درياچه اروميه که در گذشته (چي چست) و (کبودان) نام داشته، بزرگترين و شورترين درياچه دائمي ايران و يکي از درياچه هاي فوق اشباع از نمک دنيا است که از اين نظر با درياچه بزرگ نمک آمريکا شباهت دارد. درازاي آن 140 و پهناي آن بين 15 تا 50 کيلومتر و مساحت آن بين 5000 تا 6000 کيلومتر مربع (بر حسب ميزان بارش و تبخير) است.در دوره زمين شناسي
پليستوسن، درياچه اروميه تا تبريز و مراغه گسترش داشته اسيت. اين درياچه در يک
فرو نشست کم ژرفاي وسيع با ميانگين ژرفاي 6 متر قرار گرفته است. در اين درياچه، بيش از 102 جزيره وجود دارد که شکل و اندازه آنها با ميزان بارش سالانه تناسب دارد. در بين اين جزاير کوچک و بزرگ، شبه جزيره اسلامي (شاهي) بزرگترين آنهاست که در سالهاي پربارش زماني به صورت جزيره در ميآمده است. اسامي تعدادي از جزاير درياچه:آذين –آرام_آرزو-اردشير-بردين_زرتپه- اسلامي-زرکمان- سپيد-شبذير-کاظم داشي-ميانه-شوش-کرکس-گيو-مشکين-مهران-ناهيد-ناخدا ) سطح حوضه آبريز درياچه حدود 50000 کيلومتر مربع است: زرينه رود، سيمينه رود، زولاي چاي و آجي چاي از رودهاي عمده وارده به درياچه هستند از ميان رودهاي گفته شده، آجي چاي از رسوبات نمکي نئوژن شرق تبريز عبور ميکند و در حمل مقدار قابل ملاحظهاي نمک به درياچه نقش دارد. ، سن درياچه را 30 تا 40 هزار سال تعيين نموده ،ولي براساس پادگانههاي درياچهاي پيرامون آن، سن درياچعه را 400 تا 500 هزار سال برآورد ميکنند. نمونههاي گرفته شده از رسوبات نرم بستر ، نشان ميدهد. که در طول عمر درياچه، شرايط خشک اقليمي نيز وجود داشته است. بيشتر نهشته هاي درياچه، از نوع شيميايي است. وجود بعضي لايه هاي نازک تخريبي (کوارتز، کليت، (پلاژيوکلاز)) و
کائولينيت) نشانگر تغيير موقتي آب و هوا و شوري درياچه است. از رسوبات شيميايي درچه،
آراگونيت بيشترن مقدار را دارد که به صورت تيغه هاي نازک و منظم و يا نامنظم که منظره زيبايي را نيز نشان ميدهند است.
ژيپس به صورت لايه هاي مستقل وبلورهاي درشت در گل و لاي رشد کرده و تشکيل آن در زماني بوده که سطح آب به صورت حداقل رسيده است. کلسيت هاي موجود به همراه آب رودها به درياچه رسيدهاند و تغيير مقدار آن نسبت به
کوارتز، نمايانگر تغييرات آب و هوايي است. نمک طعام و فلدسپارهاي پتاسيم دار کاني فرعي هستند اگرچه در نهشته هاي کف،
اُ اُليت ديده نشده، ولي در کرانه غربي درياچه، اُاُليت در حال تشکيل است. در نهشته ها، اثري از خاکسترهاي آتشفشاني ديده نشده است. در ضمن نمک مجزا ديده نشده که نشان ميدهد درياچه هيچ وقت به طور کامل خشک نشده است. آب درياچه اروميه با pH از 2.7 تا 6.7 از نوع کلريد سديم، منيزيم وسولفات سديم و در حالت زير قليايي است. تغيير شوري آب، رابطه عکسي با ژرفاي درياچه دارد و با افزايش ژرفا، شوري کمتر ميشود. ميزان شوري آن در هنگامن پرآبي 220 گرم در ليتر و در تابستان تا 280 گرم در ليتر افزايش مييابد. سطح آب در فصول مختلف تا يک متر در نوسان است و با همين دليل در مواقع پر آب بخش هايي از ساحل آن به زير آب ميرود. به رغم شوري زياد،
جلبک هاي سبز، مانند Oundella، سخت پوستان Artemia Salina و باکتري ها از موجودات زنده درياچه هستند. اين جانداران در دوام درياچه نقش موثر دارند و از نابودي آن جلوگيري ميکنند. مطالعات اکتشافي انجام شده براي استحصال نمک از درياچه اروميه نشان داده است که مجموع ته نشست جامد درياچه به بيش از 5 ميليارد تن ميرسد. در اين ميان پتاسيم برحسب K_2O حدود 27 ميليون تن و برحسب سولفات پتاسيم حدود 60 ميليون تن، منيزيا 240 ميليون تن، بروميد حدود 28 تن و ليتيم حدود 250 تن برآورد شده است. بنابراين، پس از مطالعات فرآوري، استحصال نمک هاي درياچه اروميه با احداث حوضچه هاي تبخير خورشيدي و کارخانه هاي فرآوري، امکان پذير است
یک سفر چهار روزه رفتیم تا چهل و پنج کیلومتری ارومیه . یک گروه صد و بیست نفره بودیم که در دو گروه با هواپیما و اتوبوس از تهران رفتیم به یک مجموعه توریستی به نام " باری " . ما ( من و مامان و بابام ) با اتوبوس رفتیم به چند دلیل . دومیش اینکه از سوار شدن به هواپیماهای خطوط داخلی در صورتی که هواپیما از ایرباس کمتر باشه پرهیز میکنیم و اولیش اینکه دوست داشتیم مدت زمان بیشتری رو با دوستامون در اتوبوس بگذرونیم که البته بعد از سه ساعت این دلیل آخری جای خودش رو به ورم پا و خستگی و بی خوابی و کلافگی ناشی از اتوبوس سواری داده بود . درسته که اتوبوس خیلی راحتی بود اما سفرهای بالای پنج ساعت خیلی خسته کننده ست . بهترین گزینه ماشین شخصیه .
