تبليغاتX
گروه جغرافیای طبیعی دانشگاه ارومیه
تهیه و ارسال کلیه جزوات و مباحث طبقه بندی شده گرایش های برنامه ریزی شهری و طبیعی :09373819615
سلام من دانشجوی ترم دوی جغرافیا و برنامه ریزی شهری ورودی 90 هستم.من تو دبیرستان خیلی درسام خوب بود و همیشه شاگرد ممتاز کلاس هم بودم.اما الان تو دانشگاه ترم یک نتونستم ممتاز باشم معدلم 16 و خورده ای شد.من توی خوابگاه زندگی میکنم.خواستم از شما بپرسم که نحوه ی مطالعتون توی دانشگاه چطوری بود؟فقط به مطالعه ی کتابای درسی اکتفا میکردین و واسه نمره درس میخوندید یا اینکه مطالعتونو به کتابای درسیتون محدود نمیکردید و کتاب مرتبط با رشتتون هم میخوندید؟من ترم یک که فقط به مطالعه ی کتاب درسی پرداختم اما استادا این کارو درست نمیدونند.اما خب وقتی هم تو کتابخونه ی دانشگاه میرم تا کتاب بیشتری بخونم نمیدونم اسم چه کتابیو سرچ کنم یااصلا با نویسنده ها اشنا نیستم که دنبال کتاباشون بگردم.خلاصه مزاجمتون شدم تا اگه امکانش هست منو راهنمایی کنین.
با تشکر


با سلام خدمت شما .آقا فرهنگ در جواب سوالتون لازم میدونم چندتا نکته را یادآور شوم:

درس خواندن مقوله سختی نیست.اینکه فشار شما برای به دست آوردن زیاد در چه حد باشه مهم نیست و کار معقولانه ای هم به نظر نمیاد.رشته جغرافیا در ایران متاسفانه رشته بسیار علمی نیست و متاسفانه یه کم در موردش کم لطفی شده.گرایش برنامه ریزی شهری جذابیت خودشو داره منخودم هم مثل شما فارغ التحصیل کارشناسی ارشد همین رشته هستم.درس خوندن فقط صرف اون کتابایی نیست که شما تو دانشگاه میخونید.شما باید ذهنیتتونو اونقدر تو این رشته بسط بدید تا بتونید با واقعیات برنامه ریزی شهری آشنا بشید.قبول دارم معدل هم به نوبه خودش مهمه ولی اصل نیست.ببینید یک مثال ساده می زنم.اکثر رشته های علوم انسانی و از جمله صرفا به صورت تئوری به ما شناسونده شده اند.ولی جغرافیا بین سایر رشته های انسانی راههای فرار زیادی داره. شما تو این رشته دنبال نمره ها نباشین چون عقب می مونین.دنبال یادگرفتن جی ای اس باشین.چون خیلی به کارتوت میاد.اونموقع که من کارشناسی بودم مثلا توی درس اقلیم شناسی که الان 4 واحد شده ما فقط یه کتاب اقلیم علیجانی رو داشتیم که خیلی برای ما که انسانی بودیم گنگ بود ولی الان برای همین درس فقط ده ها جلد کتاب منتشر شده .شما باید به قدری مغزتونو بسط بدین که بتونین همه این کتابارو بخونین نه صرف حفظ کردن فقط یادگیری .مطالعه بیشتر شمارو با ذات رشته جغرافیا اشنا می کنه. سعی کنید با مطالعه بیشتر از رشته جغرافیا زده نشید چون ممکنه به مرور زمان براتون خسته کننده بشه.موفق باشید دوست عزیز.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 16:59  توسط یونس  | 

بله عزیز من این مقاله توسط خود من در مجله سپهر در سال ۱۳۸۵ به عنوان مقاله علمی ترویجی به چاپ رسیده است.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 11:42  توسط یونس  | 

توجه  )مژده)                                                                                                                           توج

منابع اختصاصی درس جاذبه های توریستی ایران که از کنکور سال ۱۳۹۰ برای گرایش برنامه ریزی توریسم اعمال خواهد شد به همراه نمونه سوالات از طراحان این درس

(( اختصاصی گروه جغرافیای طبیعی دانشگاه ارومیه ))

برای تهیه با مدیریت گروه تماس بگیرید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 13:42  توسط یونس  | 

منابع مورد مطالعه رتبه ۱ ازمون کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری سال ۱۳۸۹ دانشگاه تهران آقای داوودی پور از شهر جلفای تبریز 

جغرافیای شهری "مبانی و ایران"

1-    حسین شکویی؛ دیدگاه های نو در جغرافیای شهری؛ جلد 1؛ انتشارات سمت؛ 1373.

2- اصغر نظریان؛ پویایی نظام شهری در ایران، انتشارات مبتکران.

3- اصغر نظریان؛ جغرافیای شهری ایران؛ انتشارات پیام نور؛ 1374.

4- سید محسن حبیبی؛ شار تا شهر؛ انتشارات دانشگاه تهران.

5-  یدالله فرید؛ جغرافیا و شهرشناسی؛ انتشارات دانشگاه تبریز؛ 1368.

6-    ناصر عظیمی؛ پویش شهر و شهرنشینی در ایران.

7-    گیتی اعتماد؛ شهرنشینی در ایران.

 

برنامه ریزی شهری "مبانی و ایران"

1-    اسماعیل شیعه؛ مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی شهری؛ انتشارات دانشگاه علم و صنعت؛ 1376.

2-    کرامت الله زیاری؛ برنامه ریزی شهرهای جدید؛ انتشارات سمت؛ 1376.

3-   کرامت الله زیاری؛ برنامه ریزی کاربری اراضی شهری؛ انتشارات دانشگاه یزد.

4- ناصر مشهدی زاده دهاقانی؛ تحلیلی از ویژگی های برنامه ریزی شهری در ایران؛ انتشارات دانشگاه علم و صنعت؛ 1373.

5- غلامحسین مجتهدزاده؛ برنامه ریزی شهری در ایران؛ انتشارات پیام نور؛ 1377.

6-  محمد تقی رهنمایی؛ فرایند برنامه ریزی شهری در ایران؛ انتشارات سمت؛ 1384.

7- محمد تقی رهنمایی؛ مجموعه مباحث و روش های شهرسازی؛ جغرافیا؛ وزارت مسکن و شهرسازی.

8-    هیراسکار جی کی؛ درآمدی بر برنامه ریزی شهری؛ مترجمین: محمد سلیمانی و همکاران؛ انتشارات دانشگاه تربیت معلم.

9-    محمد رضا پورمحمدی؛ برنامه ریزی کاربری اراضی شهری؛ انتشارات سمت؛ 1382.

 

برنامه ریزیی ناحیه ای و روستایی

1-  محمد رضا رضوانی، برنامه ریزی توسعه روستایی در ایران؛ انتشارات قومس.

2-   کرامت الله زیاری؛ اصول و روش های برنامه ریزی منطقه ای؛ انتشارات دانشگاه یزد.

3-  مظفر صرافی؛ برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای.

4-  حسین آسایش؛ اصول و روشهای برنامه ریزی ناحیه ای؛ انتشارات پیام نور؛ 1375.

5-   سید حسن مطیعی لنگرودی؛ برنامه ریزی ناحیه ای؛ انتشارات سمت؛ تابستان 1380.

6-   عباس سعیدی؛ مبانی جغرافیای روستایی؛ انتشارات سمت (از فصل ششم؛ روابط شهر و روستا ص 123 به بعد).

7- مسعود مهدوی، برنامه ریزی روستایی در ایران،   انتشارات سمت.

سید حسن معصومی اشکوری؛ اصول و مبانی برنامه ریزی منطقه ای؛ ناشر: مولف؛ 1376.

 

فلسفه جغرافیا

1-    حسین شکوئی؛ اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا؛ جلد 1؛ انتشارات گیتاشناسی؛ 1377.

2-   احمد پوراحمد؛ فلسفه و قلمرو؛ اتشارات دانشگاه تهران.

3-  حسین شکوئی؛ اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا؛ جلد 2؛ فلسفه های محیطی و مکتب های جغرافیایی؛  انتشارات گیتاشناسی.

4-    حسین شکوئی؛ فلسفه جغرافیا؛ اتشارات گیتا شناسی.

 

ژئومورفولوژی "مبانی و ایران"

1-    فرج الله محمودی؛ ژئومورفولوژی ساختمانی؛ انتشارات پیام نور؛ 1376.

2-    فرج الله محمودی؛ ژئومورفولوژی دینامیک؛ انتشارات پیام نور؛ 1374

3- جمشید جداری عیوضی؛ ژئومورفولوژی ایران؛ انتشارات پیام نور؛ 1376.

 

آب و هوا شناسی

1-    بهلول علیجانی؛ محمد رضا کاویانی؛ مبانی آب و هواشناسی؛ انتشارات سمت؛ 1373. (تا سر فصل سینوپتیک).

2-    بهلول علیجانی؛ آب و هوای ایران؛ انتشارات پیام نور؛ 1376.

زبان انگلیسی

1-    مینو عسجدی؛ متون جغرافیای انسانی؛ جلد 1 و 2.

2- 504 Absolutely Essential Words

3- عباس فرزام، کتاب زبان انگلیسی "از دبیرستان تا دانشگاه"،

- برای مطالعه جامعتر در این زمینه؛ متون تخصصی پیشنهاد می گردد.

 

کتاب های تست

- ناصر عقیلی زاده فیروز جائی؛ مجموعه سوالهای کارشناسی ارشد جغرافیا؛ جلد اول و دوم؛ مسلسل پردازش.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 13:49  توسط یونس  | 

دوست عزیز من دانشجوی ارشد اقلیم سناسی تبریز هستم و به تمام استادامم احترام میذارم استاد رشید سعیدآبادی الان هم از دوستان مهم من هستن و خیلی هم براشون احترام قائلم.اگه قصد راهنمایی بیشتر و  دریافت پاسخ سوالات داشتید با من تماس بگیرید .موفق باشید.

                                                                                                     با تشکر مدیر سایت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 23:49  توسط یونس  | 


     بيشتر  تعاريفی  كه در مورد  خشكسالی  عنوان  ميگردد  قابليت  انطباق  زراعت  با  شرايط اقليمی  مورد  نظر  ميباشد  مثلاً  يك  مرتع دار  روی  مرتع  اصلاح  شده ای  كه  توزيع  بارندگی  به  صورت  نرمال هزار  ميلی متر  در سال  ميباشد . با  آسودگي  خاطر  گوسفند  خود  را  به  چرا می برد . در  صورتی  كه  بارندگی  روی  مرتع  در  يك سال  به  750 ميلی متر  كاهش  يابد  ،  عليرغم  اينكه  سال  قبل  نرمال  بوده ،  برای  مرتع دار  سال  خشك  محسوب  ميشود .
برای  مرتع دار  ديگری  كه  در يك  ناحيه  نيمه خشك كار می كند  و در آن  منطقه  ساليانه  بطور  متوسط  300 ميلی متر  بارندگی  ناظر  می شود ،  بارش  750 ميلی متر  در سال  بعنوان  يك  ركورد  سال  مرطوب  و پر باران  در نظر  گرفته  ميشود و مرتع دار  در اين ناحيه  با توجه  به  باران  اضافی  كه  مشكلاتی  نظير  غرقاب شدن  مرتع  و خيس  بودن  خاك  ،  تهيه  محل  سرپوشيده  برای  دام  و انبار كردن  محصول  ،  گل آلود بودن  جاده  و مشكلات  شخم  و نيز  برداشت محصول زير  باران بوجود می آورد  از بارش  اضافی  خشنود نخواهد بود .
بطور  كلی  در مناطق  خشك و نيمه خشك با توجه  به  وضعيت  اقليمی ، تطابق كشاورزی  سنتی  با  آب  و خاك  و متوسط  اقليمی  صورت  گرفته  و تجارب  شخصی  روستائيان و سنتهای  قديمی  به  آنها  می آموزد  چگونه  با  تغييرات  جزئی در شرايط  جوی از خطرات خشكسالی اجتناب كنند .
با آين  وجود  گاهی  وضعيت  هوا
Weather     آنچنان  نسبت به  متوسط  اقليمی limatological normal  تفاوت  دارد  كه دردسرهايی  برای  كشاورز  و مرتع دار بوجود  می آورد .

شاخص های خشكسالی
    اگرچهتعاريف گوناگونی از نظر  خشكسالی موجود است  ولی  تعاريف  ارائه  شده  توسط  هواشناسان،  جغرافی دانان  ، مهندسين  آبياری  و غيره  كاملاُ متفاوت  بوده  و هر يك  از  پارامترهای  مشخصی  را درفرمول  خشكسالی دخالت   می دهند .در هواشناسیكشاورزی خشكسالی  بعنوان  يك  خشكیغير معمول و اتفاقی است كه  د ريك  يا چند سال  اتفاق  می افتد .
در مورد  شاخص های  خشكی  از نظر  آب  و هواشناسی  نويسندگان زيادی  مثل  كوپن  Koppen  لانگ Long  ،  اولدكوپ 01dekop،دومارتن De Martonne ، می ير Meyer، تورنت  وايت Thornth WaITEو آمبرژه   Emberger  كار كرده اند  كه در اكثر  موارد  اين فرمولها  در  محاسبه  ضريب  خشكسالی  از نظر  كشاورزی  كاربرد  چندانی ندارد .
بعضی  از نويسندگان  فوق  فقط عامل  بارش  و بعضی  عامل  بارش  و درجه  حرارت  و يا  تبخير  و تعرق  را  در  فرمول  خود  دخالت  داده اند .  مثلاً بعضی  از  تعاريف  خشكسالی  كه  با  توجه  به  عامل  بارش  معرفی  شده اند  بشرح  زير   است :
الف - كمتر از 5/2 ميلی متر  بارندگی  در 48 ساعت .
ب - بارندگی  در طول  هفته  نصف  نرمال  يا كمتر .
ج - در يك دوره  10 روزه  بارندگي  از  5 ميلی متر  بيشتر  نباشد .
د - در  15 روز  بارندگي  نداشته باشيم .
و - 21 روز  يا بيشتر  باران  كمتر  از  30 درصد نرمال .

