

 

جدول (6-2) الگوی توسعه توریسم.

مرحله

خصوصیت

درجه برنامه ریزی تنظیم

مرحله اولیه

-          تعداد ورود بازدید کننده

-          اقتصاد محلی مختلط

-          فقدان تصویر بین المللی

-          سرمایه گذاری ورود

-          کمبود هتل و تسهیلات مسکن اندک

-          برنامه ریزی محدود برای توریسم که به عنوان یک اولیت

-          حداقل خطر تنظیم

مرحله نفوذ

-          آگاهی از بازار

-          افزایش ورود توریست ها

-          افزایش سطح آگاهی دولتی

-          متصدیان تور، آژانس های دولتی و مقاصد وارد بازار شدند.

-          مذاکرات بین هتل های بین المللی و محل برای ایجاد هتل های بزرگتر

-          نیاز به ارزیابی نرخ توسعه و طرح مربوط به آن

-          سیاست های برنامه ریزی اتحاذ شده به عنوان واکنشی در مقابل توسعه سریع

مرحله رشد

-          توسعه تسهیلات به انضمام ترقی رستوران و تسهیلات عمومی

-          تغییر در ماهیت اقتصاد مختلط

-          تلاش در جهت اصلاح و افزایش گردشگاهها

روش های برنامه ریزی پیشرفته تر و ترتیباتی که در بخش توریسم به کار می روند کار آمدتر

مرحله بقای رشد

-          حفظ نگهداری تسهیلات توریستی

-          اقتصاد تحت سلطه توریسم

-          اختلاط لفظمی بیشتر با توسعه توریسم توده

 

منبع: ولی زاده،1385،ص61

 

به طور کلی وبه اعتقاد ویل 10 ویژگی وجود دارد که صنعت توریسم را از دیگر فعالیتهای اقتصادی متمایز می کند:

1-    آن بودن(spontaneity): به مفهوم فقدان زمان میان عرضه و مصرف خدمات.

2-    در خاطر ماندن(Remembrance) : به مفهوم در ذهن ماندن مسافرها و تعطیلات.

3-    میراث توریسم(tourism patrimony) : به معنی پیوستگی مستقیم و غیر مستقیم سیستم توریسم.

4-    زودگذر بودن(Temporal) : یعنی نا پایداری محصولات توریستی (مانند غذا و کالاها).

5-    ظرفیت پذیرش (carrying capacity) : به مفهوم کنترل عرضه و تقاضا.

6-    قابلیت تغییر(change ability) : به مفهوم تغییر مداوم مناطق توریستی.

7-    رقابت برای کسب فضا(competition for space) : به مفهوم رقابت میان مناطق توریستی.

8-    فصلی بودن تقاضا(seasonality of demand) : یعنی اغلب مناطق توریست پذیر به صورت فصلی عمل می کند.

9-  ثابت بودن هزینه عملیاتی(fixity of operating costs): یعنی هزینه های تهیه زیر ساختهای صنعت توریسم تقریبا ثابت است.

10- هماهنگ شدن وابستگی متقابل اجزا(ولی زاده، 1385،ص 62).

 توریسم شهری:

شهر عالی ترین مکان تجمع زیستی انسانها از آغاز تا کنون بوده و مرحله روی آوردن انسان به زندگی شهری نیز از مهمترین مقاطع تاریخی بشریت می باشد که آنرا سر آغاز تمدن دانسته اند. بعد از اینکه صنایع کثیف شهرها را فراگرفته و باعث خلق آلودگی های مختلف در شهرها گردیدند برنامه ریزان به فکر جایگزین کردن صنایع پاک در شهرها به جای این صنایع کثیف افتادند که در این میان صنعت توریسم به عنوان یک صنعت پاک بیش از بقیه موارد توجه قرار گرفت . شهرها به عنوان یک مکان لوکس به همواره طرفداران زیادی را داشته و مهمترین فضاهایی هستند که مورد بازدید توریستها قرار می گیرند.

