فصل چهارم :بافت اکولوژیکی شهر

اشتغال زمین شهری برای اولین بار توسط الکساندر فن تونن انجام شده است . اشتغال زمین شهری ابتدا توسط فن تونن روی اراضی روستایی انجام شده است .

 اکولوژی شهری از سال 1920 به بعد توسط آمریکا انجام گرفت و سپس جامعه شناسان فرانسوی به نحوه اشتغال زمین توجه کردند . محققان آمریکایی زیر نظر برگس به مطالعه و ضعیت اکولوژی شهر شیکاگو پرداختند .

روش تحقیق محققان آمریکایی درباره ساختار اکولوژی شهر شباهت به روشهای اکولوژی گیاهی دارد .

در اکولوژی شهری فرآیندهای هجوم- استیلا و تسلط – توالی از مرکز به پیرامون شهری مورد توجه کارشناسان شهری است .

حصول شرایط ارتقاء اجتماعی در جامعه سرمایه داری مبتنی بر پویایی بازرگانی است .

نظریه برگس در مورد اشعه دوایر متحدالمرکز متداخل در بافت اکولوژیکی شهر شیکاگو دارای پنج مرحله متوالی است :

1)بخش مرکزی شهر شیکاگو با عنوان CBD = تمرکز امور بازرگانی

2)منطقه انتقالی یا گذرگاهی = محلات مسکونی + کارگران سیاه

3)سکونتگاه کارگران صنایع است = محل سکنی مهاجران دسته دوم

4)طبقه ثروتمندان :خانه های اپارتمانی و سکونتگاهی

5)منطقه پیرامون شهر :حومه ها و شهرهای اقماری را در خود جای دارد .

سوال ارشد 85)CBD کدام نقطه از شهر را گویند ؟

1)پارکهای صنعتی   2)حومه های شهری 3)منطقه تحول  4)بخش مرکزی تجارت // گزینه 4 صحیح است .

برگس عقیده داشت که طرح دوایر متحدالمرکز ممکن است به تبع ناهمواریها و راههای ارتباطی نظام کاملا هندسی خود را از دست بدهد .

سیلوی رمبر استاد جغرافیای شهری دانشگاه استراسبورگ آلمان د مورد نظر برگس : سیلوی طرح برگس را ناشی از گروههای انسانی نزادی می داند و می گوید در این منطقه بندی نگرش اقتصادی مورد توجه قرار نگرفته است . چون می گوید هر قدر از مرکز به پیرامون شهر می رویم دترسی به امکانات و وسایل زندگی کمتر می شود . و قیمت زمین پایین می اید .

شومبار دولو در طرح برگس چنین می گوید :برگس تنها سطح زندگی را در نظر نگرفته است بلکه شرایطی چون فرایندهای جمعیتی را در نظر گرفته است .

طرح شوبوردلو درباره شهر پاریس :

1)هسته مرکزی با امور بازرگانی (شکل بیضی دارد و به تدریج از جمعیت خالی می شود .

2)منطقه برخورد فرهنگها و باورهای اجتماعی (منطقه بیمار گونه )

3)منطقه سکونتگاهی داخلی (منطقه تباینهاست )

4)منطقه صنعتی و اقامتگاهی کارگران (محل صنایعی چون ستروئن و پانهار است )

5)منطقه مختلط (حومه های خوابگاهی )   6)منطقه روستایی سابق (در واقع تبدیل به شهرک نشده اند . )

6)منطقه حاشیه ای (که هنوز در محدوه شهری پاریس وارد نشده ولی در قلمرو نفوذ و جاذبه شهر قرار دارد. )

همر هویت الگوی قطاعی شهر را ارائه می دهد که مبنای شاخص در ان اجاره بهای خانه در آمریکاست و در واقع مکمل طرح برگس است . . هویت در طرح پیشنهادی خود فاصله و جهت را هم در نظر دارد .

هاریس و اولمن با تغییری در دو الگوی قبلی طرح خود را با نام چندهسته یی ارائه می دهد .

طرح هاریس و اولمن زیربنای کاملا جغرافیایی داشته و بر اساس اختلاف در مرفولوژی و توپوگرافی زمین ارائه شده است .

طبق نظر هاریس و اولمن :زمینهای سنگلاخ و کم ارزش و دارای منابع معدنی به عنوان هسته شهر انتخاب می شوند ،همچنین تعداد هسته های مرکزی شهر بی ارتباط با کیفیات تاریخی نیست .

عوامل چندهسته یی شدن شهرها :

1)توسعه شهری بر پهنه تقسیم شده بر تکه پاره ها

2)جدایی گزینی نژادها از هم   3)عملکرد و نقش ویژه شهر

4)گذر از مراحل مختلف تاریخی

هاگت عقیده دارد که یک شهر می تواند هر سه طرح قطاعی چند هسته و متحدالمرکز را داشته باشد مثل کمبریج شایر انگلستان.

در ایران شهرهای مهاجرپذیری که دارای عوامل جاذبه قوی هستند بیش از نصف جمعیت انان را از راه جذب مهاجران روستایی و شهرستانی تامین کرده اند : طبق سرشماری سال 1335 آبادان 52درصد // تهران 48 درصد و مشهد 45 درصد

گروه جغرافیدانان نئوپوزیتوویستها (مثبتگرایان نو )درباره ساخت اکولوژیکی شهر (شهر بازتاب وضع جامعه ایست که در درون ان جای گرفته و این وضه اخته و پرداخته روابط و مناسباتی است که بین تغییرات متعدد درون شهری وجود دارد .

سه مورد زیر بیانگر اختلاف در رفتارها و بازتابهای اجتماعی عین گروههای انسانی است :

اختلاف در وضع اقتصادی – اجتماعی :این شکل منجر به شکل قطاعی شهر می شود که در واقع گروههای با درامد بالا را در مناطق مرفه قرار می گیرد و گروههای کم درامد به صورت برعکس ان . وضع خانوادگی :اصولا خانواده های بزرگ و گسترده در حاشیه شهر و خانواده های محدود نزدیک مرکز شهر می باشد .

وضع نژادی :باعث قطاعی و چندهسته یی شدن شهر می شود . به عنوان مثال محلات چینیان در شهرهای آمریکای شمالی و یهودیان در شهرهای اروپای مرکزی .