به نظر  می رسد هيچ يك  از  تعاريف  فوق  با  شرايط  آب وهوايی  كشور  ما تناسب  نداشته باشد  و اين  تعاريف  در مناطق  مرطوبی  در  جزيره  انگليس ، اروپا  و شمال  آمريكا  بيشتر  می تواند  مورد  استفاده  قرار  گيرد .
    در منطقه  ايران  كه  يك  فصل و گاه  5 ماه  از  سال  هيچگونه  بارشی  ديده نمی شود  تعيين  ضريب  خشكسالی بصورت  دوره های  كوتاه مدت  چند  روزه  مقدور  نيست .
در حقيقت  در مناطق  خشك  و نيمه خشك  اگر باران خارج از فصل  ببارد  نه تنها  مفيد نيست  بلكه  خساراتی  نظير  سيل  يا  خرابی  مرتع  به همراه دارد . در چنين  مناطقی  اگر  در فصل  بارش  به فواصل  زماني  معين  بارش  نداشته باشيم  بطوريكه  رشد  گياه  تداوم  نيابد  و يا  شروع  بارانهاي  بهاری  با تاخير  همراه باشد  خشكسالی  پيش بينی  ميگردد .  در  تعاريف  خشكسالی  كشاورزی  تنها  عامل  بارش  نمي تواند  تعيين كننده  شاخص  باشد .
    راسل در  1896 اظهار  داشت  كه  خشكسالی  استراليا يا خشكسالی  انگلستان  كاملاً متفاوت است  و اين  تفاوت  برای  هواشناسان  قديمی  استراليا  كه  قبلاً در انگلستان بوده  و به  آب و هوای  آنجا  آشنايی  دارند  كاملاً محسوس است .  وی  اضافه  می كند  علاوه  بر  تغييرات  بارندگی  در تعيين  شاخص  خشكسالی  بايستی  گرمای  زياد و بادهای خشك كننده  گياه  را نيز  در نظر گرفت .
    اكوچف در اواخر  قرن  نوزدهم ،  ترانسو  ( 1905)  و
Vysotsky  در 1905 شاخص P/E را برای  تخمين  خشكسالی  بكار برده  و اهميت  تبخير  را در بررسی  خشكسالی  موردتاكيد  قرار  داده اند .
استفاده  از  ميانگين  دما  توسطKolostrov 
( 1925 )  سيليانينوف و تورنث وايت توصيه  شده است  . البته  كاربرد  مدلهايی كه  بر اساس  درجه  حرارت  معرفی  شده اند خارج  از  محيطي  كه  تجربه  شده اند چندان موفق  نبوده  و بايستی  با احتياط  بيشتری  از  آنها  استفاه  نمود  . با وجود اين  اگر  آمار كنترل  شده  بمدت  طولانی  دراختيار  باشد  اين مدلها در تكميل  اطلاعات  خشكساليها بسيار  موثر  هستند.
تلاشهايی  بعمل  آمده  تا اندازه گيری كمبود  اشباع نيز  كه  شاخص  خوبی  برای  درجه  خشكی  جو ميباشد  در  فرمولهای  رطوبت  بكار  رود . نمونه ای  از اين  شاخص ها  روابط  نوع  دلتونDelton 
است كه  توسط  پژوهشگران  زيادی  براي  تخمين  تبخير  از  سطح  آزاد آب  بكار  رفته  است .
    خشكسالی  جوی  به  خشكی  غير  معمول  هوا  گفته  ميشود  و تعاريف  زيادی  با  استفاده از  پارامتر  كمبود  اشباع برای  طبقه بندی  خشكسالی  جو بكار   رفته است .
    در خشكسالی  كشاورزی موضوع  به شاخصهای  خشكسالی  كشاورزی  محدود  ميشود  كه نشان دهنده  درجه  يا  مقدار  تاثير پذيری  گياه  به كمبود  غير معمول رطوبت خاك است . كمبود  رطوبت ممكن  است  از  كاهش  غير  عادی  آب در  خاك  و يا  نياز  رطوبتی  زياد گياه  بصورت غير  معمول  ناشی  شده باشد  .
    در حاليكه  كاهش  توليد  آب  برای  چهارپايان  معمولاً  يك  جنبه  از خشكسالی  كشاورزی  را  نشان  ميدهد  ولی  در واقع  اين  مشكل  جدا از  مسائل  كشاورزی  است .  زيرا اين نوع  كمبود  آب هيچگونه  ارتباط  اوليه ای  به  رطوبت  خاك  ندارد . می توان  كمبود آب  برای  چهارپايان  را  در واقع  نوعی خشكسالی  هيدرولوژيكی بحساب  آورد كه  با خشكسالی  كشاورزی  فصل  مشترك  دارد .
    علت  جدا كردن  بحث  خشكسالی  كشاورزی  از  خشكسالی  هيدرولوژيكی  اين است  كه  در مطالعه  خشكسالی  كشاورزی  ،  باران  موثر  بعنوان  بخشی  از  باران  كه  بتواند  در ناحيه  ريشه  نفوذ كند  مورد نظر  ميباشد در حاليكه  در خشكسالی  هيدرولوژيكی  باران  موثر  بخشي  از  بارندگی  است كه به ناحيه  ريشه  در  خاك  نفوذ  نمي كند  بلكه  در  سطح  زمين  يا  در زير  زمين  جاری  شده  و به  افزايش  آب  در چشمه ها  ،  جويبارها  ، درياچه ها و حوضچه ها  می انجامد . تعيين  شاخص  خشكسالی  در  كشاورزی  به منظورهای  ذيل  صورت  می گيرد :

الف -  بررسی  گرايش اقليم بطرف خشكی               
 Evaluation of climatic   proneness  aridity
    يك  استفاده  معمول و هميشگی  ضريب  خشكسالی  برای  تعيين  گرايش  اقليم  بطرف  خشكی و يا  پتانسيل  خشكسالی  منطقه  است كه  به  مفهوم  عام  مورد  استفاده  ميباشد  .مثلاً  تامركنTumertekin  و كان ترك Conturk از فرمول  خشكی دومارتن  يعنی  برای  بدست  آوردن  فراواني  وقوع  درجات  خشكی  در  86 ايستگاه  هواشناسی  تركيه  استفاده  نموده اند . ضريب  بدست  آمده  توسط  اين  دو پژوهشگر نشان  داد  كه  مقادير  ضريب  خشكی  در  تمام  ايستگاهها خيلی  نزديك  به  توزيع  گوسن  بوده است . بنابراين  با استفاده  از انحراف  معيار  و ميانگين  ضرايب  خشكی  می توان  نقشه هايی كه  نشان دهنده  فواصل  متوسط  بين  درجات  مختلف  خشكی  می باشند را رسم نمود . چنين  مطالعاتی  را  می توان  در ارزيابی  پتانسيل  خشكسالی  بعنوان  نوعی  بررسی  اوليه  محل  خشكساليها منظور  نمود . متاسفانه  ضرايب تجربی  ساده  نظير  فرمول  دومارتن يك  بررسی  واقعی از  محدوديتهای  كشاورزی  را  درسالهای  خشك  بدست  نمی دهد .

 ب  -  تخمين  نياز  آبياری  در منطقه 
    برای  بدست  آوردن  اطلاعات اضافی  در مورد  سيكل  فصلی  و فراوانی  نقصان آب ، بايستي  دوره های  كمتر از يكسال  مثلاً دوره های  ماهيانه ، ده روزه و حتي روزانه را جهت  محاسبه بيلان  آب  در نظر گرفت  كه اين  محاسبه  بر اساس  آمارهای  طولانی  ساليانه  بدست  آمده  باشد .نقصان  تبخير  و تعرق  را  می توان  با  يكی  از  روشهای  هواشناسی  و استفاده از  قابليتهای  فرضی  ذخيره  آب  در محل  ريشه  محاسبه  نمود .
    مطالعات  ون باول
Van – Bavel  از اين نوع  ميباشد . نتايج  را می توان با  در نظر  گرفتن  كل دوره  زمانی  مثلاً  تعداد روزهايی كه  فصل  رشد  ادامه دارد و در اين دوره  محصول  از كمبود  رطوبت  خاك  در  مضيقه بوده است  و يا  كل عمق آب اضافی  كه می توانست  مانع  كمبود  ذخيره  رطوبت  باشد  ارائه  نمود .
    اگرچه  نتايج  فوق  و اطلاعاتی  كه  از اين  طريق  بدست  مي آيد  در حل  مشكلات  آبياری  موثر  است  معذالك اين نوع  مطالعات مورد  انتقاد  قرار  گرفته اند  زيرا  بطور  مناسبی  تمام عوامل  موثر در  تعادل  رطوبت محصولات  ويژه ای  را  در زمان معين  در نظر  نمی گيرند . اين  انتقادات  از  پيچيدگيهايی  كه  در اهداف  پروژه ها  در نظر  گرفته  شده  ناشی  می شوند .

 ارزيابی  خشكسالی بشكل  محلی
 
To evaluate drought in a local setting
    مخالفين استفاده از  شاخصهای  خشكسالی  ميل دارند  كه  توجه  به  وضعيت  آب  در رشد  نوع  خاصی  از  محصول  صورت گيرد كه اين محصول  در شرايط  زمانی  و مكانی  خاصی  در  روی  خاك مطالعه  ميشود . بطور كلی  فقط دو نوع افراد  به  ارزيابی  خشكسالی  بصورت  محلی  اعتقاد  دارند  .
يكی تجربه كننده های  حرفه ای  كه می خواهند فراينده های  اصلی  فيزيكی  و بيولوژيكی  در  حال  انجام را  در محل  اندازه گيری  نموده و بلافاصله  با اندازه گيريها و درك  فرآيندهای  اصلی  فيزيكی  و بيولوژيكی  نتايج را  به  زبان علمی  توزيع  دهند . دومين  گروه  كشاورزانی  هستند  كه  نوع  خاصی  از  محصول  را می كارند  و به رشد  آن  توجه دارند  .

 در تعيين  شاخص  خشكسالی  سه  مسئله  مهم  وجود  دارد  :
1- ظرفيت محيط  براي  تبخير  و تنفس  گياه  كه در واقع  جنبه انرژی  مسئله است .
2- قابليت  خاك  و گياه  كه  بتوانند  آب  لازم  را  براي  تبخير و تنفس  گياه  فراهم  كنند .
در اولين  مسئله  اندازه گيری  تشعشع  و انتقال  افقی  گرمای  محسوس مورد نظر  می باشد . در دومين  مسئله  لازم است  توانايی سيستم  گياه  و خاك  بعنوان  يك  منبع  و يك  پمپ برای  فراهم  كردن  آب  جهت  تبخير  بررسی  شود و اين  خود  مسائل  جديدی  مثل  تركيب  فيزيكی  و شيميايی خاك  از جمله  مشخصات  جذب و رها سازی  آب را  در ناحيه  رشد  مورد  بحث  قرار می دهد .
    مقدار  آبی  كه  بوسيله  بارندگی  يا  آبياری  به  سطح  خاك  اضافه  ميشود  بايستی  اندازه گيری  شود . اين اندازه گيری  روی  مزرعه  كوچكی  كه  بيش  از  چند جريب  را نمی پوشاند كار  مشكلی  است . با وجود اين  نمونه گيری  بارش  توسط  باران سنج روش  مناسبی است . سپس  باران  كه  در بخش  كوچكی  از  زمين  جاری  شده  و در ناحيه  ريشه  نفوذ  كرده  بايستی  اندازه گيری  شود . اينگونه اندازه گيری  ميزان  نفوذ  ، زهكشی سطح  و قسمت  زير  سطح  زمين  و نفوذ  به عمق لايه خاك  را  بدست  می دهد . معمولاً لازم است  مقدار  باران  در فواصل  كوتاه  مثلاً هر ساعت  يك مرتبه  اندازه گيری  شود .  گاهی  انتقال  بخار  آب  بداخل  خاك  بسيار  مهم بوده  و لازم است  پروفايل  دما  در  لايه  خاك  مورد  بررسی  قرار  گيرد
3- قابليت  محيطی  جو كه رطوبت را  بپذيرد و بخار  آبی  را  كه در  فرآيند  تبخير  و تنفس  گياه  جذب  كرده است  در خود  پراكنده  كند .
سومين  مسئله  يعنی  ميزان  پذيرش  و انتقال  بخار  آب در جو ،  اندازه گيری  پروفايل  سرعت باد ، درجه  حرارت  و رطوبت  هوا  را  ضروری  می سازد . برای  محاسبه  دقيق  پيچيدگيهای  آئروديناميكی  و انرژيتيكی  مسئله  تبخير  و فرمول  تقريبی  برای  استفاده  روزانه  در  آبياری  منطقه  و بررسيهای  اقليمی  به  كتاب  عوامل  ميكروكليمای موثر  در تبخير  و تنفس  گياه نوشته  پن من  مراجعه  شود .

گزارش شدت  و وسعت  خشكسالی
    يكی از  مهمترين  كاربرد  شاخص  خشكسالی  تهيه  گزارش دوره ای  شدت  و وسعت  خشكسالی  است . شاخص  خشكسالی  وسيله ای  است  كه با خلاصه  نمودن  اطلاعات  خشكسالی  بصورت  دوره ای  ،  اين اطلاعات  و شرايط  رطوبتی  محصول  در منطقه  گزارش  می گردد .
    اينگونه  اطلاعات  كه در آن  پيشرفت  و رشد  محصول  و جنبه های  توليد  مورد نظر  است ، بطور  شديد  مورد نياز  موسسات  دولتی  و گروههای  ديگری  كه علاقه  يا مسئوليتی  در قبال  يك ناحيه  وسيع  يا در سطح  ملی  دارند  می باشد .
    گروههای  زيادی  به مجموعه  اطلاعاتی  از  اين  قبيل  علاقه  دارند كه بسهولت  در دسترس  آنان  قرار نمی گيرد .
    بنابراين  دو استفاده  ابتدايی  از  شاخص  خشكسالی  كشاورزی  وجود دارد  كه اولي  اغلب  در  مقايسه  يك ناحيه  با نواحی  اطراف  خسارات  خشكسالی  را بررسی  می كند  و دومی  وسعت  و شدت  خشكسالی  را روی  يك منطقه  بصورت  دائمی  يا  بصورت  دوره ای  ارزيابی  می نمايد . در هر  دو مورد  روشهايی  مورد نياز است  كه بتوان  بصورت  واقعی  ميزان  متوسط  آب  ورودی  منطقه  و ميزان  خروجی   آن را  بدست  آورد  . اگر  بخواهيم  بطور  واقعی  تغييرات  مهم  هوا  را منعكس  كنيم  بايستی  ارزيابی  هر چند  روز  يكمرتبه  صورت  گيرد . بررسی  يكماهه  كافی  نيست  زيرا  در يك ماه  اتفاقات  زيادی  برای  محصول  رخ  می دهد . بررسی  يك روزه  بسيار  ايده آل  است  ولی  جزئيات  زياد  بصورت  تكرار  در  می آيند  . بنظر  می رسد  بررسی های  5 تا 10 روزه  مناسب تر  می باشند .