![]()
مجموعه " باری " در کنار دریاچه ارومیه قرار داشت و خیلی باصفا بود . یک هتل داشت با تعدادی اتاق و تعداد زیادی ویلاهای مختلف . هتل خیلی تمیز و مرتبی بود . در کل مجموعه ، استخر روباز ، پیست اسب سواری ، اسکله و قایق های پارویی و موتوری ، چندین رستوران ، سالن همایش ، باغ وحش و .... پیدا میشد . جذابترین جاذبه توریستی اش خود دریاچه نمک ارومیه بود که واقعا جالب و دیدنی بود . نمک های کنار ساحل درست عین برف بودند . از آب که می اومدی بیرون یک لایه سنگین نمک روی پوست خشک میشد . آب آشامیدنی کل منطقه شور بود . حتی چای و قهوه هم طعم شوری داشت . مزرعه های انگور خیلی زیادی در اطراف مجموعه بود . در مراسم جشن انگور شرکت کردیم که در واقع همون مراحل تهیه شراب بود اما حالا به جای شراب شیره انگور تهیه میکنند !!!!!
انگورها رو در حوضچه های بزرگی همراه با موزیک و رقص و آواز لگد میکنند . آب انگور رو صاف میکنند و میجوشانند و شیره انگور تهیه میکنند .
بیشتر از نصف افراد گروه هنرمندان رشته های مختلف و خانواده هاشون بودند . مجموعه جالبی بودیم . خوشنویس و محقق و استاد ایران شناسی و خواننده و نوازنده و نقاش و شاعر و .... تو گروه داشتیم . مدت زیادی بود ازین جمع ها دوری میکردم و اصلا تحمل شنیدن به به و چه چه الکی نداشتم . اینبار هم از سر کنجکاوی راضی به این سفر شدم و هر چه بیشتر دقیق شدم بیشتر مطمئن شدم که واقعا حوصله بعضی از آدمها رو به هیچ وجه ندارم . آقای شجریان همیشه میگه : هنرمند باید خرج زندگیشو از راهی غیر از هنرش دربیاره تا مجبور نشه هنرشو مفت بفروشه . متاسفانه اکثریت هنرمندان ما اینطوری نیستند . البته همه تقصیرها هم گردن اونا نیست . هیچ حمایتی نمیشن و مجبور میشن تن به کارهایی بدن که خودشون هم شاید اعتقادی بهش نداشته باشن . این وسط یک عده آدم متمول بی فرهنگ هم پیدا میشن که درست انگشت میذارن رو نقطه ضعف این آدمها و با پولشون روح آدمها رو میخرند . و دور و بر خودشون رو پر میکنند از اسمهای دهن پرکن آدمهای معروف . کسی نمی دونه پشت پرده میون این آدمها چه میگذره . شخصیت هنری از خود هنر مهمتره . چند بار برام پیش اومده که دلم میخواسته مثلا فلان هنرمند رو از نزدیک ببینم اما بعد از دیدنش مثل خر پشیمون شدم . چون دیگه برام ارزشی نداشت . اینقدر رفتارهای غیر حرفه ای ازشون دیدم که انگشت به دهن موندم .
همیشه با خودم میگم اگه یک زمانی مجبور بشم از موسیقی در جهتی که بهش اعتقاد ندارم استفاده کنم برای همیشه این کار رو کنار میذارم .
چند تا شخصیت خیلی دوست داشتنی هم تو گروه بودند که با اینکه اسم و رسم خیلی دهن پرکنی نداشتند اما بسیار قابل احترام و مودب بودند . بعد که پرس و جو کردم فهمیدم خیلی از بقیه جلوترن اما نیازی به خودنمایی ندارند . یکیشون یک پیرمرد دوست داشتنی بود که شاگرد استاد "صبا" بوده و با خیلی از بزرگان همنشین بوده اما هیچ نیازی به آویزون شدن و جلب توجه نداشت . بیخود که نمیگن : نهد بر زمین شاخ پرمیوه سر " .
نمیدونم اگه یک سازمانی بود که از هنرمندان حمایت میکرد و حداقل نیازهای اقتصادیشون رو تامین میکرد باز هم اینقدر شخصیت وابسته و متزلزل تو هنرمندامون داشتیم یا نه ؟ شاید هم یک جور نیاز روحی و عشق به شهرت و محبوبیته که باعث رفتارهای عجیب و غریب میشه . بعضی ها خیلی دوست دارند که به به و چه چه بشنوند . فرقی نمیکنه از کی . نیاز دارند به اینکه مورد توجه قرار بگیرند . من شخصا از اینکه مورد تعریف و تمجید همه جور آدم قرار بگیرم معذب میشم . نظر بعضی ها فقط برام مهمه و روی پیشرفتم تاثیر داره بقیه نظرا کشکن .
بسه دیگه .
کارگروهیمون خوب پیش میره . داره به روغن میافته . وقت زیادی هم نداریم . باید خودمو برای سفر بعدی آماده کنم . حدود چهل و پنج روزه که از خونه ام دورم و دیگه جدا روزشماری میکنم که برگردم . این پروژه به سر برسه برای مدتی خیالم راحته .
دریاچه ارومیه یکی از اصلی ترین قربانیان سد سازی در ایران است ! سد سازی هایی که جز نابودی تنوع زیستی ، دریاچه ها و رودخانه ها هیچ پیامد دیگری برای کشور نداشته اند . این تصاویر را روز ۲۶ اردیبهشت ماه از دریاچه ارومیه گرفتم . متن کامل گزارش را هم امروز در روزنامه کارگزاران نوشتم .