از سوی دیگر جهان به شدت به سمت شهری شدن پیش می رود. در مقیاس جهانی ، تعداد جمعیت شهر نشین از 600 میليون نفر در سال 1950 به 2 میلیارد نفر در سال 1986 رسید.

با این نرخ رشد جمعیت شهرنشین طی 28 سال آینده 2 برابر خواهد شد.

در جهانی که مردم تمایل دارند در شهرها متمرکز شوند ارتباط میان توریسم و برنامه ریزی شهری به شکل فزاینده ای ملموس شده و توریسم تبدیل به نیرویی برای هدایت شهر نشینی و ساختمان شکل شهری می گردد.

به طول کلی محیط های شهری از دو جهت در صنعت توریسم اهمیتت دارند: کانونهای شهری به لحاظ تمرکز حمایت در آنها و خستگی های ناشی از فعالیت به عنوان مبدا سفرهای توریستی محسوب می شوند. از سوی دیگر به علت وجود امکانات رفاهی و داشتن جاذبه های توریستی به عنوان مقصد مسافرتهای توریستی نیز به شمار می روند.(ولی زاده، 1385،ص56).

لذا توسعه توریسم در شهرها از جنبه های توریست پذیری و توریست فرستی می تواند مدنظر قرار گیرد که به دلیل اثرات مختلف توریسم بر جوامع مقصد جنبه اول بیشتر مورد توجه قرار     می گیرد.

برخلاف سایر انواع مسافرتهای توریستی مدت اقامت توریستها در شهر از نوع اقامت کوتاه مدت می باشد. در کشورهای پیشرفته بین سالهای 1985 تا 1991 شمار مسافرتهای تفننی کوتاه مدت 5/3 برابر بیشتر از مسافرتهای بلند مدت است(کازس و پوتیه، 1382، ص30). از سوی دیگر جریان توریسم و بویژه توریسم شهری به زمان و مکان وابسته است. به زمان وابسته است زیرا بسیاری از مقصدهای توریستی فصلی هستند و به مکان وابسته است زیرا تمایل  مسافرتهای توریستی درنواحی مشخص با زیر ساختها و جاذبه های مناسب متمرکز می شود.

همچنی مردمی که در کلان شهرها زندگی می کنند به دلیل بالا بودن نسبی سطح زندگی در آنهاتمایل بیشتر به مسافرت نسبت به مردم شهرهای کوچک دارند. هر چه استانداردهای زندگی بالاتر باشد تمایل و علاقه به سفر بالا می رود.

عامل مهم در تقاضا برای توریسم و بویژه توریسم شهری ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی     می باشد که مستقیما بر تقاضا اثر می گذارد. اگر در یک منطقه شرایط سیاسی پرنوسان باشد این شرایط باعث نوسانات در توریسم خواهد شد. وجود جاذبه های شهری نیز نقش عمده ای در تقاضای توریستی دارد. نباید از کنار این نکته بی تفاوت گذشت که توسعه ناموزون توریسم ممکن است صدمات جبران ناپذیری را بر محیط زیست شهری وارد سازد. در اینجاست که طراحی راهبردی برای توسعه توریسم شهری پایداراهمیت زیادی می یابد.(محلاتی، 1381، ص37). برای کاستن از عواقب منفی جریان توریستی کارس و پوتیه چهار روش عمده برای مدیریت جریانهای توریستی در مناطق شهری مطرح می کند که عبارتند از تنظیم معیارهای فضایی، کالبدی، مدیریت زمان(تنظیم جریانها در روز، هفته و ...) ، محدودیت ورود و ارائه اطلاعات لازم برای توریستها جهت استفاده بهینه از فضا (قربانی، 1382،ص129).

در ایران واقعیت امر این است که روند شهر نشینی تا آینده ای نستبا دور همچنان ادامه می یابد و نبادید راه حل جلوگیری از اثرات سوء توریسم برکلان شهرها را در نفی شهرنشینی جستجو کرد بلکه می بایست به دنبال پاسخی به چگونگی برنامه ریزی و مناسب سازی محیط شهری بوده و آموزشها و اقدامات لازم را در این زمینه انجام دارد.(ولی زاده،1385،ص57).