شاخص  خشكسالی  پالمر
    مطلوب ترين  روش  تركيبی  متغيرهای بارش  و درجه حرارت  روش  پالمر است  . ضريب  پالمر  به اين  دليل  جهانی است  كه درجه  حرارت  و بارندگی  بصورت  نرمال  در تمام  فصول  وهر گونه  اقليم  بطور  ثابت  عدد صفر را نشان می دهد . بعلاوه  در دوره های  طويل المدت  شديدترين  خشكسالی  غير معمول  ضريبی  در حدود  6- بدست  می دهد . بدون اينكه  درجه خشكی  يا مرطوب  بودن  وضعيت  اقليمی  منطقه ايكه  مورد مطالعه است  در آن  نقشی  داشته باشد .
    نتايج  بدست  آمده  از  آناليز دوره  طولانی  يك سری  از مقادير  ضرايب  خشكسالی  ماهيانه  نشان می دهد  كه كلاً  اين مقادير  بين  6+ و 6ـ تغيير  می كنند
    احتمال وقوع  ضرايب  مثبت  هميشه  وجود دارد  ولی مقادير  مثبت  غير معمول  يك دوره  طولانی  هوای مرطوب  غير نرمال  را نشان می دهد ، درتجزيه وتحليل  آمار  هواشناسی  به روش  پالمر  اطلاعات  هواشناسی به چند دوره  خشكسالی  ، مرطوب  غير نرمال  ، نرمال  يا نزديك  نرمال  ،‌ تقسيم  می شود . جدول  زير شرح  وضعيت های  خشكسالی  يا ترسالی  را در فاصله  تغييرات  ضرايب  پالمر  نشان  می دهد 
 

شاخص  خشكسالی  پالمر  

وضعيت  هوا

عدد شاخص

 

بسيار مرطوب تر از نرمال

4 يا بيشتر

خيلی  مرطوب تر از نرمال

3 تا 99/3

نسبتاً مرطوب تر  از نرمال

2 تا 99/2

كمی مرطوب تر از نرمال

1 تا 99/1

يك حوزه  مرطوب  درحال شكل گيری

5/0 تا 99/0

تقريباً  نرمال

49/0 + تا 49/0-

ابتدای  خشكسالی

5/0- تا 99/0-

خشكسالی  ملايم

0/1- تا 99/1-

خشكسالی  متوسط

0/2- تا 99/2-

خشكسالی  شديد

0/3-تا 99/3-

خشكسالی  بسيار  شديد

0/4- يا كمتر

-  روش  پالمر  بطور  گسترده  در آمريكا  و بعضی  ديگر از نقاط جهان استفاده می شود . روش از  نظر محاسبات رياضی ساده ولی  طولانی و خسته كننده است . اگر محاسبات با دست انجام شود  وقت  زيادی گرفته شده  و كار به  آهستگی  پيش می رود  ولی  در صورت  دسترسی  به كامپيوتر  محاسبات  خيلی  سريعتر  و ارزان تر انجام می شود .
روش  پالمر بيشتر برای تجزيه و تحليل های اقليمی  مناسب است ودرعمليات مزرعه  كمتر  مورد  استفاده  می باشد . با وجود  اين در خلال  دوره ايكه  يك خشكسالی  بزرگ در حال  وقوع  و گسترش  می باشد اين  ضريب  وسيله خوبی  برای  ارزيابی  روزانه  توزيع  منطقه ای خشكسالی  و درجات  گوناگون  شدت خشكی است . در آمريكا اين ارزيابی  بصورت  هفتگی  در وضعيت های بحرانی خشكسالی  انجام می شود .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 13:1  توسط یونس  | 

خشكسالي و تبعات آن در آذربايجان غربي

     درياچه اروميه دومين درياچه آب شور جهان با 4 هزار و 810 كيلومتر مربع مساحت يكي از نادرترين ذخيره گاه هاي زيستي ايران و جهان و داراي 102 جزيره كوچك و بزرگ است.اين درياچه به همراه جزاير دروني آن از سوي سازمان يونسكو به عنوان ذخيره گاه طبيعي به ثبت جهاني رسيده است.

    حوزه آبريز اين درياچه بيش از 50 هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و بيش از 30 رودخانه بزرگ و كوچك آب هاي سطحي را به اين درياچه مي ريزند.سطح درياچه اروميه از سطح آب هاي آزاد در زمان پرآبي 1278 متر بالاتر است كه در حال حاضر به دلايل متعددي با 7 متر كاهش به 1271 متر رسيده است.  بي آبي سطح وسيعي از ساحل اين درياچه را به مساحت تقريبي 150 هزار هكتار از زير آب خارج و به نمكزار تبديل كرده است.

      با كاهش عمق آب درياچه تعدادي از جزاير موجود به هم وصل شده اند و عبور و مرور شناور به جزاير براي حفاظت و حمايت از گونه هاي جانوران حفاظت شده به سختي انجام مي گيرد.پلاژها و اماكن توريستي كنار درياچه اروميه تقريبا خالي از مسافر شده و اسكله هاي شناورهاي اين درياچه بويژه در مناطقي چون رشكان – كبودان و اشك از كار افتاده اند.با گذر از سواحل درياچه اروميه مي توان به راحتي نمكزارها و كوه هاي نمكي را ديد كه طي چند سال اخير بر وسعت آنها افزوده شد ه است.كاشناسان معتقدند اين كوچك شدن مساحت درياچه هشدار مهمي است ، زيرا شوره زار حاصل از اين عقب نشيني تمام اراضي ، مزارع و نواحي مسكوني و آبادي هاي اطراف را تهديد مي كند.با وزش باد نمك موجود در شوره زارهاي پديد آمده به سوي اين اراضي و نواحي مسكوني منتشر شده و همين امر خود موجب خشكسالي مي شود و تأثير مستقيمي بر روي منطقه، سلامت مردم و افزايش مهاجرت به شهرها خواهد داشت.

     از نظر كارشناسان طوفان هاي حامل نمك در اطراف درياچه اروميه زمين هاي كشاورزي را به شدت تهديد مي كند.استنشاق نمك معلق در هوا نيز مي تواند منجر به افزايش فشار خون ساكنان بومي منطقه شده و به عنوان زمينه اي براي ساير بيماريها جای پا باز كند.

     كارشناسان خاك معتقدند اساسا كويرها از نظر خاك به دو دسته : كوير نمك و كوير بدون نمك تقسيم    مي شود كه كوير نمكي از نوع بسيار خطرناك به شمار مي رود چون ادامه حيات گونه هاي جانوري را به خطر مي اندازد.

     درياچه اروميه زيستگاه يك گونه منحصر به فرد از آرتیميا و دومين زيستگاه بزرگ آرتیميا در جهان است كه تا سال 76 توليد آرتیميا در درياچه بسيار بالا و ارزشي معادل 10 ميليارد دلار داشت كه از سال 1377 با آغاز بحران خشكسالي توليد اين آبزي سخت پوست سال به سال كمتر شد و هم اكنون نسبت به بهترين زمان نزديك به 100 برابر تعداد آرتیميا در درياچه اروميه كاهش يافته است.آرتیميا تنها موجود زنده آب اين درياچه به دليل افزايش شوري آب به حد اشباع (بيش از 350 گرم در ليتر) زادآوري خود را تقريبا از دست داده است و تعداد آرتیميا از 30 عدد در ليتر (در شرايط نرمال) به يك عدد در ليتر كاهش يافته است كه ادامه شرايط بحراني درياچه مي تواند آرتیميا را همراه با خود درياچه از بين ببرد.

     طبق اظهارات مسئولان پارك ملي درياچه اروميه با تمام زيبائيهاي خود به يك بحران زيست محيطي تبديل شده است.وجود پرندگاني همچون فلامينگو و پليكان سفيد يكي از ويژگي هاي تنوع زيستي در درياچه اروميه است كه در جزاير 9 گانه پارك ملي درياچه اروميه جوجه آوري دارند.باتوجه به روند خشكسالي در 10 سال اخير وتغييرات اكولوژيك در سطح جزاير 9 گانه كه از طريق خشك شدن اطراف جزاير و بهم پيوستن آنها صورت گرفته تعداد جمعيت تخمگذار اين پرندگان بسيار كاهش يافته و اين امر نشان دهنده تأثير خشكسالي بر پرندگان ساكن پارك ملي درياچه اروميه است.

با توجه به مسائلي كه اشاره شد وضعيت درياچه اروميه بسيار بحراني است و طبق گفته معاونت عمراني استاندار آذربايجان غربي راه كاري ملي مي طلبد.البته تبعات خشكسالي درياچه اروميه بر كسي پوشيده نيست و اين را مي توان از نامه 221 نماينده مجلس به رئيس جمهور دريافت. آنها خواستار احياي درياچه اروميه شده اند.

عوامل بحران ساز

     كارشناساني كه روي درياچه اروميه و وضعيت آن مطالعه كرده اند معتقدند سهم عوامل انساني از تهديد درياچه اروميه 30 درصد است و مابقي به عواملي چون خشكسالي ، شرايط جوي ،تبخيرو... باز مي گردد.     به اعتقاد كارشناسان حفاظت از محيط زيست ، عوامل انساني از طريق ساخت بي رويه سدها در خشك شدن بخشي از درياچه تأثير داشته اند چرا كه ساخت سدها جريان آبها را كنترل كرده و مانع ورود آن به درياچه مي شود.در اكثر رودخانه هاي منتهي به اين درياچه تعداد زيادي سد ساخته شده كه برخي از آنها مورد بهره برداري قرار گرفته و برخي نيز در حال احداث هستند.در حال حاضر 5 سد مهاباد – شهرچايي اروميه – سد ماكو – حسنلوي نقده و شهيد كاظمي بوكان در آذربايجان غربي وجود دارد كه اين تعداددرمجموع يك ميليارد و 700 ميليون متر مكعب از آب هاي جاري استان را مهار كرده است.اين در حالي است كه 11 سد ديگر در حوزه آبريز درياچه اروميه با ظرفيت كلي يك ميليارد و 543 ميليون متر مكعب در دست احداث است  که از این تعداد 7 سد به ظرفیت 235 میلیون متر مکعب تا پايان امسال مورد بهره برداري قرار خواهند گرفت.بنا به اظهارات يكي از مسئولان، تبخير سالانه آب درياچه اروميه 5/5 ميليارد متر مكعب و ورودي آب سالانه به درياچه اروميه 5/1 ميليارد متر مكعب بوده است كه اين وضعيت، درياچه اروميه را در سراشيب اضمحلال و سقوط قرار داده است.كاهش قابل ملاحظه ميزان بارندگي در سال هاي اخير و وابستگي مستقيم بارش با حجم روان آب ورودي به درياچه نقش تأثيرگذاري در پائين رفتن سطح اب درياچه داشته است.

افزايش دما و تبخير سطح درياچه يكي ديگر از عوامل اقليمي تأثيرگذار در خشك شدن درياچه است. البته افزايش دما و تبخير در حوضه آبخيز درياچه اروميه مي تواند از پديده گرم شدن كره زمين در سال هاي اخير باشد.بنا به گفته كارشناسان به دليل غيرقابل كنترل بودن عوامل اقليمي مي توان با توجه به نقش 30 الي 33 درصدی عوامل انساني چنان برنامه ريزي كرد كه در بهبود و ضعيت آن درياچه تأثيرگذار باشد.

     بالا بردن راندمان آبياري و تعمير الگوي كشت و گرايش به سمت گونه هايي با نياز آبي محدود ، تغيير واصلاح مديريت بهره برداري از منابع آبي كه با احداث شبكه هاي آبياري مدرن و تحت فشار مي تواند براي استفاده بهينه از منابع آب حوضه آبخيز درياچه اروميه پاسخگو باشد.

با توجه به موارد مورد اشاره و فاجعه خشك شدن درياچه اروميه ،اين شرايط بحراني مديريت خاصي را مي طلبد. اقدامات انجام شده در اين خصوص طي سال هاي اخير به شرح زير است:

بنا به اظهارات مسئول هماهنگ كننده طرح حفاظت از تالاب هاي ايران طرح حفاظت از تالاب ها ، طرح مشترك بين جمهوري اسلامي ايران و صندوق تسهيلات جهاني محيط زيست (CEF) است كه از سال 2006 ميلادي اقدامات اجرایي آن آغاز شده است.

اولين كارگاه برنامه ريزي مديريت درياچه اروميه با همكاري مشاورين بين المللي حفاظت از تالاب هاي ايران 14 و 15 تيرماه سال 1386 با حضور كاشناساني از ادارات كل حفاظت محيط زيست، استانداري ها ،سازمان هاي جهاد كشاورزي و آب منطقه اي گردشگري و ميراث فرهنگي ، شيلات، منابع طبيعي و سازمانهاي مردمي و نهادها و ساير ارگان هاي مربوطه استان هاي آذربايجان شرقي و غربي در اروميه برگزار شد.ويرايش دوم اين برنامه در كارگاه دوم برنامه ريزي مديريت درياچه اروميه 26 و 27 آبان ماه سال 1386 (حدودا سه ماه بعد) در تبريز برگزار شد و مورد بحث و تبادل نظر ذي نفعان و كارشناسان مدعو قرار گرفت و براساس نظرات اين افراد اصلاح گرديد.

     در خرداد ماه سال 1387 موافقت نامه حفاظت و مديريت پايدار درياچه اروميه به همراه ساختار و شرح خدمات كميته ملي و شوراي منطقه اي مديريت پايدار درياچه ارومیه و آخرين نسخه از برنامه مديريت درياچه اروميه توسط اين دفتر تهيه و پس از تأئيد سازمان محيط زيست به وزراي ( نيرو، جهاد كشاورزي، كشور) و استانداري هاي آذربايجان غربي ، شرقي و كردستان ارسال شد.

    اين موافقت نامه در چهارمين جلسه كميته راهبردي طرح در كميته تخصصي شوراي عالي مطرح و جزئيات متن آن تصويب و با حضور نمايندگان اعضاي اصلي شوراي عالي آب و نمايندگان استانهاي آذربايجان غربي و شرقي نهايي مي شود.اين سند 24 و 25 مهرماه سال جاري طي مراسمي توسط استانداران  استان هاي آذربايجان غربي آذربايجان شرقي – كردستان و وزراي نيرو – جهاد كشاورزي و رئيس سازمان محيط زيست كشور امضاء مي شود .

اين تفاهم نامه و سند مديريت يكپارچه درياچه اروميه به دلايل زير به تصويب رسيد:

    درياچه اروميه و تالاب هاي اقماري آن در سطح بين المللي و ملي يك زيست بوم بسيار باارزش و با اهميت است كه تأمين كننده ارزش هاي اقتصادي – اجتماعي و فرهنگي و زيست محيطي در سطح حوزه مي باشد و به عنوان تالاب بين المللي در كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده ودر سازمان ملل متحد به عنوان ذخيره گاه زيست كره شناخته شده و در سطح كشورنیز به عنوان پارك ملي شناخته شده است.با توجه به كم آبي درياچه ممكن است كاركردهایي اين زيست بوم را تهديد نمايد كه در اين صورت احتمال اثرات منفي خواهد داشت.

       با بهره گيري از مواد 67 و 17 قانون برنامه توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور در راستاي استقرار رويكرد مديريت زيست بومي براي درياچه اروميه و مديريت به هم پيوسته منابع آب و خاك و لزوم تقويت همكاري هاي مشترك بين كليه ارگان هاي مرتبط در سطح حوضه آبخيز درياچه اروميه به عنوان يك زيست بوم واحد تفاهم نامه همكاري في مابين سازمان حفاظت محيط زيست و وزارتخانه هاي نيرو – جهادكشاورزي – كشور و استانداري آذربايجان غربي – آذربايجان شرقي و كردستان در 6 ماده و 6 تبصره منعقد گرديد.