نمک همه جا را فرا گرفته ،دریاچه ارومیه در حال نابودی است ،غلظت نمک به ۳۳۰ گرم در لیتر رسیده ،آب ۶ متر در مقایسه با ۱۰ سال گذشته افت سطح داشته اما هنوز هم هیچ کس باور ندارد که این بلایی که امروز بر سر دریاچه ارومیه آمده می تواند دو استان آذربایجان غربی و شرقی را در ۱۰ سال آینده با بحران مواجه سازد .

قربانیان توسعه ناپایدار !! هر ساله صدها پرنده در اثر مدیریت غلط آب در استان و در نتیجه سد سازی های بیرویه در دریاچه ارومیه جان خود را از دست می دهند . اینجا دیگر خبری از کلونی های انبوه پرندگان نیست !

بستر دریاچه در اثر اشباع شدن از نمک کاملا سفید پوش شده و دریاچه ارومیه را به یک دریای مرده تبدیل کرده است . آب صاف صاف است و حتی یک آرتمیا هم در این نواحی دیده نمی شود

این بطری نوشابه بزرگ خانواده است که خواستم فقط عمق نمک های تشکیل شده در ساحل را ببینید. بعضی جاها را که کندم تا عمق ۶۰ سانتی متر پوشیده از نمک بود . این نمک چه بلاها که بر سر آذربایجان نخواهد آورد !

حیات وحش منطقه علاوه بر اینکه در اثر شوری در حال از بین رفتن هست ظاهرا در اثر شکار بی رویه هم تهدید می شوند


این جاده ویرانگر کلانتری است که دریاچه را به دو نیم کرده است . این جاده مانع گردش آب بین دو طرف شمالی و جنوبی شده و در نتیجه میزان شوری در بخش شمالی افزایش یافته. دست راست تصویر بخش جنوبی را می بینید که آب به رنگ آبی است و دست چپ تصویر بخش شمالی را می بینید که به رنگ سفید است !! رنگ سفید به این علت است که بستر دریاچه کاملا از یک لایه نمکی پوشیده شده است. این بارز ترین تاثیر این جاده است که اگر جلوی هر کودک ۱۰ ساله ای هم بگذاری کاملا متوجه تاثیرات مخرب این جاده می شود . اما مسئولان وزرات راه متاسفانه متوجه نمی شوند و یا وانمود می کنند که متوجه نمی شوند.

کف روی آب نشان دهنده تخلیه فاضلاب به دریاچه و مقادیر زیادی از دترژنت ها یا مواد شوینده است
دریاچه ارومیه یکی از اصلی ترین قربانیان سد سازی در ایران است ! سد سازی هایی که جز نابودی تنوع زیستی ، دریاچه ها و رودخانه ها هیچ پیامد دیگری برای کشور نداشته اند . این تصاویر را روز ۲۶ اردیبهشت ماه از دریاچه ارومیه گرفتم . متن کامل گزارش را هم امروز در روزنامه کارگزاران نوشتم .

نمک همه جا را فرا گرفته ،دریاچه ارومیه در حال نابودی است ،غلظت نمک به ۳۳۰ گرم در لیتر رسیده ،آب ۶ متر در مقایسه با ۱۰ سال گذشته افت سطح داشته اما هنوز هم هیچ کس باور ندارد که این بلایی که امروز بر سر دریاچه ارویمه آمده می تواند دو استان آذربایجان غربی و شرقی را در ۱۰ سال آینده با بحران مواجه سازد .

قربانیان توسعه ناپایدار !! هر ساله صدها پرنده در اثر مدیریت غلط آب در استان و در نتیجه سد سازی های بیرویه در دریاچه ارومیه جان خود را از دست می دهند . اینجا دیگر خبری از کلونی های انبوه پرندگان نیست !

بستر دریاچه در اثر اشباع شدن از نمک کاملا سفید پوش شده و دریاتچه ارویمه را به یک دریای مرده تبدیل کرده است . آب صاف صاف است و حتی یک آرتمیا هم در این نواحی دیده نمی شود

این بطری نوشابه بزرگ خانواده است که خواستم فقط عمق نمک های تشکیل شده در ساحل را ببینید. بعضی جاها را که کندم تا عمق ۶۰ سانتی متر پوشیده از نمک بود . این نمک چه بلاها که بر سر آذربایجان نخواهد آورد !

حیات وحش منطقه علاوه بر اینکه در اثر شوری در حال از بین رفتن هست ظاهرا در اثر شکار بی رویه هم تهدید می شوند


این جاده ویرانگر کلانتری است که دریاچه را به دو نیم کرده است . این جاده مانع گردش آب بین دو طرف شمالی و جنوبی شده و در نتیجه میزان شوری در بخش شمالی افزایش یافته. دست راست تصویر بخش جنوبی را می بینید که آب به رنگ آبی است و دست چپ تصویر بخش شمالی را می بینید که به رنگ سفید است !! رنگ سفید به این علت است که بستر دریاچه کاملا از یک لایه نمکی پوشیده شده است. این بارز ترین تاثیر این جاده است که اگر جلوی هر کودک ۱۰ ساله ای هم بگذاری کاملا متوجه تاثیرات مخرب این جاده می شود . اما مسئولان وزرات راه متاسفانه متوجه نمی شوند و یا وانمود می کنند که متوجه نمی شوند.

