شهرنشینی در ایران
علی رغم اینکه شهر در حال تبدیل شدن به الگوی عام سکونتگاههای انسانی است و شهرنشینی، شیوه زندگی قریب به اتفاق انسانها شده است، اما همچنان این سوال مطرح است که به واقع چه شاخصهایی «شهر» و « شهرنشینی» را از دیگر سکونتگاهها و سبکهای زندگی متمایز میکند. رسیدن به شاخصهای قطعی که بتوان آن را در هر بخشی از جهان به صورت یکسان بکاربرد، مشکل به نظر میرسد. اما آنچه به عنوان یک فرآیند فراگیر کل جهان را فراگرفت و حاصل انتقال سرمایه کشورهای مستعمره به اروپا و تاثیر آن در رون صنعتی شدن بود، کشورهای جهان را در یک شبکه اقتصادی- سیاسی به یکدیگر بیش از پیش پیوند داد و باعث تغییر الگوهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و بنابراین تغییر الگوهای فضایی و سکونتگاهی، در کل جهان شد. به سبب این که این فرآیند در هریک از کشورها با توجه به زمینههای فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی موجودشان با مکانیسمهای متفاوتی وارد این جریان شدند، هریک نیز به «شهر» و « شهرنشینی » خاص خود رسیدند.
کتاب شهرنشینی در ایران که به صورت مجموعهای از 5 مقاله ارائه شده است عمدتا با تکیه بر اصل لزوم انباشت سرمایه برای شکل گیری و دوام شهرها و چگونگی این دوام، به بررسی روند گسترش شهرنشینی در ایران در فاصله زمانی سالهای میان 1300 تا 1355 میپردازد.
مقاله اول با نام شهرنشینی مرحله گذار به دو روند شهرنشینی بطئی در فاصله سالهای 1300 تا 1340 و شهرنشینی سریع از 1340 تا 1355 اشاره میکند. آغاز دوران شهرنشینی بطئی به حکومت رسیدن رضاخان و آغاز روند مدرنیزاسیون، ادغام شدن کشور در نظام سرمایهداری جهانی است. در این دوران با هدف یکپارچگی بازار داخلی، در تناسب با اهداف نظام سرمایهداری، راهها ارتباطی گسترش پیدا کردند و دولت در این میان هم زیرساخت یکپارچگی را ایجاد میکرد و هم خود دست به احداث صنایع میزد. این روند در دوران جنگ جهانی دوم، تا سال 1332 که درآمد نفت نقش موثری را در اقتصاد ایران ایفا میکند با رکود مواجه میشود. به نظر نگارنده مقاله اصلاحات ارضی که نقطه اوج بروز چنین روندی است نقطه عطف دوم را برای ورود به دوران جدیدی از شهرنشینی در کشور _ شهرنشینی سریع _میسازد. در این تحول نگارنده مقاله به تغییر کردن رابطه میان شهر و روستا در طول این دوران اشاره میکند. تا قبل از اینکه درآمد نفت به اصلیترین منبع درآمدی کشور تبدیل شود، انباشت سرمایه مورد نیاز شهرها از انباشت مازاد محصولات کشاورزی تولید شده در روستا تامین میشد و از این طریق شهر به روستاها همجوار خود وابسته بود، از طرف دیگر نیز شهرها محل ارائه خدمات روستاییان بودند و به این ترتیب حیات هر یک دیگری را تقویت میکرد. با عمده شدن نقش درآمد نفت و انتقال این سرمایه از طریق دولت به درون شهرها، انباشت مورد نیاز شهرها از این محل تامین شده و شهرها از روستاهای اطرافشان بی نیاز شدند و این قطع ارتباط به تدریج باعث تضعیف روستاها و افزایش روندشهرنشینی شد.
مقاله دوم بر اساس همین تقسیمبندی از مراحل تاریخی این دوره به بررسی دقیقتر مهاجرت در آن میپردازد. بنابر نظر خانم اعتماد نویسنده مقاله، مهاجرت از روستا به شهر تا قبل از اصلاحات ارضی تحت تاثیر افزایش طبیعی جمعیت و در نتیجه افزایش تعداد نفر در واحد کشت و همچنین ثابت ماندن نسبی عوامل تولید کشاورزی است. پس از اصلاحات ارضی که موجب کنده شدن نیروی کار از زمین و رواج مبادله نقدی گردید و همچنین کاهش نقش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی روند مهاجرت روستا به شهر افزایش یافت. از طرف دیگر ساختار سرمایهداری اقتصاد که منجر به تمرکز سرمایه در متروپل تهران و برخی از شهرهای بزرگ شده بود، مهاجرتهایی از نوع شهر به شهر را موجب شد که در مقاله به گونههای مختلف آن اشاره شده است. اثرات ناشی از این روند مهاجرت را ایشان، حاشیهنشینی، حضور نیروی کار کم مهارت و بدون مهارت در ساختار اشتغال و تغییر ساخت جمعیتی شهرها برشمردهاند.
مقاله سوم و چهارم به تاثیر وقایع سیاسی- اقتصادی- اجتماعی مذکور بر شبکه شهرهای ایران پرداخته است. تعریف شبکه شهری در این مقالات مبتنی بر رویکردی اقتصادی بوده و به معنای ارتباط متقابل مراکز شهری و نظام مبادله و داد وستدی است که در بین شهرها درباره عملکرد اختصاصی آنها بوجود میآید.
طبق نظر نگارنده تا پیش از دوران سرمایهداری شهرهای ایران دارای عملکردهای ذیل بودند:
1) مرکز خدمات یا مبادلات منطقه
2)مراکز ارتباطات
3) مراکز حکومتی و نظامی
4) مراکز تولیدات پیشهوری
5)یا مراکز مذهبی و زیارتی
در این دوران در شبکه شهرهای ایران، یک متروپل مرکزی که گستره عملکردیش، دیگر شهرها را
تحت الشعاع قرار دهد دیده نمیشده است.
با تغییر نظام اقتصادی کشور، تغییرات ایجاد شده در عملکردهای شهری، گسیختگی شبکه محلی در اثر تمرکز مازاد اقتصادی بر اثر عمده شدن صادرات نفت و همچنین تغییرات ایجاد شده در ساختار اشتغال باعث گسیختگی شبکه شهری در ایران شده است و تقریبا تمامی شهرها به شیوه زنجیرهای با متروپل مرکزی یعنی شهر تهران وارد رابطه شدند و شهرهای میانی اهمیت خود را از دست دادند.
مقاله آخر با عنوان پویش شهرنشینی در کاشان یک مطالعه موردی بر مبنای مباحث مطرح شده در مقالات اول تا چهارم است. این مقاله دو دوره شهرنشینی مطرح شده در مقاله اول را در شهر کاشان با بررسی همزمان ساختار فیزیکی شهر و وضعیت اقتصادی – اجتماعی آن در هر دو دوره به تصویرمیکشد و با ارائه مستندات عینی تصویر مناسبی از روند تحول یک شهر ایرانی در دوران مورد مطالعه را ارائه میدهد.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 15:30 توسط یونس قاسمی
|
منابع کارشناسی ارشد جغرافیا - برنامه ریزی توریسم