      اين تفاهم نامه كل حوضه آبخيز درياچه اروميه و اراضي واقع در داخل مرز آن به ويژه درياچه اروميه و تالاب هاي اقماري آن را دربر مي گيرد.درياچه اي با آب كافي براي پايدارسازي چشم انداز زيبا و تنوع زيستي غني كه مردم و جوامع محلی از ظرفيت هاي حوضه آبخيز آن بهره برداري خردمندانه مي كنند و آگاهانه در حفاظت پايدار آن كوشا هستند و درياچه بستري براي تقويت تعامل و گسترش همكاري هاي سازنده ميان نهادها در سطوح ملي واستان هاي ذيربط به عنوان چشم انداز مديريت بلندمدت درياچه اروميه در تفاهم نامه قيد شده است.براساس اين تفاهم نامه كميته ملي مديريت پايدار حوضه آبريز درياچه اروميه در سطح ستادي و شوراي منطقه اي مديريت حوضه آبريز درياچه اروميه به طور مشترك بين استان هاي آذربايجان غربي – آذربايجان شرقي – كردستان تشكيل مي گردد.وظيفه اصلي كميته فوق تنظيم ظرفيت هاي توسعه و هماهنگي و تلفيق فعاليت هاي توسعه در سطوح حوضه آبريز با در نظر گرفتن اصول مديريت زيست بومي و در راستاي پايداري درياچه و زيست بوم هاي وابسته به آن است.در سطح حوضه اي شوراي منطقه اي مديريت حوضه آبخيز تشكيل مي گردد.اين شورا به طور مشترك بين استان هاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي شكل مي گيرد. وظيفه شورا اجراي برنامه مديريت جامع درياچه اروميه و ارزيابي و  بازنگري آن را در سال پنجم بر عهده دارد.هر يك از استانها اين تفاهم نامه را در قالب بودجه هاي استاني به سهم خود هزينه هاي عمليات اولويت بندي شده در برنامه جامع درياچه اروميه براساس كارشناسي و پيشنهاد دستگاه اجرايي ذيربط در بودجه ريزي سالانه پيش بيني و به دستگاه مربوطه تخصيص خواهد داد. سازمان ها و وزارتخانه هاي ذيربط مي توانند حسب اولويت هاي پيش بيني شده و مفاد برنامه جامع مديريت درياچه اروميه يا هماهنگي شوراي منطقه اي مديريت حوضه آبخیز درياچه اروميه بودجه هايي از محل منابع محلي تخصيص بدهند.گفتني است دبيرخانه مركزي شوراي منطقه اي مديريت درياچه اروميه در استان آذربايجانغربي مستقر خواهد بود و رياست د وره اول با همين استان مي باشد كه به صورت دوره اي 2 ساله رياست شورا قابل تغيير خواهد بود.اين تفاهم نامه مدت 5 سال اعتبار دارد و پس از آن نيز تا اعلام كتبي هر يك از طرفين به قوت خود باقي است .                                              

     اثرات كم آبي و خشكسالي علاوه بر درياچه اروميه در كل استان و در بخش هاي مختلف اثرات سويي گذاشته و خسارت هاي غيرقابل جبراني را به بار آورده است .به دليل كم آبي بخش قابل توجهي از آب هاي سطحي و زيرزميني استان براي آبياري اراضي كشاورزي مصرف مي شود و اين امر موجب كاهش آبها و سفره هاي زيرزميني مي شود.رئيس سازمان جهاد كشاورزي آذربايجان غربي خسارات ناشي از محصولات كشاورزي استان را 41 درصد اعلام كرده مي گويد : پيش بيني مي شود 2 ميليون و 500 هزارتن از محصولات كشاورزي توليدي استان دچار خسارت شود.طبق اظهارات مسئولان، خسارات ناشي ازخشكسالي در بخش زراعت استان 46 درصد ، در بخش باغات 2/44 درصد ، در بخش دام و طيور 3/16 درصد ، در آبزيان 20 درصد و منابع طبيعي و مراتع 6/33 درصد پيش بيني مي شود.بيماري هاي ناشي ازكم آبي در بين دام و طيور نيز جاي خود دارد.طبق اظهارات  مسئولان  شركت آب منطقه اي  در  حال   حاضرميزان ذخيره آب پشت  5 سد بوكان ، مهاباد ، ماكو ،حسنلوي نقده و شهرچايي اروميه 991 ميليون متر مكعب است كه نسبت به مدت زمان مشابه سال قبل كاهش نشان مي دهد و ... .كه البته ستادي تحت عنوان ستاد مديريت كاهش اثرات كم آبي در استان تشكيل شده است تا با برنامه ريزي و ارائه راه کارهاي استفاده بهينه از آب مصرف آب را در بخش كشاورزي به طور عمده مديريت نمايد   . 
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:45  توسط یونس  | 


آب وهوا

      استان آذربايجان غربي به دليل وجود ارتفاعات متعدد داراي آب و هواي كوهستاني است. كوههاي زاگرس كه در جهت شمال غرب به جنوب شرقي امتداد دارند مانع ورود كامل جريانهاي مرطوب اقيانوس اطلس و درياي مديترانه به اين استان مي شوند. همچنين جريان هاي هواي سيبري و آسياي مركزي كه ماهيتي بري و سرد دارند از سمت شمال و شمال شرق وارد اين استان شده و باعث افزايش سرما و ميزان رطوبت هوا مي شوند. ورود اين جريان ها با سرماي شديد و بارش برف سنگين همراه است.يكي ديگر از عوامل تأثيرگذار در آب و هواي استان  وجود درياچه اروميه است.اين درياچه علاوه بر تأمين رطوبت منطقه         خود عامل تعديل درجه حرارت در اين ناحيه  است.گرمترين ماه هاي سال در آذربايجان غربي تير و مرداد است. با اين وجود در مناطق ييلاقي اين استان حتي در اين ماهها آب و هوايي خنك و مطبوعي وجود دارد.فرا رسيدن گرما و سرما در استان ناگهاني است (حیدری،1382،ص18 ).                        

     استان آذربايجان غربي با توجه به وضعيت جغرافيايي تحت تأثير توده هاي هوايي متفاوتي در طي سال مي باشد كه عمدتا به 4 توده تقسيم مي شوند :

الف) توده هواي سرد شمالي

    اين توده هوا از نواحي قطعي شمال «نزديكي هاي گرينلند» منشاء مي گيرد و عمدتا در فصل زمستان منطقه را تحت تأثير قرار مي دهد و در زمان نفوذ آن هواي استان تا اندازه اي سرد مي شود.

 

 

ب) توده هواي قطبي سيبري

    اين توده هوا از نواحي شمال سيبري سرچشمه مي گيرد و در فصل زمستان به صورت امواج سرد ازسمت شمال شرقي به جنوب غربي جريان پيدا مي كند. ورود اين توده به استان هوايي سرد با جوي صاف را به همراه داشته و به دليل گذر از درياي خزر در بعضي مواقع رطوبت مناسب را جهت بارش به همراه دارد.

ج) توده هواي قطبي بحري

    اين توده هوا از سمت شمال غربي وارد استان مي شود و به دليل جذب   رطوبت مناسب در هنگام عبور از درياي سياه و مديترانه باعث ايجاد بارش هايي در سطح استان در خلال فصول تابستان و زمستان         مي شود.اكثر بارش هايي كه در فصل تابستان روي مي دهد معلول عملكرد اين سيستم است.

د) توده هواي حاره بحري

    منشاء تشكيل اين توده هوا قاره اروپاست و با داشتن پايداري قوي در لايه هاي پائين خود نمونه بارزي از يك توده هواي گرم و داراي سيستم ابري است.

دما ودرجه حرارت) استان آذربايجان غربي(

     به دليل واقع شدن استان در عرض هاي جغرافيايي بالا و ارتفاع زياد، ميانگين سالانه دماي آن نسبت به ميانگين سالانه دماي اكثر مناطق كشور، كمتر بوده و جزء مناطق سردسير كشور محسوب مي شود.به دليل بري بودن هواي استان ، اختلاف دماي حداقل و حداكثر مطلق آن زياد مي باشد به طوريكه دماي 44 درجه بالاي صفر در ايستگاه داشبند و 34 درجه زير صفر در ايستگاه خوي مشاهده شده است. با اين حال هرچقدر از نواحي شرقي استان به سمت كوه هاي غربي حركت مي كنيم از ميزان دماي هوا كاسته مي شود(برنامه وبودجه،1385،ص3).                                                                                                                                                                                                                                                                                                           

        براساس داده هاي آماري ايستگاه هاي هواشناسي اروميه – خوي – ماكو و مهاباد درجه حرارت هوا در مناطق مختلف استان متفاوت است.متوسط درجه حرارت 4/9 سانتي گراد در ماكو و تا 6/11 درجه سانتي گراد در مهاباد متغير است.شهرستان مهاباد تابستان هاي خشك و طولاني و زمستان هاي بسيار سرد دارد.شهرستان نقده و مياندوآب داراي هواي نيمه مرطوب با تابستان هاي ملايم و زمستان هاي سرد است)اداره هواشناسي استان).

میزان بارندگی در استان

      متوسط بارندگي ساليانه استان (تا سال 1385) ، 300 – 400 ميلي متر بوده است كه با توجه به متوسط بارندگي 280 ميلي متر در ايران در وضعيت خوبي قرار داشت و به همين دليل داراي رودهاي دائمي زيادي بود.«ولي طي يكي دو سال اخير به دليل وجود خشكسالي از ميزان بارندگي در سطح استان كاسته شده و به طور حتم متوسط ساليانه آن پائين آمده است.»به طوريكه طي سال 1386 ميزان بارندگي 60 درصد كاهش داشته و متوسط بارندگي 160 ميلي متر برآورد شد  (منبع : سازمان هواشناسي).

از لحاظ ميزان بارش سه واحد جغرافيايي در استان مي توان تشخيص داد:

الف ) حوزه مغرب درياچه اروميه

      خصوصا در اطراف سردشت ميزان بارش به 800 ميلي متر مي رسد ولي در نزديكي هاي درياچه اروميه به حدود 300 ميلي متر كاهش مي يابد. در اين حوزه هر چقدر از مغرب به مشرق حركت كنيم از ميزان نزولات كاسته مي شود و در كوههاي مرزيبالاترين نزولات جوي در نيمه جنوبي اين حوزه اتفاق مي افتد و به اين علت تنها منطقه جنگلي استان آذربايجان غربي در آن واقع شده است.

 

 

ب) حوزه شمالي درياچه اروميه تا رود ارس

      هر چقدر ازشمال درياچه اروميه به طرف رود ارس پيش مي رويم به تدريج از ارتفاع زمين كاسته شده و ميزان بارش نيز از 400 ميلي متر به 250 ميلي متر كاهش پيدا مي كند.

ج) حوزه جنوب درياچه اروميه

     نواحي كوهستاني مرتفع اين حوزه سرچشمه شاخه  هاي اصلي رودهاي مهمي چون سيمينه رود – مهاباد رود – زرينه رود و قزل اوزن مي باشد. ميزان بارندگي در اين سرچشمه ها بين 600 الي 800 ميلي متر      اندازه گيري شده است. در حاليكه هر چقدر به نواحي پست درياچه اروميه نزديكتر مي شويم ميزان بارش به 300 ميلي متر كاهش مي يابد.اين كاهش ميزان بارندگي در منطقه جنوب شرقي و در سمت تكاب نيز روي       مي دهد.

بادها :

     در فصل تابستان سراسر استان آذربايجان غربي از وزش بادهاي باران آور بي بهره مي ماند ولي آفتاب درخشان همراه با رسيدن ميوه ها و برداشت غله، فضاي تفرجگاهي مناسبي را با نسيم ملايمي فراهم         مي آورد.

 اين نسيم ملايم در زبان محلي «مه ئيلي» و در برخي از نقاط به نام باد مراغه مشهور است.از نيمه تابستان همراه با وزش باد شمالي از گرماي هوا به شدت كاسته مي شود. باد خنك شمالي در هر منطقه به نام ناحيه شمالي همان مطنقه مشهور است.گاهي در تابستان باد گرمي از سمت جنوب ، استان  را تحت تاثير خود  قرار مي دهد كه در اصطلاح محلي به«آغ ئيل» يعني باد سفيد مشهور است. اين باد در اواخر زمستان باعث ذوب شدن برف و يخ مي شود و در تابستان بر شدت گرماي هوا مي افزايد.با تمايل خورشيد به طرف جنوب و كوتاه شدن روزها ، هواي پرفشار به پائين حركت مي كند و هواي كم فشار تدريجا جايگزين آن مي شود.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:35  توسط یونس  | 

پیش بینی وضعیت هوای 5 روز آینده در ارومیه

جمعه
17 اردیبهشت 1389
نیمه ابری
نیمه ابری
بیشینه دما : 22 درجه
کمینه دما : 12 درجه
شنبه
18 اردیبهشت 1389
نیمه ابری
نیمه ابری
بیشینه دما : 25 درجه
کمینه دما : 13 درجه
یکشنبه
19 اردیبهشت 1389
نیمه ابری
نیمه ابری
بیشینه دما : 26 درجه
کمینه دما : 15 درجه
دوشنبه
20 اردیبهشت 1389
ابرهای پراکنده
ابرهای پراکنده
بیشینه دما : 27 درجه
کمینه دما : 15 درجه
سه شنبه
21 اردیبهشت 1389
ابرهای پراکنده
ابرهای پراکنده
بیشینه دما : 29 درجه
کمینه دما : 15 درجه
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:33  توسط یونس  | 

فرعون به نام هاي كئوس و مي كرينوس و كفرن ساخته شده اند.

بلندترين هرم هرمي است كه به نام خئوپس كه ارتفاع اوليه آن 147 متر بوده ولي به اكنون پس از گذشت حدود 48 قرن بر اثر فرسايش 10 از ارتفاع آن كاسته شده است .

ضلع مورب اين هرم 227 متر بود و اين اثر عجيب زميني را به مساحت 50000 متر مربع را اشغال نموده است.

به نوشته هردوت  400000 كارگر و برده به مدت 20 سال براي ساختن اين بنا به كار گرفته شده است حجم اوليه اين بناي عظيم و عجيب دو ميليون و هفتصد متر مكعب و وزني معادل 8 ميليارد كيلو بوده است. سنگهاي بكار رفته در اين هرم و اهرام ديگر را از نقاط كوهستاني بسيار دور (احتمالا از شرق رود نيل ) به اين محل حمل كرده اند.

راه ورودي هرم كه يكراست به طرف شمال مي رود اگر خط فرضي از آن امتداد يابد با چند درجه اختلاف به نقطه قطب شمال منتهي مي شود(اين اختلاف درجه به علت پيدايش انحراف در محور حركت وضعي زمين نسبت به مدار حركت انتقالي مي باشد).

2- باغ هاي معلق بابل

تمدن بابل بر كسي پوشيده نيست شيوه هاي معماري و آثار بدست آمده چنين عظمتي را در اين سرزمين به اثبات رسانده است.

برج بابل از عالي ترين نشانه معماري بشري است كه داراي اهميت هفت برج بزرگ جهان با ديواره هايي كه از كاشي هاي منقش و درخشنده بوده است و هر برج 200 متر ارتفاع داشت در نزديكي برج بابل قصر با شكوهي توسط بخت النصر پادشاه بابل ساخته شده بود با ديواره هاي آجري زرد رنگ و كف سنگفرش با مجسمه هايي تراشيده از سنگ به شكل شير.

اين باغ هاي كه به روايتي 5 تراس منطبق بودند به دستور نينوس پادشاه ديگر بابل براي همسرش  سميراميس در كنار رود فرات بنا گرديدند.

براي آبياري درختان هيك از طبقات آب فرات را مستقيما به آنها  تا بالاترين قسمت هدايت مي كردند.

3- برج دريايي اسكندريه:

اين برج بنام فار در نزديكي بندر اسكندريه در مصر در درياي مديترانه فعلي بنا گرديده بود تا با اتشي كه در انتهاي آن روشن بود راهنماي كشتي ها باشد. اين برج در 247 الي 304 از ميلاد به دستور بطليموس دوم جانشين اسكندر ساخته شد.