کف روی آب نشان دهنده تخلیه فاضلاب به دریاچه و مقادیر زیادی از دترژنت ها یا مواد شوینده است
مژگان جمشیدی:
پارک ملی دریاچه ارومیه رو به نابودی است و شاید حتی زودتر از آنچه که کارشناسان برآورد کردهاند این دریاچه نابود شود. تداوم بیش از هفت سال خشکسالی، احداث بیش از 20 سد مخرنی و انحرافی در حوزه آبریز دریاچه و احداث غیر اصولی جاده شهید کلانتری با تخلیه میلیونها تن خاک در قلب دریاچه چنان فاجعهای را در شمال غرب ایران رقم زده که اگر بیش از این غفلت کنیم شاید به گفته رئیس پژوهشکده آرتمیا و آبزیان دانشگاه ارومیه، تا هفت سال آینده دیگر هیچ اثری از دریاچه ارومیه باقی نماند. به گفته مدیرکل محیط زیست استان آذربایجان غربی، در حال حاضر بیش از یکچهارم وسعت دریاچه به مساحت 120 هزار هکتار در نتیجه پسروی آب دریاچه کاسته شده به طوری که برخی از قسمتهای جنوبی دریاچه کاملا غیر قابل دسترس و به نمکزار تبدیل شده است. تدوام شرایط بحرانی دریاچه ارومیه در حالی است که وزیر نیرو سهماه قبل، از یک اقدام ملی برای نجات دریاچههای ارومیه و بختگان خبر داده بود. پرویز فتاح، در روزی که قرار بود لوح وزیر سبز کابینه از سوی سازمان محیط زیست به وی اعطا شود با بیان این خبر افزود: «مظاهر بزرگ طبیعی چون دریاچه ارومیه به سبب احداث غیرعلمی راه میانگذر در آن، انباشتن سنگ در دریاچه و نیز سدهای بزرگ بر زرینهرود و سمینهرود، در آستانه خشک شدن است که فجایع زیستمحیطی در پی خواهد داشت.» با این حال تشکیل جلسات ستاد بحران دریاچه ارومیه تا امروز نتایج عملی به دنبال نداشته و دریاچه هر روز بیش از گذشته با بحران بیآبی مواجه میشود به طوریکه سطح آب دریاچه در فروردینماه سال جاری حدود 20 سانتیمتر و در اردیبهشتماه حدود 43 سانتیمتر در مقایسه با مدتزمان مشابه در سال قبل دچار افت سطح شده است.
نگین سرخ آذربایجان خاطره میشود
در حالی که تنها دوماه از سال جدید میگذرد و هنوز گرمای تابستان از راه نرسیده، ناقوس مرگ در سراسر دریاچه ارومیه طنینانداز شده است. امروز دیگر خبری از نگین سرخ آذریابجان نیست. دریاچهای مرده به رنگ سفید که نشان از افزایش بیش از حد غلظت نمک در آب است، همه آن چیزی است که امروز از پارک ملی دریاچه ارومیه باقی مانده است. در بخشهایی از دریاچه تا چشم کار میکند تنها نمک دیده میشود و لایه قطوری از نمک به عمق 50 تا 60 سانتیمتر در بستر دریاچه تشکیل شده است. لاشههای بیجان و قندیل بسته و بعضا شکارشده پرندگان بخش دیگری از سناریوی تلخی است که مجریان عملگرای توسعه بر سر دریاچه ارومیه آوردهاند. در اطراف جاده شهید کلانتری، مشاهده مقادیر زیادی کف روی سطح آب نشان از تخلیه فاضلاب به دریاچه دارد تا حلقه مرگ را برای دریاچه ارومیه تنگتر کند.
بدین ترتیب دریاچهای که نزدیک به 40 سال از اعلام حفاظت از آن میگذرد و عنوان یکی از 9 ذخیرهگاه بیوسفری ایران را در یونسکو با خود یدک میکشد و از سال 1354 نیز در زمره یکی از مهمترین تالابهای بینالمللی جهان در سایت رامسر به ثبت رسیده است امروز در سایه روزمرگی متولیان توسعه در حال نابودی تدریجی است.
دریاچه ارومیه به طور قطع به تاریخ میپیوندد همانگونه که آرال در شوروی سابق برای همیشه از روی نقشه جغرافیایی جهان پاک شد. 50 سال قبل هم وقتی مسوولان دولتی در شوروی، طرحها و نقشههای بزرگ انتقال آب از حوزه آبریز دریاچه آرال را در ذهن میپروراندند هیچ کس تصور چنین روزی را نمیکرد که دریاچه آرال برای همیشه محو شود. قطع یقین آن روز هم متخصصان هشدار میدادند که یک فاجعه انسانی و زیستمحیطی در حاشیه دریاچه آرال در حال وقوع است. با این وجود آب دو رودخانه «آمودریا» و «سیر دریا»که در طول تاریخ همواره به دریاچه آرال میریخت به دستور خروشچف رئیسجمهوری شوروی در دهه 1950 مسیر خود را تغییر داد.
خروشچف با این شعار که پنبه طلای سفید و کالای مهم استراتژیک کشور است اراضی زیر کشت پنبه را از 5/3 میلیون به 5/7 میلیون هکتار افزایش داد اما نتیجه بلندپروازی و جاهطلبیهای او و همفکرانش سرانجام در دهه 1980 میلادی آشکار شد. آب ورودی به دریاچه آرال در مقایسه با دهه 50 به یکدهم کاهش و وسعت دریاچه نیز تا 70 درصد تقلیل یافت و 100 کیلومتر از هر طرف پسروی کرد. دو بندر موینیاق در ازبکستان و آرالسک در قزاقستان خشک و متروک شد. صنعت شیلات در این دو بندر به همراه 60 هزار شغل از بین رفت و همه آرزوهای دولتمردان سابق شوروی با نابودی مزارع پنبه همانجا دفن شد. هزینههای جبرانناپذیر اقتصادی تنها پیامد تصمیمات غلط حاکمان دهه 50 شوروی نبود بلکه فجیعتر از آن افزایش شوری آب و محروم کردن پنج میلیون انسان از آب شیرین بود. با خشک شدن دریاچه آرال بستری از نمک به وسعت 36هزار کیلومتر مربع بر جای ماند. توفانهای شن و نمک که حامل غبارهای سمی آفتکشها و سموم کشاورزی بودند انواع بیماریهای تنفسی و سرطانهای پوستی و ریوی را برای مردم به ارمغان آورد. بر اساس گزارش یونسکو در این منطقه، سلامت زنان باردار به علت کیفیت بد آشامیدنی همچنان رو به وخامت است و نوزادان مرده و ناقصالخلقه به دنیا میآیند به طوری که این منطقه هم اکنون یکی از بالاترین میزان مرگ و میرهای نوزادان در جهان را داراست.
اما امروز بعد از تجربه تلخ نابودی آرال، گویا هنوز ما درس عبرت نگرفتهایم. نابودی دریاچه ارومیه، تنها نابودی دومیلیون پرنده بومی مهاجر آبزی و کنار آبزی و از بین رفتن تنها جاندار دریاچه یعنی آرتمیا نیست. هر چند به واسطه نابودی آرتمیاها ارومیه دیگر سرخ نیست و شهرت جهانی خود را از دست داده است.
40 روستای خالی از سکنه در شرق دریاچه تنها بخش کوچکی از پیامدهای نابودی این دریاچه است. وزش بادهای نمکی به تدریج در حال از بین بردن باغهای سیب و انگور دریاچه ارومیه است. نابودی ارومیه یعنی همان بلایی که افغانها با بستن آب هیرمند و خشک شدن هامون بر سر 700 هزار نفر از اقوام سیستانی آوردند. البته با این تفاوت که در آنجا افغانها آب را به روی هامون بستند اما در اینجا این خودمان هستیم که با دست خودمان کمر همت به نابودی اندوختههای طبیعیمان بستهایم. خشک شدن دریاچه ارومیه مساوی است با نابودی قطب کشاورزی ایران در سراسر آذربایجان و به دنبال آن بزرگترین پدیده پناهندگی زیستمحیطی و مهاجرت به شهرها آغاز میشود.
توسعه ناپایدار کشاورزی
به طور کلی در حوزه آبریز دریاچه ارومیه تاکنون 275 پروژه مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته که از میان آنها 231 پروژه قابل توجیه تشخیص داده شدند. این پروژهها شامل 71 سد مخزنی، 124 مورد تاسیسات انحراف و انتقال آب، 17 پروژه پمپاژ و 19 پروژه مهار سیلاب و تغذیه مصنوعی است. بدین ترتیب تنها تا سال 1393 تعداد سدهای موجود در حوزه دریاچه ارومیه به 40 سد مخزنی و انحرافی افزایش مییابد. بر طبق مطالعات صورت گرفته در طرح مدیریت دریاچه ارومیه، عمده مصرف آب در این حوزه شامل مصارف کشاورزی و آبزیپروری، صنعت و معدن و مصارف آب شرب شهری و روستایی است. از سوی دیگر در سال 1400 در محدوه دریاچه سالانه حدود ششمیلیارد متر مکعب آب مصرف خواهد شد که 5/89 درصد آن یعنی پنج میلیارد و 400 میلیون متر مکعب به بخش کشاورزی و تنها 1/9 درصد به مصرف شرب اختصاص خواهد داشت. این در حالی است که هم اکنون حداکثر راندمان آبیاری در 812 هزار هکتار از اراضی این حوزه حدود 34 درصد است و اگر قرار باشد به جای اصلاح شیوههای آبیاری و یا تغییر الگوی کشت تنها تعداد سدها را در حوزه دریاچه ارومیه افزایش دهیم تا سال 1400 هر ساله حدود چهار میلیارد و 50 میلیون متر مکعب آب پشت سدها که به مصرف کشاورزی میرسند هرز میرود و تنها یک میلیارد و 350 میلیون متر مکعب آب درست مصرف میشود.
اینجاست که ساخت این همه سد برای خدمت به بخش کشاورزی زیر سوال میرود؛ کشاورزی که 90 درصد آب حوزه را میبلعد و تنها 34 درصد آن را درست مصرف میکند و مابقی را هدر میدهد. توجه به این نکته نیز ضروری است که در اثر آب بازگشتی از فعالیتهای کشاورزی از سال 80 تاکنون هر ساله به طور متوسط 5529 هزار تن نمک وارد دریاچه شده است که وضعیت دریاچه را بدتر کرده است. خشک شدن دریاچه ارومیه بستری از نمک را با حجم تخریبی پنج میلیارد تن نمک و سایر املاح بر جا میگذارد که میتواند همه اراضی کشاورزی دو استان آذری زبان را نابود کند. این وضعیت هنگامی بحرانیتر میشود که به خاطر بیاوریم در اراضی کشاورزی محدوده دریاچه در حال حاضر سالیانه حدود یکمیلیونلیتر انواع آفتکش و نیز حدود 92 هزار تن انواع کود شیمیایی مصرف میشود و مخلوطشدن آنها با این حجم نمک میتواند سلامت مردم را نیز تهدید کند.
افت شدید جمعیت آرتمیا
دکتر ناصر آق، رئیس پژوهشکده آرتمیا و آبزیان دانشگاه آرتمیا درباره وضعیت آرتمیا تنها جانور آبزی دریاچه ارومیه به کارگزاران میگوید: ما هر ساله شاهد افت جمعیت آرتمیا در دریاچه هستیم و الان به علت شوری بیش از حد آب بهویژه در بخش شمالی دریاچه که توسط جاده به دونیم شده و ورودی آب هم به آن کم است تقریبا آرتمیایی وجود ندارد. وی میافزاید: در فاصله سال 1990 تا 1995 گروهی از متخصصان بلژیکی در لایه نیممتری سطح آب دریاچه اقدام به برآورد جمعیت آرتمیا کردند در آن زمان حدود 32 هزار تن سیست یا تخم آرتمیا و حدود 10 برابر هم خود آرتمیا برآورد شد اما امروز دیگر آرتمیایی باقی نمانده است. در سال 1374 حدود 400 سیست یا تخم آرتمیا در هر لیتر آب وجود داشت ولی برآوردهای ما در سال 82 نشان داد که این میزان به 29 سیست در هر لیتر کاهش یافته و از سال 1382 تا کنون نیز این تعداد باز هم کمتر شده است. دکتر آقخاطر در گفتوگو با کارگزاران خاطرنشان میسازد: سال42 هم یکبار دیگر خشکسالی بسیار شدیدی اتفاق افتاد اما دریاچه دوباره به حال طبیعی بازگشت ولی الان اصلا دیگر نمیتوان با صراحت گفت که آیا دریاچه بار دیگر احیا خواهد شد یا خیر. چون الان دنیا شاهد تغییر اقلیم و خشکسالی است و مدیریت آب در منطقه نیز رویکرد زیستمحیطی ندارد.
وی مهمترین عوامل نابودی دریاچه ارومیه را خشکسالی و احداث سدهای بیرویه عنوان کرد و افزود: در وهله نخست خشکسالی است، چون میزان برف و باران از سال 77 تا 85 خیلی کم بود، در بهار 86 هم که بارندگی نسبتا خوب بود باز هم نتوانست جبران کند. احداث سدها روی رودخانهها هم مزید بر علت شده به طوری که قرار است 18 سد روی رودخانهها احداث شود. توسعه بیرویه اراضی کشاورزی و استفاده نادرست از منابع آبی و حفر چاههای غیرمجاز هم یکی دیگر از عوامل خشک شدن دریاچه ارومیه است به طوریکه امروز هزاران حلقه چاه غیرمجاز در اطراف دریاچه وجود دارد که باعث افت سفرههای آب زیرزمینی شده بنابراین حتی اگر باران به مقدار کافی هم ببارد این آب نخست جذب زمین میشود تا سفرههای آب زیرزمینی را پر کند و بعد در رودخانهها روان میشود البته میزان آب رودخانهها هم که به خاطر پمپاژ آب و احداث سدها کم شده است. به گفته او سطح آب نسبت به سال قبل درهمین زمان 43 سانتیتر کم شده و در مقایسه با 10 سال قبل نیز حدود 6 متر افت سطح داشته است. این در حالی است که در سال پرآبی حداکثر عمق آب دریاچه 16 و حداقل شش متر بود.