اين برج بر روي پايه اي 4 گوش كه 69 متر ارتفاع دارد  كه خود پايه 4 گوش نيز بر روي بناي 8 ضلعي 38 متري قرار داشت برج 9 متري ديگري نيز بر روي اين برج بنا شده بود كه فانوس دريايي بر روي آن پرتو افكن باشد.

اين برج در سال 1357 ميلادي در اثر زلزله به كلي ويران شد و اثري از آن به جاي نمانده است

4- مجسمه رودس:

جزيره رودس در درياي اژه مديترانه در جنوب غرب كشور تركيه واقع شده است متعلق به كشور يونان مي باشد. مردم اين جزيره در زمان هاي قديم عموما ملوان بودند و در مجسمه ساري مهارت زيادي داشتند.

به نوشته مورخان در اين جزيره بيش از صد مجسمه غول پيكر ساخته شده است و عجيب ترين آن مجسمه برنزي بود كه به رودس معروف است كه نام واقعي آن هليوس يعني يا رب النوع خورشيد بوده است.

ارتفاع اين مجسمه حدود 40 متر بود كه به سال 280 قبل از ميلاد ساخته شد ولي 56 سال بعد به دليل زلزله شديد ويران شد.

5-مجسمه زئوس:

عكس اين مجسمه از روي سكه بدست آمده استن كه نشان مي دهد زئوس با حالتي اخم آلود بر تخت نشسته است تختي از عاج و آبنوس با طلا و جواهر آلات گرانبها.

مجسمه زئوس از طلا تراشيده بود و تاجي از طلاي خالص به شكل خار بر روي سر داشت و مجسمه اي از الهه پيروزي در دست راست و عصاي سلطنت را بر دست چپ داشته است.اين مجسمه به علت جنگ هاي روم و يونان از بين رفت.

6- معبد ديان(ديانا):

در قرن 6 قبل از ميلاد براي الهه شكار و ماه در سونان ساخته شد. محل بناي اين معبد در جايي بود كه احتمال تخريب بسيار كم بود  و اين معبد از مرمر خالص ساخته شده بود.

ساختمان اين معبد به سال 400 ق م پايان يافت ولي در سال 346 ق م بر اثر آْتش سوزي مهيبي از بين رفت.آتش سوزي اين معبد عمدي بوده و به دست شخصي به نام ارستورات به آتش كشيده شد. اين بنا مجددا ساخته شد ولي مجددا نيز شخصي به نام هردسراتس از سركردگان قوم گت آن را خراب نمود.

7-مقبره موزول:

اين مقبره به دستور زن پادشاه موزول ساخته شد اين بنا در شهر هاليسكارناي ناحيه كاريس بنا گرديد.اين بنا به وسيله سواران سن ژان تخريب گرديد تا از سنگ هاي آن براي ساختن برج ها استفاده شود.امروزه آثار آن فقط در موزه لندن نگهداري مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 22:28  توسط یونس  | 

خلیج فارس در امتداد دریای عمان و مابین شبه‌جزیره‌ی عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳۰۰۰ کیلومتر مربع است. از شرق از طریق تنگه‌ی هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عربی راه دارد، و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ی اروندرود، که حاصل الحاق دو رودخانه‌ی دجله و فرات است، ختم می‌شود.
از زمان‌ باستان نام یونانی این خلیج، «خلیج پارس»، مورد استفاده‌ قرار می‌گرفته که از نخستین شاهنشاهی مهم این منطقه، شاهنشاهی ایران برگرفته شده است.
در دهه ‌1960 میلادی و با اوج گرفتن پان عربیسم، برخی از کشورهای عربی این خلیج را با نام «خلیج عربی» یاد کردند. ایران، به نوبه‌ی خود با تصویب دو قطع‌نامه در سازمان ملل متحد، نام خلیج فارس را رسماً وارد اسناد این سازمان کرد. قطعنامه نخستین در 5 مارس 1971 ومورد دوم در 10 اوت 1984 تصویب شدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 22:26  توسط یونس  | 


بعد از کلیک بر روی این لینک  وارد صفحه ای دیگر می شود .در این صفحه بر روی free user کلیک نمایید بعد از شمارش  25 ثانیه توسط صفحه عبارت download ظاهر میشود که با کلیک بر روی ان میتوانید سوالات را دانلود نمایید.من این سوالاتو با هزار زحمت گیر اوردم .تورو خدا نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


با عرض پوزش لینک اصلاح شد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 16:16  توسط یونس  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:9  توسط یونس  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:8  توسط یونس  | 

اتمسفر زمين

بسياري از مردم پوشش اطراف زمين را تا آنجا كه جو ناميده ميشودبه مثابه پوششي تحت نام اقيانوس هوا مي شناسند كه زمين را در بر گرفته است و اين پوشش لايه هايي از گازها وبخار آب است . با اينكه از نگاه اوليه اين تصور شكل مي گيرد اما بايد بدانيم كه در اين نگرش ساده مواردي وجوددارد كه در بحثهاي عمومي كمتر بدان پرداخته مي شود.

بحثهائي كه تحت آن علم هواشناسي شكل مي گيرد و به راستي يكي از زيبا ترين وپيچيده ترين مكانيسم هاي طبيعي را مورد بررسي قرار ميدهد.

آنچه كه برروي اين كره خاكي حيات را مقدور ساخته است ارتباط بسيار منظم وتنگاتنگي ما بين اعضاي تشكيل دهنده اين پوشش با طبقات مختلف است.طبقاتي كه هر لايه آن وظيفه بسيار مهم وتعيين كننده اي در تشكيل و ادامه حيات داراست. به نحوي كه با حذف مجازي هر لايه ومحاسبات مربوط به آن دگرگوني ژرفي در ساير طبقات وبه تبع آن، تغيير كامل مكانيسم فعلي را سبب مي شود.در ديد اغلب افراد اهميت جو در لايه مجاور زمين است كه داراي اكسيژن كافي براي تنفس مي باشد.براي شكل گيري اين لايه كه موجودات در تماس مستقيم با آن مي باشندطبقات ديگر طبق چينش خاص خود با خصوصيات منحصر به فرد دخالت دارند كه در اين مشاركت با حذف هر كدام قطعا حيات به خطر جدي خواهد افتاد. گر چه جو به معناي واقعي يك سوسيال كامل است و هيچ جاي خالي در جو نمي توان يافت و كاملا فضا را به يك نسبت ويك شكل پوشش مي دهد اما در هر لايه تركيبات خاص از عناصر و ملوكولها با توجه به خصوصيات آن لايه قرار دارد.از ديدگاه مخابرات ماكروويو وابستگي ارسال تحت كانال هوا به پارامترهاي فيزيكي ،جاي پائي براي مطالعه وباز بيني دقيقي بر اين رويه ميطلبد. اهميت لايه هاي جو در مخابرات بدين سبب است كه محيط انتقال امواج الكترومغناطيس بوده و گاهي به عنوان Reflector مورد استفاده قرار ميگيرد ماهواره اي كه در مدار زمين قرار ميگيرد وتنها راه ارتباطي آن با زمين امواج راديوئي ميباشد، امواجي را دريافت ميدارد كه از اين لايه ها در شرايط مختلف جوي ودر زمانهاي مختلف فصلي وشبانه روزي عبور نموده است.دو مشخصه عمده امواج صرفنظر از نوع قطبي شدگي و اختلاف فاز ، دامنه موج و فركانس موج ميباشد.كه هرچه فركانس موج بالاتر رود نفوذ وانتشار آن در فاصله هاي بعيد بهتر صورت ميگيرد.اما اين دو كميت به چه نسبت وتا چه حدود افزايش يابند كه اولا اختلاف زيادي با سطح Optimize خود نداشته از طرف ديگر ارتباط به شكلي دائمي وجود داشته باشد.چرا كه طبق آنچه كه در ادامه توضيح داده خواهد شد جو تركيبي پيچيده از عوامل محدود كننده ميباشد كه بر اساس ماهيت فيزيكي منحصر به فرد خود در ارتباط با امواج راديوئي در طول شبانه روز رفتار متغييري از خود نشان ميدهد.

مختصري در خصوص اتمسفر زمين

فضاي بين اتمسفر زمين وسيارات منظومه شمسي خلا كامل نيست اگر چه چگالي مواد بين سيارات كم است اين فضا مقاديري گازهاي داغ وذرات گرد و غبار در بر دارد. مواد گازي موجود در اين نواحي را گاز بين سيارات مينامند زيرا اين گازها بين سيارات قرار دارند واغلب از پروتونها و الكترونها تشكيل شده اند و چگالي مولوكولي آن بسيار كم است.

مدار حركت زمين به دور خور شيد از فضاي بين سيارات ميگذرد وبه همين دليل با گازهاي بسيار رقيق بين سيارات ادغام مي شود.

جو از نظر عمودي ممكن است بنا به تركيبات ،عكس العملهاي شيميايي ، يونيزه شدن ، دما ، فشار وغيره برحسب ارتفاع طبقه بندي شود كه در اين بخش مختصري از خصوصيات اين طبقات شرح داده ميشود.از موارد بر شمرده شده يونيزه شدن از اهميت فوق العاده اي بر خوردار است.

به طور خلاصه ميتوان گفت كه جو از چهار لايه كاملا مشخص تروپوسفر ، استراتوسفر ،مزوسفر و ترموسفر تشكيل شده است.

دماهاي زياد نزديك سطح زمين ،در مجاورت استراتوپاز و ناحيه ترموسفر ديده ميشود.اين زياد بودن دما به تابش خورشيد و جذب آن مربوط است.بيشتر تابش خورشيدي توسط سطح زمين جذب ميشود.بنا بر اين تروپوسفر از ناحيه زيرين شروع به گرم شدن ميكند.تغييرات دما از سطح زمين با افزايش ارتفاع ، كاهش مي يابد و اين بدين سبب است كه از منبع گرمائي كه سطح زمين مي باشد دور ميشويم.بر عكس تروپوسفر ناحيه گرمائي استراتوسفر در بالاي آن قرار دارد واينجا همان نقطه اي است كه در آن شكل گيري اوزن و تجزيه ملوكولهاي اكسيژن صورت ميگيرد ودر اثر اين واكنش گرما ايجاد ميشود .با نزديك شدن به اين بخش چون به منبع گرمائي نزديك ميشويم تغييرات دما با افزايش ارتفاع افزايش مي يابد.در بخش بالاتر، مزوسفر قرار دارد كه در اينجا چگالي مولكولي كم ميشود وبا افزايش ارتفاع به دليل دور شدن از استراتوسفر كه منبع گرمائي ميباشد، دما به شدت نزول ميكند تا بخش بالاتر كه ترموسفر ناميده ميشود از اينجا به بعد دما باز هم افزايش مي يابدو توجيه آن خروج از حيطه زمين وكاسته شدن اثرات حرارتي آن ونزديك شدن به منبع اصلي گرما در منظومه شمسي مي باشد.از اينجا به بعد تغييرات دما سير صعودي دارد. در اتمسفر زمين تقريبا از ارتفاع 50 تا 500 كيلومتر يعني بخشهائي از مزوسفر و ترموسفر لايه هائي از گازهاي يونيزه به نام يونسفر وجود دارد.يونسفر از الكترونهاي آزاد و يونهاي مثبتي تشكيل ميشودكه با جذب تشعشع ماوراء‎‎ بنفش خورشيد توسط اتمها ومولكولهاي اتمسفر بالائي ايجاد ميگردند.ذرات باردار در اين ناحيه توسط ميدان مغناطيسي زمين به دام مي افتند.خصوصيات اين لايه ها از نظر ارتفاع وچگالي يوني از طرفي به تركيبات مزوسفر و ترموسفر و از سوي ديگر به طبيعت تشعشعات خورشيدي و چگونگي چرخه لكه خورشيدي(Sunspot cycle) بستگي دارد.طوفانهاي خورشيدي كه در اثر انفجارات سطحي خورشيد به وجود مي آيندو از ميزان بسيار زياد انرژي آزاد شده آن تنها بخش بسيار كوچكي به زمين ميرسد نيز در اين مشخصه ها نقش اساسي دارند .از آنجائيكه اين انفجارات و تشعشعات پريوديك نبوده وميزان ومعياري براي تناوبي شدن آنها در فواصل كوتاه شبانه روز،فصلها وحتي سالها وجود ندارد پيش بيني مشخصه هاي چگالي يوني و ارتفاع توسعه يافته لايه يونسفر تقريبا غير ممكن ميباشد.لايه يونسفر با توجه به دارا بودن حالت يوني وپلاسما گونه اش به لايه پلاسما نيز شهرت دارد.از خصوصيات بارز اين لايه ايجاد شفق قطبي كه پديده اي نادر است رامي توان نام برد.اين پديده در اثر به دام افتادن ذرات باردار ويونها در ميدان مغناطيسي قوي موجود در قطبها مي باشد.در اين لايه چگالي الكترون ويون در لايه هاي يونيزه جداگانه اساسا يكسان است .وجه تسميه پلاسماي اين لايه بر اساس همين توازن چگالي الكترون و يون مي باشد.يونسفر نقش اصلي در انتشار امواج الكترومغناطيسي دارد واثرات مهمي بر ارتباطات راه دور را داراست.از آنجائيكه جرم الكترونها نسبت به يونهاي مثبت بسيار سبكتر است توسط ميدانهاي الكتريكي امواج الكترومغناطيس گذرنده بيشتر شتاب مي يابند.در تحليل ارائه شده بر اساس اين واقعيت از شتاب يونها صرفنظر شده و لابه يونسفر به عنوان يك گاز الكترون آزاد Free electron gas در نظر گرفته شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:7  توسط یونس  | 

آشنايي با لايه هاي جو

اتمسفر زمين را بر حسب چگونگي روند دما، اختلاف چگالي، تغييرات فشار، تداخل گازها و سرانجام ويژگيهاي الكتريكي به لايه‌هاي زير تقسيم كرده‌اند:

1- تروپوسفر (Troposphere)

2- استراتوسفر (Stratosphere)

3- مزوسفر (Mesosphere)

4- يونسفر (Ionosphere)

5- اگزوسفر (Exosphere)


1- تروپوسفر

تروپوسفر پايين ترين لايه اتمسفر است كه خود از لايه هاي كوچكتري تشكيل شده است.

وجه تمايز اين لايه با ديگر لايه هاي اتمسفر، تجمع تمامي بخار آب جو زمين در آن است؛ به همين دليل بسياري از پديده هاي جوي كه با رطوبت ارتباط دارند و عاملي تعيين كننده در وضعيت هوا به شمار مي آيند (از قبيل ابر، باران، برف، مه و رعد و برق) تنها در اين لايه رخ مي دهند.

منبع حرارتي لايه تروپوسفر انرژي تابشي سطح زمين است. از اين رو با افزايش ارتفاع با كاهش دما مواجه خواهيم بود.

ضخامت تروپوسفر، از شرايط حرارتي متفاوتي كه در عرضهاي جغرافيايي مختلف حاكم است تبعيت مي كند. اين ضخامت معمولاً از 17 تا 18 كيلومتر در استوا به 10 تا 11 كيلومتر در مناطق معتدل و 7 تا 8 كيلومتر در قطبها تغيير مي كند.