وی افزود: اگر روند به همین شکل ادامه یابد هفت سال دیگر بخش جنوبی دریاچه به دلیل عمق کم کاملا خشک میشود. دکتر آق هشدار داد: دریاچه ارومیه یک ثروت طبیعی بسیار بزرگ است اگر این دریاچه خشک شود کشاورزی رو به نابودی میرود چون یک کویر نمک به وسعت بیش از 4400 کیلومتر مربع تشکیل میشود. ابعاد این کویر نمک باعث میشود که آب و هوای منطقه هم تغییر کند و نمک به سمت مزارع حرکت میکند. پس باید یک آموزش همگانی صورت گیرد و فرهنگ مصرف درست آب بین مردم ترویج شود تا راندمان آبیاری در مزارع هم افزایش یابد. از سوی دیگر میزان تبخیر آب از دریاچه حدود 5/5 میلیارد متر مکعب در سال است در حالی که هماکنون ورودی حدود 5/1 میلیارد متر مکعب است و این دریاچه را در سراشیبی سقوط قرار داده است.
وی تاکید میکند: در سال 1376 با یک برآورد علمی تخمین زدم که ارزش دریاچه ارومیه فقط از نظر ذخایر آرتمیا دریاچه ارومیه معادل 10 میلیارد دلار است اگر این بلا بر سر دریاچه نیامده بود این رقم امروز بسیار بیشتر بود چرا که هر کیلو سیست آرتمیا حدود 65 دلار است. بنابراین این دریاچه یک ثروت خدادادی بسیار بزرگ است. وی با انتقاد از روند کند تصمیمگیری و اجرای برنامههای نجاتبخشی دریاچه ارومیه توسط مسوولان گفت: امروز یک ستاد بحران برای رسیدگی به وضعیت دریاچه تشکیل شده اما هنوز در عمل کاری صورت نگرفته است.
ایجاد دیواره برای دریاچه ارومیه
دلاور نجفی، معاون محیط طبیعی و تنوعزیستی سازمان محیط زیست در گفتوگو با کارگزاران و در پاسخ به این پرسش که تاکنون چه اقدامی برای برونرفت دریاچه از وضعیت بحران انجام دادهاید، میگوید: قرار شد دو کار انجام بدهیم یکی اینکه گزارشی که سال گذشته به رئیسجمهور دادیم ایشان به شورای عالی آب فرستادند. این شورا به ریاست آقای زرگر تشکیل جلسه داد و عوامل تخریب و نابودی دریاچه مشخص شد. بعضی از اینها طبیعی و بعضی غیرطبیعی بود مثل سازههای هیدرولیکی و نیز برداشت آب کشاورزی از منابع آب زیرزمینی در حاشیه دریاچه، در نتیجه مشخص شد که 75 درصد علت نابودی دریاچه همین عوامل طبیعی مثل خشکسالی است و 25 درصد در نتیجه عوامل انسانی است. برای کاهش اثرات عوامل انسانی در طرح تالابهای کشور، یک طرح مدیریت برای دریاچه ارومیه تعریف کردیم که وظایف دستگاههای مرتبط با دریاچه را هم در آن لحاظ کردیم و قرار شد در سفر استانی دولت به استان آذربایجان شرقی این موضوع به امضا وزرا و استانداران برسد. سفر دولت به استان آذربایجان شرقی هم شاید یکی دوماه آینده باشد ولی اگر دیدیم با تاخیر مواجه است خود وزرا را دعوت میکنیم و سند را امضا میکنیم.
وی افزود: ما الان در دریاچه 16 میلیارد مترمکعب کمبود آب داریم و این در دو سه سال جبران نمیشود. من نمیخواهم از وزرات نیرو دفاع کنم اما سالانه فقط 400 تا 800 میلیون متر مکعب آب در پشت سدها ذخیره میشود و اگر وزارت نیرو همه این دریچهها را هم باز کند بازهم جبران نمیشود و سطح دریاچه یک میلیمتر هم بالا نمیآید!
اما موضوع احداث دایک در اطراف دریاچه به منظور محدود کردن سطح آب دریاچه ارومیه پیشنهاد این مقام مسوول و متولی محیطزیست است ! بدون شک این اقدام آن هم در محدوه پارک ملی، آثار و تبعات زیانباری خواهد داشت که قابل جبران نخواهد بود اما نجفی نظر دیگری دارد. او میگوید: تبخیر بیش از حد از سطح دریاچه هم یکی از مشکلات این دریاچه است که با کار مطالعاتی که سازمان محیط زیست در دست دارد داریم مطالعه میکنیم که یک دایکهایی را به صورت موقت احداث کنیم تا سطح تبخیر را کم کنیم و آب را دریک سطح محدودتری نگه داریم. این پروژه هنوز در فاز مطالعات است و هر چقدر هم که تاثیر سوء داشته باشد باز هم میارزد به اینکه دریاچه را از دست بدهیم. نجفی افزود: ما با وزرات نیرو و جهاد کشاورزی اینقدرها در بحث دریاچه ارومیه مشکلی نداریم منتها در بحث جاده شهید کلانتری حریف وزارت راه نشدیم و نتوانستیم آنها را برای ایجاد دو پل در دو سمت جاده شهید کلانتری مجاب کنیم و وزرات راه هنوز نپذیرفته است. از طرف دیگر این وزراتخانه هنوز برنامه مدیریت زیستمحیطی آنجا را ارائه نداده است و این مشکل متاسفانه با وزرات راهلاینحل باقی مانده است.
به نقل از سایت مژگان جمشیدی
http://shahram009.persianblog.ir/post/88/
دریاچه ارومیه خشک میشود
دریاچه ارومیه یکی از زیستگاههای طبیعی مهم آذربایجان جنوبی که در عین حال برای ورزشهای آبی همانند شنا ، قایقرانی و اسکی روی آب نیز بسیار مناسب میباشد ، در آستانه خشک شدن است . دریاچه ارومیه که با سواحل زیبا و آب شور و شفابخش خود گردشگران بسیاری را در فصول مختلف و علی الخصوص در تابستان بسوی خود جلب مینماید ، از نظر داشتن مینرالهای مختلف دارای یکی از کمیاب ترین منابع طبیعی بوده و متأسفانه امروزه با تهدیدی بسیار جدی روبروست .

این دریاچه بدلیل شرایط جغرافیائی و توپوگرافیکی خاص خود بهمراه رودخانه ها ، دشت ها ، مرغزارها، جزئی از ثروت طبیعی آذربایجان جنوبی بحساب میآید که در محدوده ای بنام پارک ملی دریاچه ارومیه بوسعت 4810 هکتار واقع گردیده و به اصطلاح ! تحت حمایت قرار دارد . بدلیل چاره اندیش برای مقابله با کاهش سطح آب و افزایش میزان نمک آن این دریاچه در سالهای اخیر، گردهمائی در روزهای شانزدهم و هفدهم نوامبر در تبریز برگزار گردید .
در این گردهمائی که کارشناسانی از استانهای آذربایجان غربی و شرقی در آن شرکت جسته بودند معلوم گردید که شرایط نامناسب دریاچه ارومیه بارها و بارها بگوش مقامات ذیربط در تهران رسانده شده ولی هیچ اقدامی در این راستا صورت نپذیرفته است . در این گردهمائی همچنین توجه همگان به وجود سیصد میلیگرم نمک در هر لیتر آب دریاچه که افزایشی قابل توجه میباشد ، جلب گردیده و اعلام گردید که علت افزایش میزان نمک آب دریاچه کاهش آب رودخانه های حوضه آن بوده و در صورت عدم اتخاذ تدبیری مؤثر آب دریاچه خشک شده و مردم منطقه از این امر متضرر خواهند شد .