2- استراتوسفر

لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود 23 كيلومتر است. در 3 كيلومتر اول استراتوسفر، دماي هوا ثابت است اما در قسمتهاي بالاتر دماي هوا با ارتفاع افزايش مي يابد.

در استراتوسفر به ندرت ابر تشكيل مي شود و تنها در شرايط ويژه اي ممكن است ابرهاي كوهستاني به نام ابرهاي مرواريدي در ارتفاع 21 تا 29 كيلومتري از سطح زمين ظاهر شوند كه علت وجود آنها حركات موجي شكل هوا از سوي موانع مي باشد.

از ديگر ويژگيهاي مهم استراتوسفر وجود ازن در اين لايه است كه بخصوص در ارتفاع 20 تا 30 كيلومتري سطح زمين بر اثر واكنشهاي مختلف فتوشيميايي بدست مي آيد. مقدار ازن در اين لايه معمولاً روند فصلي دارد حداكثر آن در بهار و حداقل آن در پاييز مشاهده مي شود.

3- مزوسفر

در بالاي لايه گرم ازن لايه مزوسفر قرار دارد كه دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ 3/0 سانتيگراد به ازاي هر 100 متر كاهش مي يابد به طوريكه دما در مرز فوقاني آن در ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري به 80- درجه سانتيگراد مي رسد. و نتيجه اين دماي پايين انجماد بخار آب ناچيز موجود در اين لايه است كه باعث بوجود آمدن ابرهاي شب تاب مي شوند. اين ابرها درتابستان و در عرضهاي بالا ديده مي شوند. مزوسفر سردترين لايه اتمسفر تلقي مي شود.

4 - يونوسفر

از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي 1000 كيلومتري اتمسفر زمين، بار الكتريكي شديدي حاكم است كه زاييده وجود يونها و الكترونهاي آزاد است. در حقيقت پرتوهاي پر انرژي خورشيد كه از فضاي خارج به طبقات بالايي اتمسفر وارد مي شوند باعث گسستگي پيوند يا يونيزاسيون مولكولها و اتمها مي شوند. بر اثر يونيزاسيون، الكترون آزاد مي شود و باقي مانده اتم به صورت يون در مي آيد؛ به همين علت اين لايه از جو را يونوسفر ناميده اند.

شدت يونيزاسيون در تمام ارتفاعات يونسفر يكسان نيست؛ بنابراين لايه هاي متفاوت با تراكم الكترون و يون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در يونسفر وجود دارد؛

اين لايه ها در ارتباطات راديويي اهميت بسياري دارند. اين لايه ها عبارتند از لايه هاي D,E,F .

5 - اگزوسفر

شرايط موجود در يونوسفر در اين لايه نيز حاكم است؛ بدين معني كه گازها در اين لايه همچنان قابليت هدايت الكتريكي خود را حفظ مي كنند. سرعت ذرات در اين لايه بسيار زياد است و در مواردي به 2/11 كيلومتر در ثانيه مي رسد.

اگزوسفر لايه گذار جو به فضاي كيهاني به شمار مي آيد كه بخش فوقاني آن را در ارتفاع بيش از سه هزار كيلومتري از سطح زمين برآورد كرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:6  توسط یونس  | 

سوراخ لايه اوزون

لايه اوزون در قسمت شمالي زمين در سال 1980 بين 15تا20 درصد كاهش پيدا كرده است. براي رفع اين مشكل جمعي ازبهترين متخصصان زمين شناسي هر سال براي تحقيق وجستجو دور يكديگر جمع مي شوند .در سال 1992 پروكتيل مونترئال درباره’ لايه اوزون مطالعه و تحقيقي داشت كه فهميد بزرگ شدن سوراخ لايه اوزون بستگي به آلودگي هوا و توليد مواد سمّي دارد.در همان سال سازمان ملل متحد و حفاظت از محيط زيست برنامه اي را طرّاحي كرد كه اين برنامه جهت محافظت و حمايت از محيط زيست و مخصوصا لايه اوزون به نام برنامهUNEPطراحي كرد كه اين برنامه جهت جلوگيري از توليد مواد سمّي و مواد شيميايي آلوده كننده،است.مولكولهاي اكسيژن(O2) به اكسيژن اتميك (O) تبديل مي -شوند .اكسيژن اتميك به سرعت با مو لكولهاي بيشتري تركيب شده و به شكل اوزون مي شود .ان پوشش حرارتي كه در سطح بالا رشد كرده و سلامتي لايه اوزون را به خطر انداخته است و اين مورد باعث شده است كه اگر استراتوسفر نباشد ما نتوانيم بدون آن زنده بمانيم . بالاي استراتوسفر مقداري از آلودگي مضّر اشعه مادون بنفش را و همچنين تشعشعاتي از خورشيد (امواج بين 320 تا 240) را كه باعث مي شود لايه اوزون آسيب ببيند و همچنين جان گياهان به خطر بيفتد را جذب ميكند.اشعه مادون بنفش با تابيدن نور مولكولهاي اوزون را ميشكافد ولي اوزون مي تواند تغيير شكل بدهد و عكس العمل زير ازآن حاصل ميشود:

O+ O2 :مادون قرمز +O3

O2+O:O3


همچنين اوزون در اثر عكس العمل زير نابود ميشود :

O3+O:O2+O2

عكس العمل دوم با افزايش پيدا كردن ارتفاع آهسته انجام مي شود امّا عكس العمل سوم سريعتر انجام مي شود. دربين همكاري عكس العمل ها تمركز اوزون درحال تعا دل است. دربالاي اتمسفر اكسيژن اتميك هنگا مي كه اشعه مادون بنفش در سطح بالايي است، پيدا مي شود. در اثر حركت استراتوسفر هواي متراكم تري بدست مي آيد وجذب اشعه ي مادون بنفش افزايش مي يابد و سطح اوزون به حد اكثر و تخمينا" km20مي رسد.همراه با تئوري كمپمن يك مشكل نيز وجود داشت كه اين مشكل در سال 1960 تشخيص داده شد وحقيقت اين بود كه اوزون به وسيله عكس العمل 4 آهسته حركت مي كرد و ديده نمي شود.

گرم شدن زمين ترميم حفره اوزون را به تعويق مي اندازد

دانشمندان هشدار داده اند :پديده گرم شدن زمين مي تواند تلاشها براي ترميم حفره اوزون را كه قرار بود تا سال 2050 انجام گيرد،حدود30سال به تعويق اندازد .اين مو ضوع به رقم پيشرفتهايي است كه باي از رده خارج كردن مواد شيميايي مخرّب اوزون انجام شده است.

طبق گزارشي كاهش فراواني در مصرف گازهاي ساخته دست انسان بنام ((كلروفلورو كربن)) پديد آمده است .اينها گازهايي هستندكه لايه محافظ زمين را مي خورند .دانشمندان گفتند:اگر كشورها مصمم به دنبال نمودن اين روند باشند ،((حفره داخل لايه اوزون به آغاز به جمع شدن و كوچك شدن خواهد نمودتا اينكه ظرف 50 سال ترميم خواهد شد . )) اين جمع بندي و نتيجه گيري توسط ((مجمع بررسي فرايند هاي استراتوسفر و نقش آن در آب و هوا )) SPARC)) به عمل آمد .اين مجمع از صد ها كارشناس اقليمي كه دسامبر سال 1999در آرژانتين گرد هم آمدندو در سايه توجهات سازمان هواشناسي جهاني تشكيل جلسه دادند،شكل گرفته است.

اين دانشمندان هشدار دادند: حتّي اگر كاهش مصرف گازهايCFC برآورده شود،پديده گرم شدن زمين_كه نتيجه تولييد گازهاي گلخانه اي با وجود كربن به عنوان عنصر اصلي آن است و از سوختهاي سنگواره اي بدست مي آيد _ميتواند محلت ترميم حفره اوزون را چند دهه به تعويق اندازد.به عنوان يك تناقض ، گرم شدن زمين ،جو را در نزديكي سطح زمين حرارت ميدهد اما لايه پاييني ((استراتوسفر )) يعني جايي را كه اوزون قرار دارد همچنان سرد نگه ميدارد . اين دماهاي پايين به ويژه درزمستان مسبب جمع شدن ابرهاي استراتوسفر در نواحي قطبي ميشود . اين پديده آغازگر واكنشهاي نابود كننده اوزون توسط مولكولهاي كلري استكه توسط كلروفلورو كربن ها آزاد ميشوند. پيش بيني هاي داير بر اين كه حفره اوزون كه بالاي قطب جنوب قرار دارد، به زودي كوچك خواهد شد با آخرين اطلا عات مغايرت دارد كه نشان ميدهد كه اين حفره درحال گسترش است وبه طور بي سابقه اي در چند سال اخير بزرگ شده است.

تاريخچه سوراخ شدن لايه اوزون :


جريان تاسف بار سوراخ شدن لايه اوزون در لايه زير استرا توسفر در بالاي منطقه انتاركتيكا اولين بار در دهه هفتاد (1970 تا 1979)توسط يك گروه تحقيقاتي به نام BAS كشف شد .اين گروه در مورد اتمسفر بالاي منطقه انتاركتيكا از يك ايستگاه تحقيقاتي كه بسيار شبيه اين عكس ميباشد مشاهده مي گردند.

*اطلاعات ايستگاه تحقيقاتي هالي

*ايستگاه تحقيقاتي BAS فالكر اولين بار در حالي تحقيقات را انجام داد كه اندازه گيري اوليه در سال1985براي اولين بار سوراخ شدن لايه اوزون آنچنان نگران كننده بود كه دانشمندان تصور ميكردند كه دستگاهاي اندازه گيري خراب است .آنها دستگاه هاي ديگري جانشين آن دستگاه ها كردند تا آنكه نتايج بدست آمده اندازه گيري هاي اوليه را تاييد كرد .چندماه بعد كه سوراخ شدن لايه اوزون قابل مشاهده بود،(پس از مشاهده سوراخ شدن لايه اوزون تحقيقات قبلي تاييد شد)از طرف ديگر اطلاعات ماهواره TOMS سوراخ شدن لايه اوزون را نشان نمي داد ،بدين دليل كه نرم افزارهايي كه اطلاعاتي در مورد لايه اوزون ميداد به صورتي برنامه ريزي شده بود كه لا يه اوزون در منطقه كوچكي موردبررسي قرار مي گرفت .بررسي هاي بعدي ، اطلاعات بدست آمد هنگامي كه نتايج گروه BASمنتشر نشد،مورد تاييد قرار گرفت و بيانگر اين مطلب بود كه سوراخ شدن لايه اوزون به طور سريع ودر مقياس بزرگي بر بالاي منطقه انتاركتيكا انجام مي شود.

اوزون لايه اي را در استراتوسفر تشكيل ميدهد كه منطقه استوا باريكتر و در دو قطب پهن تر است .ميزان اوزون در بالاي سطح كره زمين به وسيله مقياسي به نام DU ((Dobson units))اندازه گيري ميشود كه اين ميزان در منطقه استوايي در حدود 260DUاست و به ميزان بيشتري در جاهاي ديگر است . اين در حالي است تغييرات فصلي بسيار وسيعي اتفاق ميافتد واين در حالي شكل مي گيرد و اشعه ماوراي بنفش در لايه استراتوسفر نفوذ ميكند يا آن را مي شكافد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:6  توسط یونس  | 

تقسیم بندی لایه های اتمسفر با توجه به تغییرات دما

 


1- تغييرات با ارتفاع : گازهاي سبكتر (بويژه هيدروژن‌ـ هليوم) اصولاً بايد در اتمسفر فوقاني بسيار فراوان باشند. تغييرات اساسي وابسته به ميزان دو گاز عمده غير دائمي يعني بخارآب و ازن مي‌باشد.
بخار آب : هوا‌ در بعضي نواحي تقريباً فاقد بخار آب و دربرخي نقاط تا 4 درصد از نظر حجم خود داراي رطوبت است. 90 درصد از بخار آب در پايين‌ترين قسمت اتمسفر حدود 6 كيلومتري از سطح زمين قرار گرفته است.
ازن : عمدتاً در 15 تا 35 كيلومتري از ضخامت اتمسفر، متمركز مي‌شود. اشعه ماوراء بنفش كه لايه‌هاي فوقاني اتمسفر را منور مي‌كند سبب تجزيه مولكول‌هاي اكسيژن در لايه‌هاي بين 80 تا 100 كيلومتر مي‌گردد.

2- تغييرات در ارتباط با فصل و عرض جغرافيايي : مقدار ازن در روي استوا كم و در عرض‌هاي فوق 50 درجه شمالي بويژه در بهار بيشتر مي‌شود.
ازن ذخيره شده در طول «شب قطبي» سبب به وجود آمدن يك لايه غني از آن در اوايل بهار مي‌گردد.
مقدار آب دقيقاً وابسته به حرارت است از اين رو در عرض‌هاي پايين و تابستان‌ها بيشتر است ولي در بيابانهاي مناطق حاره استثنا مي‌باشد.

3- تغييرات با زمان : كميت‌هايي از دي‌اكسيدكربن و ازن در اتمسفر ممكن است مربوط به تغييرات در طي دوره‌ايي طولاني باشد. دي اكسيدكربن به طور عمده بوسيله كنش ارگانيزم‌هاي زنده در زمين و دريا وارد اتمسفر مي‌شود. از منابع كوچك ديگر فساد عناصر اورگانيك در خاك و اشتعال سوخت‌هاي فسيل مي‌باشند افزايش ميزان دي‌اكسيدكربن سبب مي‌شود كه اتمسفر به مقدار زياد، انرژي حاصل از خورشيد را بگيرد.
اگر تغييراتي در اشعه ماوراء بنفش خورشيد رخ دهد در ارتباط با آن تغييراتي نيز ممكن است در ميزان ازن حاصل آيد زيرا ازن هم تابش خورشيد و هم تشعشع زميني را جذب مي‌كند.

1- تروپوسفر : داراي ضخامتي حدود 8 كيلومتر در قطب‌ها 16 تا 19 كيلومتر در مناطق استوايي است از خصوصيات عمده آن كاهش دما در جهت قائم تقريباً 6 درجه سانتي‌گراد براي 1000 متر افزايش سرعت بادها با ارتفاع رطوبت قابل ملاحظه در سطوح پايين‌تر، و به طور كلي مجموعه پديده‌هاي اتمسفري كه هوا ناميده مي‌شود در اين لايه قابل بررسي است.

2- تروپوپوز : مرز انتقال خصوصيات اتمسفري را در مقياس بزرگي از تلاطم و اختلاط را تشكيل مي‌دهد. اين لايه كم‌ژرفا در منطقه استوا نسبتاً مشخص شده است اين مرز فوقاني تروپوسفر نسبت به فصول سال تغيير مي‌كند.

3- استراتوسفر : دومين لايه بزرگ اتمسفر كه بالاي تروپوسفر و پايين مزوسفر قرار دارد. استراتوسفر ناميده مي شود. افزايش تدريجي دما از ويژگي آن است يكي ديگر از ويژگي‌هاي استراتوسفر ميزان نسبتاً زياد گاز ازن به خصوص در اطراف لايه استراتوپوز است كه ضخامتي حدود 16 تا 30 كيلومتر در اين لايه را تشكيل مي‌دهد. و از نظر جلوگيري از اثرات مرگبار تابش‌هاي شديد ماوراء بنفش، وجود ازن بسيار موثر است. از طرف ديگر گاز ازن توأم با دي‌اكسيدكربن اثر بسزائي در پراكندگي عمودي دما دارد.

4- استراتوپوز : اين لايه از ارتفاع حدود 50 كيلومتري شروع شده و منطقه انتقالي بين استراتوسفر و مزوسفر را تشكيل مي‌دهد.

5- مزوسفر : در اين لايه درجه حرارت به سرعت كاهش مي‌يابد بطوريكه در ارتفاع 80 كيلومتري ميزان آن به حدود 90- درجه سانتي‌گراد مي‌رسد. فشار هوا در مزوسفر بسيار پايين است و ميزان آن از يك ميلي‌ بار در ارتفاع 50 كيلومتري به 1 درصد در 90 كيلومتري كاهش مي‌يابد.

6- مزوپوز : منطقه فوق مزوسفر در ارتفاع 80 كيلومتري به وسيله حداقل دما، و وارونگي پس از آن مشخص مي‌شود. اين منطقه انتقالي بين مزوسفر و ترموسفر را مزوپوز مي‌گويند.

7- ترموسفر : فاقد مرز فوقاني معين است. اصطلاح ترموسفر به سبب دماي فوق‌العاده زياد ترموديناميك، به اين لايه داده شده است كه اين ميزان ممكن است به 1500 درجه كلوين برسد جلوه سرخي شفق يكي از پديده‌هاي ترموسفر پاييني است قسمت پاييني ترموسفر به طور عمده مركب از ازت (N) و اكسيژن O2 به صورت مولكولي اتمي (O) است در حاليكه در فوق كيلومتري اكسيژن به ازت غلبه مي‌كند. دماي زياد در اين لايه مديون جذب تشعشع ماوراء بنفش بوسيله اكسيژن اتمي

8- يونسفر : بخشي از اتمسفر زمين است كه از حدود فوق 60 كيلومتري به سبب يونيزاسيون، به صورت منطقه (تمركز يون‌ها و الكترون‌هاي) آزادي در مي‌آيد كه سبب انعكاس امواج راديويي مي‌شود. از طرف ديگر فجرهاي قطبي شمالي و جنوبي نيز بوسيله نفوذ ذرات يونيزه، در درون اتمسفر از 30 تا 80 كيلومتري به ويژه در مناطق حدود 20 تا 25 درجه از قطب‌هاي مغناطيسي مشاهده مي‌شوند.
اين لايه فاقد گازهاي سنگيني نظير بخارآب‌ـ اكسيژن‌ و ازت حالت مولكولي است.
در اين لايه ناوه‌هاي كم‌ژرفا به صورت لايه‌هاي يونسفري E و F1 و F2 طبقه‌بندي مي‌شوند.كه به ترتيب در حدود 110-160- و 300 كيلومتري قرار دارند.
انعكاسات راديويي بعضاً در سطوحي به ارتفاع 65 تا 80 كيلومتري رخ مي‌دهد كه بنام لايه D ناميده مي‌شود.اين لايه با حداكثر از تمركز يونيزاسيون مشخص مي‌شود.


لايه‌هاي E و F1 تقريباً منظم و در ميزان‌هاي حداكثر خود از نظر يون و چگالي الكترون‌ها، داراي تغييرات منظم روزانه‌ـ فصلي و چرخه لك‌هاي خورشيدي مي‌باشند.
لايه F2 در ارتباط با كشنده‌هاي خورشيدي‌ـ قمري و اثر ميدان مغناطيسي زمين، آنومالي‌هاي بسياري را نشان مي‌دهد. تغييرات كوتاه مدت از پراكندگي و تمركز در اين لايه، دقيقاً وابسته به طوفان‌هاي مغناطيسي است كه بنام طوفان‌هاي يونسفري ناميده مي‌شود.

9- اگزوسفر : در ارتفاع بيش از 300 كيلومتري از زمين و در وراي يونسفر منطقه‌ايي كه جاذبه زمين نيروي چنداني ندارد. لايه‌اي از گازها وجود دارد كه بنام اگزوسفر ناميده مي‌شود. در اينجا اتمهاي اكسيژن و هليوم اتمسفر رقيقي را تشكيل مي‌دهند. هليوم خنثي و اتم هاي هيدروژن كه داراي وزن‌هاي اتمي پاييني هستند مي‌توانند فرار كنند. هيدروژن با تجزيه بخار آب و متان از نزديكي مزوپوز جايگزين مي‌شود. در حالي كه هليوم به طريق عمل پرتوهاي كيهاني در ازت و از شكستن عناصر پرتوزا در پوسته سطحي زمين به طور آرام ولي مداوم توليد مي‌شود.

     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:5  توسط یونس  | 



دید کلی:

مایع یا گاز بر هر جسمی که در آن غوطه‌ور است فشار وارد می‌کند. این فشار را هیدروستاتیکی می‌گویند. پرده‌های گوش به تغییرات فشار هیدروستاتیک حساس‌اند. به همین دلیل وقتی در آب شیرجه می‌رویم و یا وقتی در آسانسور ناگهان بالا می‌رویم این تغییرات را احساس می‌کنیم.

همه ما در ته یک دریای هوا زندگی می‌کنیم و از این هوا فشاری بر همه چیز وارد می‌شود. روش کلاسیک اندازه گیری این فشار که هنوز هم به طور وسیعی رایج است فشار سنج جیوه‌ای است .


اتمسفر چیست؟

در لایه‌های جو زمین فشار ناشی از هوای محیط به چگالی هوا و ارتفاع از سطح زمین ، دمای هوا و سرعت وزش باد وابسته است. این فشار بیشترین مقدارش را در سطح دریا دارد و درارتفاعات بالا به شدت با تابع نمایی کاهش می‌یابد.

برای همین است که در بالای کوه تخم مرغ زودتر پخته می‌شود، و یا اینکه آب سریعتر می‌جوشد زیرا فشار هوا پایین بوده و دما نیز ارتباط مستقیم با فشار هوا دارد. با این حال بر حسب رنج فشار جو زمین رابه لایه‌هایی طبقه بندی نموده‌اند. بد نیست بدانید که این فشار به تغییرات شدت تابش نور خورشید نیز بستگی دارد و در اثر توان تابش بالا ، افزایش می‌یابد.


طرز ساخت فشار سنج جیوه‌ای:


یک لوله شیشه‌ای به طول حدود یک متر انتخاب و آنرا از جیوه پرکنید. انتهای باز لوله را با انگشت بگیرید و در همین حال آن را داخل یک ظرف پر از آب جیوه قرار دهید . وقتی انگشت خود را بردارید جیوه درلوله پایین می‌آید و یک ناحیه خلأ در فضای بالای جیوه تشکیل می‌دهد. جیوه در لوله ، در بالای ظرف جیوه ، معیاری از فشار هوا است.


توجه کنید که کار با فشار سنج جیوه‌ای اقدامات احتیاطی ویژه‌ای را لازم دارد. چون جیوه سمی است برای انجام آزمایش بایستی موارد احتیاطی کار با آن را رعایت نمایید.


اولین فشار سنج محتوی آب بود و ارتفاع ستون آن به بیش از 10.37m می‌رسید. استفاده از جیوه این امکان را فراهم کرد که طول لوله کوتاهتر باشد، زیرا چگالی جیوه بیش از 13 برابر چگالی آب است.


اندازه گیری فشار جو:

وقتی فشار هوا برابر یک اتمسفر استاندارد یا 101.3pa است ، ارتفاع ستون جیوه چقدر است؟ تعادل هیدروستاتیکی وقتی برقرار می‌شود که فشار ناشی از وزن ستون جیوه در ته لوله ، با فشار جوی که جیوه را در ته لوله نگه می‌دارد و مانع ریختن آن در ظرف می‌شود، برابر باشد.

بنابراین ، می‌خواهیم بدانیم ، طول ستون جیوه چقدر باشد تا فشاری برابر 101.3pa را درته لوله تولید کند؟ حجم جیوه برابر است با طول ستون جیوه(h) ضرب در مساحت سطح آن(A) یعنی v=hA در نتیجه ، فشار اتمسفر بر حسب ارتفاع ستونی از جیوه که این فشار می‌تواند آن را در فشار سنج نگه دارد، اندازه گیری می‌شود. P=ρgh

می توان بر حسب حجم سیال جابه جا شده سیال به کمک نیروی ارشمیدس نیز فشار جو را اندازه گیری کرد. البته قوانین شارل گیلوساک ، بویل و مایروت و معادله حالت گازها سنجش فشار هوا را به مراتب آسان نموده اند.






ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:5  توسط یونس  | 



جو زمین لایه ای از گازها است که که زمین را احاطه کرده اند که این گازها بوسیله جاذبه زمین نگهداشته شده اند. جو زمین شامل نیتروژن (78.1%) و اکسیژن (20.9%) همراه مقدار کمی از آرگون (0.9%)، دی اکسید کربن (متغیر، ولی حدود 0.035%) ، بخار آب ودیگر گازها می شود. جو زمین موجودات روی زمین را از طریق جذب اشعه فرابنفش خورشید و کم کردن دمای بالای بین روز و شب محافظت می کند.
 

مرز دقیقی بین لایه های جو وجود ندارد ولی جو به سرعت با افزایش ارتفاع رقیق می شود و هیچ مرز مشخصی بین جو و فضای خارج از جو وجود ندارد. 75% از جو زمین تا ارتفاع 11 کیلومتر از سطح سیاره وجود دارد. در ایالات متحده کسانی که به بالای 50 مایل (80 کیلومتر) سفر کنند فضانورد شناخته می شوند. ارتفاع 400000 پا (75 مایل یا 120 کیلومتر) جایی است که تاثیر قابل توجهی هنگام ورود به آن می گذارد.همچنین ارتفاع 100 کیلومتری یا 62 مایلی به عنوان مرز بین اتمسفر و فضا به طور مکرر استفاده می شود.





دما و لایه های جوی
دمای جو زمین همراه با ارتفاع تغییر می کند؛ رابطه ریاضی بین دما وارتفاع مابین لایه های مختلف جومتغیر است:

تراپوسفر- 0- 17/7 کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع کم می شود.
استراتوسفر- 17/7 -50 کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع زیاد می شود.
مزوسفر- 50 – 85/80 کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع کم می شود.
ترموسفر- 85/80 - +640 کیلومتر دما با افزایش ارتفاع زیاد می شود.
اگزوسفر
مرزهای بین این مناطق تروپوپوز، استراتوپوز و مزوپوز نامگذاری شده اند.

میانگین دمای جو در سطح زمین 14 درجه سانتی گراد است.

فشار
فشار جو نتیجه مستقیمی از وزن هواست. این به این معنی است که به همراه مکان و زمان تغییر می کند چون مقدار (و وزن) هوای بالای زمین به همراه مکان و زمان تغییر می کند. فشار جوی در اتفاع حدود 5 کیلومتری تقریبا به اندازه 50% سقوط می کند. میانگین فشار جو در سطح دریا حدود 101.3 کیلو پاسکال است.(حدود 14.7 پوند بر اینچ مربع)

جرم و جرم حجمی
جرم حجمی هوا در سطح دریا حدود 1.2 کیلو گرم بر متر مکعب است. این جرم حجمی با افزایش ارتفاع کم و به همین صورت فشار آن کاهش می یابد. مجموع جرم جو زمین در حدود 5.1 × 1018 کیلوگرم است که بخش بسیار ناچیزی از کل جرم زمین را تشکیل می دهد.جرم حجمی فشار جو زمین با افزایش ارتفاع تغییر می کنند. این تغییر تقریبا می تواند نمونه کاربردی Barometric formula باشد.

مناطق مختلف جوی

مناطق جوی به چند طریق نامگذاری می شوند:

یونوسفر – منطقه ای که شامل یونها میشود: تقریبا مزوسفر و ترموسفر تا حدود 550 کیلومتر.
اگزوسفر- بالای یونوسفر، جایی که جو به طرف فضا رقیق می شود.
لایه اوزون- یا اوزونوسفر، حدود 10-50 کیلومتری جایی که اوزون استراتوسفری یافت می شود. باید توجه داشت در داخل این منطقه اوزون از نظر حجم یک عنصر فرعی است.
مگنتوسفر- این منطقه جایی است که میدان مغناطیسی زمین با بادهای خورشیدی مقابله می کند. این لایه برای ده ها هزار کیلومتر در فاصله زیادی از خورشید ادامه دارد.
کمربندهای تشعشعی وان آلن- مناطقی هستند که ذرات از طرف خورشید متراکم می شوند.
فرضیه جو زمین
تاریخچه زمین تنها مطالب بسیار اندکی قبل از یک بیلیون سال پیش می داند ، ولی پیرو یک رشته حوادث محتمل ارائه می شود. این نظریه از یک منطقه فعال پژوهشی به جا مانده است.

اتمسفر امروزی گاهی به عنوان سومین اتمسفر شناخته می شود. چنانکه ترکیب شیمیایی از دو ترکیب قابل ملاحظه شیمیایی تشخیص داده شده است. اتمسفر اصلی مقدمتا از هلیم و هیدروژن تشکیل شده بود و گرما آنرا از هم پاشاند.

حدود 3.5 بیلیون سال پیش سطح زمین به اندازه ای سرد شد که پوسته آن شکل گرفت، به شدت بوسیله آتشفشان ها یی که بخار، دی اکسید کربن و بخار آمونیاک آزاد می کردند محصر شد. این باعث بوجود آمدن اتمسفر دومی شد که مقدمتا شامل دی اکسید کربن، و بخار آب و همراه مقداری نیتروژن و بدون اکسیژن می شد.دومین اتمسفر به عنوان اتمسفر رایج 100 برابر اولین اتمسفر گاز داشت. به طور کلی این باور وجود دارد که پدیده گلخانه ای با بالا رفتن مقدار دی اکسید کربن باعث نگهداری زمین از یخ زدگی می شود.

در طول چند بیلیون سال بعد بخار آب از طریق متراکم شدن باعث بوجود آمدن باران و اقیانوسها شد که شروع به حل کردن دی اکسید کربن کرد. حدود 50% از دی اکسید کربن جذب اقیانوسها می شدند. فوتوسنتز گیاهان باعث بازشدن و تبدیل شدن دی اکسید کربن به اکسیژن می شد. بیشتر اوقات کربن زیادی در سوختهای فسیلی، سنگهای رسوبی و پوست حیوانات محبوس است. چنانکه اکسیژن آزاد شده برای تشکیل نیتروژن با آمونیاک واکنش می دهد؛ افزون بر این باکتری می تواند آمونیاک را به نیتروژن تبدیل کند.

به نظر می رسد بیشتر گیاهان مهمترین عامل افزایش میزان اکسیژن هستند.در ابتدا با عنصرهای مهمی از جمله آهن ترکیب شده ولی سرانجام باعث انباشته شدن اکسیژن در جو وهمچنین پیشرفت این نظریه شد. همراه با ظهور لایه اوزون موجودات مختلف از اشعه فرابنفش بهتر محافظت می شدند. این اتمسفر نیتروژن _اکسیژن سومین اتمسفر به حساب می آید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:4  توسط یونس  | 

 


دانشمندان مي گويند كه نخستين مدرك قطعي دال بر اينكه لايه ازون در حال ترميم شدن است را به دست آورده اند.