کارشناسان شرکت کننده در این گردهمائی آشکار هم نباشد همه بر این امر متفق القول بودند که مقصر اصلی خطر خشکی دریاچه ارومیه ، مقامات دولتی در تهران هستند که به مسائل آذربایجان جنوبی و مخصوصا استان آذربایجان غربی کاملا بی تفاوت مینمایند . کارشناسان همچنین بر این عقیده اند که دریاچه ارومیه بدلیل تنوع بیولوژیکی خود از طرف یونسکو بعنوان پارک ملی و محیط بیوسفر قبول شده ولی بدلیل بی تفاوتی دولت ایران که اینروزها بجز هسته و اتم به چیز دیگری نمی اندیشد ، با خطر خشک شدن روبرو شده است .
|
|
|
دریاچه ارومیه . با وسعتی بیش از 5000 کیلومتر مربع ، بزرگترین منبع آب شور جهان وبیستمین دریاچه بزرگ زمین است،این دریاچه از ویژگی های خاص زمین شناختی ، هیدروشیمی ، طبیعی و زیست محیطی برخوردار است و بعنوان یکی از ذخایر طبیعی بین المللی شناخته شده است ،ارتفاع این منبع آبی از سطح آبهای آزاد در حدود 1270 متر است طول آن از شمال به جنوب بین 130 تا 140کیلومتر , عرض آن بین 15 تا 60 کیلومتر و حداکثر عمق آن 10 مترمیباشد،غلظت املاح موجود در دریاچه بین 280تا کمی بیش از 300 گرم در لیتر میباشد ، در آبهای دریاچه ارومیه در حدود 102 جزیره بزرگ و کوچک وجود دارند که 5 جزیره آن در حدود 5/97 درصد از مساحت کل این جزایر را دارا می باشند ، علاوه بر جاذبه هاو ارزشهای گردشگری،در صورت بهره برداری اصولی از ذخایر نمک دریاچه، که مقدار آن بیش از 5 الی 6 میلیارد تن بر آورده شده است، منابع در امد و زمینه های اشتغال مناسبی ایجاد می شوند. ضمن آنکه امکان استحصال بسیاری از املاح معدنی ارزشمند از آن در حجم زیاد وجود دارد . برخی مطالعات نشان داده که حتی لجن ایجاد شده در بستر این دریاچه واجد خواص درمانی قابل توجهی است . دریاچه ارومیه از نظر زیستی بسیار فعال است ودر آن تعداد زیای آز انواع باکتری ها، جلبک های تک سلولی , پر سلولی و مژه دارن زیست می کنند.جلبک پرسلولی Enteromorpha intestinalis و آرتمیای دریاچه اورمیه Artemia urmiana از زیستمندان شاخص این دریاچه هستند.
آرتميا اورمیانا
آرتميا يكي از سخت پوستان نسبتآ ابتدايي است كه بطور طبيعي در درياچه ها يا آبگيرهايي كه داري شوري فوق العاده زياد هستند . يافت مي شود اسم جنس اين سخت پوست به زبان لاتين و با توجه به شكل ظاهر آن آرتميا است كه به معني گوشواره مي باشد .اين نامگذاري همچنين مي تواند بر گرفته از واژه يوناني Artemis آرتميا يا الهه طبيعت ، جنگل وشكار باشد . در انگليسي به آن آرتميا و يا ميگوي آب شور Brine shrimp ميگويند.از سالها پيش نخستين گزارش علمي در خصوص شناسايي اين موجود زنده در ايران توسط Gunther در سال 1899 ارائه گرديد، سپس در سال 1977 اين گونه توسط Clark و Bowen تحت عنوان اختصاصي آرتمياي درياچه اروميه ،Artemia urmiana ، نامگذاري گرديد .حداكثر طول اين سخت پوست به 15 ميلي متروميانگين وزن بالغ آن به 10 تا 15 ميلي گرم ميرسد.طول عمر آرتمیا به طور معمولی بین 50 تا 60 روز می باشد ، آرتميا در شرايط نامساعد محيطي توليد نوعي تخم با پوسته سخت با نام كيست يا سيست (syst) ميكند كه ضمن مقاومت در مقابل اين شرايط ، دوام و ادامه نسل اين موجود را تضمين مي كند .
آرتمیا ، کامل ترین غذای زنده استفاده از ارتمیا در آبزی پروری ار سال 1933 آغاز شد و پس از شناخت ارزش غذایی آن . انقلابی در آبزی پروری بویژه پرورش لارو ماهیان دریایی و میگو ایجاد شد،این آبزی غنی از پروتئین و اسید های چرب بوده و میتوان آنرا با مواد مختلفی نظیر اسید های چرب،واکسن ها ،آنتی بیوتیک ها،رنگدانه ها وسایر عناصر مفید، غنی سازی نموده واز آن بعنوان حامل این مواد به سایر آبزیان استفاده کرد.طی دهه های اخیر ، تولید سیست و آرتمیای زنده (Biomass) در محیط های طبیعی و پرورشی و استفاده از آنها در آبزی پروری به صنعت و فعالیت تجاری گسترده و پررونقی تبدیل شده است.استفاده از آرتمیا وسیست کپسول زدائی شده آن ، در تغذیه دام وطیور نیز نتایج مثبتی به همراه داشته است .در تعداد زیادی از کشور ها ،آرتمیا و تخم آن دارای مصرف انسانی گسترده ایست.
آرتمیا وتولیدات زیستی تلاش محققین در سالهای اخیر منجر به کشف جنبه های جدیدی ار کاربرد آرتمیا در تولید محصولات زیستی شده است. تولید محصولاتی نظیر «پولکی» و پودر آرتمیا ، استفاده از ارتمیا در تولید کرمهای بهداشتی و آرایشی،تولید کیتین وکیتوزان از پوسته سیست آن و توسعه تولید محصولات ترکیبی همچون «انسایل» یا ترشی آرتمیا ، مثالهایی از توسعه کاربردهای زیستی این موجود با ارزش هستند. http://artemia-fish.com/
دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه داخلی و دایمی کشور است که در شمال غرب فلات ایران با وسعت 550 هزار هکتار واقع شده است. در یاچه ارومیه پس از دریاچه بحرالمیت در فلسطین به عنوان شورترین دریاچه جهان محسوب می گردد. این دریاچه از نظر بوم شناسی و زیستی بسیار فعال است و در آبهای آن انواع باکتریها ، مژه دار ها ، جلبلکها و از همه مهمتر سخت پوست کوچک و بسیار ظریفی به نام " آرتمیا اورمیانا " زندگی می کند. دریاچه ارومیه با داشتن مقام بیستمین دریاچه دنیا در دل خود جزایری زیبا و طبیعی همراه با مناظر چشم نواز همچون جزیره کبودان ، اشک داغی ، اسپیرو و ...را که محل زیست انواع مرغابیها ست، جا داده است. لجن درمانی این دریاچه برای امراض رماتیسمی و اختلالات سوخت و ساز بدن و دردهای مفصلی موثر و مفید است.






|