گروهي از محققان آمريكايي دريافته اند كه سرعت تخريب لايه ازون به ميزان قابل توجهي كاهش يافته است.

با اين وجود دانشمندان مي گويند كه ترميم كامل اين لايه دست كم پنجاه سال طول مي كشد.

لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازك تر مي شد، ولي اكنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم كه اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود

به گفته دانشمندان، ترميم لايه ازون نتيجه ممنوع شدن كاربرد مواد شيميايي مخرب بوده است.

اين ممنوعيت در "موافقتنامه مونترآل" ذكر شده است كه در سال 1987 در اين شهر امضا شد.

اين موافقتنامه استفاده از موادي مانند گاز سي اف سي را كه عمدتا در اسپري ها و يخچال ها كاربرد دارد، منع كرده است.

محققان، اطلاعاتي كه در طول بيست سال گذشته توسط سه ماهواره و سه دستگاه مستقر روي زمين جمع آوري شده بود، تجزيه و تحليل كرده و دريافتند كه در لايه استراتوسفر بالايي - خارجي ترين لايه ازون - سرعت تخريب تا حد قابل توجهي كمتر شده است.

پروفسور مايكل نيوچرچ، استاد دانشگاه آلاباما در آمريكا و از سرپرستان گروه تحقيق، مي گويد: لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازك تر مي شد، ولي اكنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم كه اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود.

گرچه لايه هاي بالايي ازون رو به ترميم است، ولي عواملي چون گرم شدن كره زمين كه دما را افزايش مي دهد و بر چگونگي وزش باد موثر است، ترميم ازون را در لايه هاي پايين تر به تاخير مي اندازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:4  توسط یونس  | 




1- تغييرات با ارتفاع : گازهاي سبكتر (بويژه هيدروژن‌ـ هليوم) اصولاً بايد در اتمسفر فوقاني بسيار فراوان باشند. تغييرات اساسي وابسته به ميزان دو گاز عمده غير دائمي يعني بخارآب و ازن مي‌باشد.

بخار آب : هوا‌ در بعضي نواحي تقريباً فاقد بخار آب و دربرخي نقاط تا 4 درصد از نظر حجم خود داراي رطوبت است. 90 درصد از بخار آب در پايين‌ترين قسمت اتمسفر حدود 6 كيلومتري از سطح زمين قرار گرفته است.

ازن : عمدتاً در 15 تا 35 كيلومتري از ضخامت اتمسفر، متمركز مي‌شود. اشعه ماوراء بنفش كه لايه‌هاي فوقاني اتمسفر را منور مي‌كند سبب تجزيه مولكول‌هاي اكسيژن در لايه‌هاي بين 80 تا 100 كيلومتر مي‌گردد.

2- تغييرات در ارتباط با فصل و عرض جغرافيايي : مقدار ازن در روي استوا كم و در عرض‌هاي فوق 50 درجه شمالي بويژه در بهار بيشتر مي‌شود.
ازن ذخيره شده در طول «شب قطبي» سبب به وجود آمدن يك لايه غني از آن در اوايل بهار مي‌گردد.
مقدار آب دقيقاً وابسته به حرارت است از اين رو در عرض‌هاي پايين و تابستان‌ها بيشتر است ولي در بيابانهاي مناطق حاره استثنا مي‌باشد.

3- تغييرات با زمان : كميت‌هايي از دي‌اكسيدكربن و ازن در اتمسفر ممكن است مربوط به تغييرات در طي دوره‌ايي طولاني باشد. دي اكسيدكربن به طور عمده بوسيله كنش ارگانيزم‌هاي زنده در زمين و دريا وارد اتمسفر مي‌شود. از منابع كوچك ديگر فساد عناصر اورگانيك در خاك و اشتعال سوخت‌هاي فسيل مي‌باشند افزايش ميزان دي‌اكسيدكربن سبب مي‌شود كه اتمسفر به مقدار زياد، انرژي حاصل از خورشيد را بگيرد.
اگر تغييراتي در اشعه ماوراء بنفش خورشيد رخ دهد در ارتباط با آن تغييراتي نيز ممكن است در ميزان ازن حاصل آيد زيرا ازن هم تابش خورشيد و هم تشعشع زميني را جذب مي‌كند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:3  توسط یونس  | 


 

هوا مخلوطی از گازهای مختلف است گرچه اتمسفر زمسن ظاهرا به دلیل ماهیت گازی شکل خود بی وزن به نظر می رسد اما در واقع دارای جرمی به مقدار 5.6 * 10 ^14 تن است .به استثتای بخار آب ، نسبت اخطلاط گازهای تشکیل دهنده جو تا ارتفاع 60 کیلومتری تقریبا ثابت است .حدود 99 درصد حجم هوای زمین را دو گاز عمده اکسیژن و ازت تشکیل می دهد که ازت با 78 درصد پیکره اصلی اتمسفر زمین را تشکیل میدهد . بعد از آن اکسیژن می باشد و بقیه گازها یک درصد حجم آن را اشغال می کنند . جدول زیر گازهای تشکیل دهنده جو را در یک هوای خشک ( بدون بخار آب و آلاینده ها) به صورت حجمی و جرمی نشان می دهد که معمولا تقسیم بندی حجمی آن متداولتر است.اگر سهم بخار آب موجود در این تقسیم بندی را نبز در این تقسیم بندی دخالت دهیم ، این نسبت ها ثابت نخواهد بود زیرا دمای لایه های پایین جو همیشه در حال تغییر بوده است و با رسیدن دما به نقطه میعان و تبدیل بخار به مایع درصد حجمی بخار آب در جو تغییر خواهد کرد .در مقیاس جهانی به طور متوسط یک درصد حجم اتمسفر زمین را بخار آب تشکیل می دهد .اما عملا ممکن است در یک مکان معین هوا فاقد بخار آب و در یک نقطه دیگر تا 4 درصد بخار آب داشته باشد.گرچه وزن مولکولی آب از وزن مولکولی سایر عناصر تشکیل دهنده جو کمتر است با این وجود بخار اب عمدتا در لایه های پایین جو متمرکز می شود .بیشترین مقدار بخارآب در لایه های نزدیک سطح زمین بوده است و با افزایش ارتفاع به شدت از میزان ان کاسته خواهد شد . بالا بودن بخار آب در نزدیکی سطح زمین به دو علت است : یکی به دلیل وجود اقیانوسها که منبع اصلی بخار آب است و دیگری سرد بوذن لایه های فوقانی جو که مانع از نفوذ و نگهداشت بخار آب می شود.
 

نوع گاز

درصد حجمی

درصد جرمی

ازت

اکسیژن

آرگون

دی اکسید کربن
 

87.084

20.946

0.934

0.033

75.51

23.15

1.28

0.046


جابا ست بدانیم مقدار مقدار دی اکسید کربن موجود در جو زمین در طول سالهای گزشته اندکی افزایش پیدا کرده است .
علاوه بر ترکیبات دایمی جو که به انها اشاره شد اتمسفر زمسن حاوی مواد معلق گوناگون مانند نمک ، گرد غبار و ذرات کوچک گرد و غبار نیز می باشد که نباید انها را جز ء ترکیبات گازی جو بحساب آورد ولی نقش این مواد کوچک را نیز نمیتوان نادیده گرفت . مثلا هنگامی که بخار اب که خود بخشی از جو است از حالت گازی به حالت مایع یا جامد تبدیل می شود این ذرات نسبت به ترکیب قبلی جو بیگانه بوده و به شکلهای مختلفی مثل : ابر، مه ، باران ، برف ، شبنم و غیره ظاهر میشوند .بنابرین آب موجود در اتمسفر بسته به اینکه به چه حالتی وجود داشته باشد خصوصیات ویژه ای داشته و در تعیین وضعیت جوی اهمیت بسیار زیادی دارد .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:2  توسط یونس  | 


حقيقت امر لايه ازن چيست؟

لايه ازون در قسمت شمالي زمين در سال 1980 بين 15تا20 درصد كاهش پيدا كرده است. براي رفع اين مشكل جمعي ازبهترين متخصصان زمين شناسي هر سال براي تحقيق وجستجو دور يكديگر جمع مي شوند .در سال 1992 پروكتيل مونترئال درباره' لايه اوزون مطالعه و تحقيقي داشت كه فهميد بزرگ شدن سوراخ لايه اوزون بستگي به آلودگي هوا و توليد مواد سمّي دارد.در همان سال سازمان ملل متحد و حفاظت از محيط زيست برنامه اي را طرّاحي كرد كه اين برنامه جهت محافظت و حمايت از محيط زيست و مخصوصا لايه اوزون به نام برنامهUNEPطراحي كرد كه اين برنامه جهت جلوگيري از توليد مواد سمّي و مواد شيميايي آلوده كننده،است.مولكولهاي اكسيژن(O2) به اكسيژن اتميك (O) تبديل مي -شوند .اكسيژن اتميك به سرعت با مو لكولهاي بيشتري تركيب شده و به شكل اوزون مي شود .ان پوشش حرارتي كه در سطح بالا رشد كرده و سلامتي لايه اوزون را به خطر انداخته است و اين مورد باعث شده است كه اگر استراتوسفر نباشد ما نتوانيم بدون آن زنده بمانيم . بالاي استراتوسفر مقداري از آلودگي مضّر اشعه مادون بنفش را و همچنين تشعشعاتي از خورشيد (امواج بين 320 تا 240) را كه باعث مي شود لايه اوزون آسيب ببيند و همچنين جان گياهان به خطر بيفتد را جذب ميكند.اشعه مادون بنفش با تابيدن نور مولكولهاي اوزون را ميشكافد ولي اوزون مي تواند تغيير شكل بدهد و عكس العمل زير ازآن حاصل ميشود:

O + O2 è مادون قرمز + O3

O2 + O è O3

همچنين اوزون در اثر عكس العمل زير نابود ميشود :

O3 + O è O2 + O2


عكس العمل دوم با افزايش پيدا كردن ارتفاع آهسته انجام مي شود امّا عكس العمل سوم سريعتر انجام مي شود. دربين همكاري عكس العمل ها تمركز اوزون درحال تعا دل است. دربالاي اتمسفر اكسيژن اتميك هنگا مي كه اشعه مادون بنفش در سطح بالايي است، پيدا مي شود. در اثر حركت استراتوسفر هواي متراكم تري بدست مي آيد وجذب اشعه ي مادون بنفش افزايش مي يابد و سطح اوزون به حد اكثر و تخمينا" km20مي رسد.همراه با تئوري كمپمن يك مشكل نيز وجود داشت كه اين مشكل در سال 1960 تشخيص داده شد وحقيقت اين بود كه اوزون به وسيله عكس العمل 4 آهسته حركت مي كرد و ديده نمي شود. گرم شدن زمين ترميم حفره اوزون را به تعويق مي اندازد دانشمندان هشدار داده اند :پديده گرم شدن زمين مي تواند تلاشها براي ترميم حفره اوزون را كه قرار بود تا سال 2050 انجام گيرد،حدود30سال به تعويق اندازد .اين مو ضوع به رقم پيشرفتهايي است كه باي از رده خارج كردن مواد شيميايي مخرّب اوزون انجام شده است.

طبق گزارشي كاهش فراواني در مصرف گازهاي ساخته دست انسان بنام (كلروفلورو كربن) پديد آمده است .اينها گازهايي هستندكه لايه محافظ زمين را مي خورند .دانشمندان گفتند:اگر كشورها مصمم به دنبال نمودن اين روند باشند ،(حفره داخل لايه اوزون به آغاز به جمع شدن و كوچك شدن خواهد نمودتا اينكه ظرف 50 سال ترميم خواهد شد . ) اين جمع بندي و نتيجه گيري توسط (مجمع بررسي فرايند هاي استراتوسفر و نقش آن در آب و هوا SPARC به عمل آمد .اين مجمع از صد ها كارشناس اقليمي كه دسامبر سال 1999در آرژانتين گرد هم آمدندو در سايه توجهات سازمان هواشناسي جهاني تشكيل جلسه دادند،شكل گرفته است. اين دانشمندان هشدار دادند: حتّي اگر كاهش مصرف گازهايCFC برآورده شود،پديده گرم شدن زمين_كه نتيجه تولييد گازهاي گلخانه اي با وجود كربن به عنوان عنصر اصلي آن است و از سوختهاي سنگواره اي بدست مي آيد _ميتواند محلت ترميم حفره اوزون را چند دهه به تعويق اندازد.به عنوان يك تناقض ، گرم شدن زمين ،جو را در نزديكي سطح زمين حرارت ميدهد اما لايه پاييني (استراتوسفر) يعني جايي را كه اوزون قرار دارد همچنان سرد نگه ميدارد . اين دماهاي پايين به ويژه درزمستان مسبب جمع شدن ابرهاي استراتوسفر در نواحي قطبي ميشود . اين پديده آغازگر واكنشهاي نابود كننده اوزون توسط مولكولهاي كلري استكه توسط كلروفلورو كربن ها آزاد ميشوند. پيش بيني هاي داير بر اين كه حفره اوزون كه بالاي قطب جنوب قرار دارد، به زودي كوچك خواهد شد با آخرين اطلا عات مغايرت دارد كه نشان ميدهد كه اين حفره درحال گسترش است وبه طور بي سابقه اي در چند سال اخير بزرگ شده است.

تاريخچه سوراخ شدن لايه اوزون :

ابتدا: جريان تاسف بار سوراخ شدن لايه اوزون در لايه زير استرا توسفر در بالاي منطقه انتاركتيكا اولين بار در دهه هفتاد (1970 تا 1979)توسط يك گروه تحقيقاتي به نام BAS كشف شد .اين گروه در مورد اتمسفر بالاي منطقه انتاركتيكا از يك ايستگاه تحقيقاتي كه بسيار شبيه اين عكس ميباشد مشاهده مي گردند. *اطلاعات ايستگاه تحقيقاتي هالي * ايستگاه تحقيقاتي BAS فالكر اولين بار در حالي تحقيقات را انجام داد كه اندازه گيري اوليه در سال1985براي اولين بار سوراخ شدن لايه اوزون آنچنان نگران كننده بود كه دانشمندان تصور ميكردند كه دستگاهاي اندازه گيري خراب است .آنها دستگاه هاي ديگري جانشين آن دستگاه ها كردند تا آنكه نتايج بدست آمده اندازه گيري هاي اوليه را تاييد كرد .چندماه بعد كه سوراخ شدن لايه اوزون قابل مشاهده بود،(پس از مشاهده سوراخ شدن لايه اوزون تحقيقات قبلي تاييد شد)از طرف ديگر اطلاعات ماهواره TOMS سوراخ شدن لايه اوزون را نشان نمي داد ،بدين دليل كه نرم افزارهايي كه اطلاعاتي در مورد لايه اوزون ميداد به صورتي برنامه ريزي شده بود كه لا يه اوزون در منطقه كوچكي موردبررسي قرار مي گرفت .بررسي هاي بعدي ، اطلاعات بدست آمد هنگامي كه نتايج گروه BASمنتشر نشد،مورد تاييد قرار گرفت و بيانگر اين مطلب بود كه سوراخ شدن لايه اوزون به طور سريع ودر مقياس بزرگي بر بالاي منطقه انتاركتيكا انجام مي شود.

اوزون لايه اي را در استراتوسفر تشكيل ميدهد كه منطقه استوا باريكتر و در دو قطب پهن تر است .ميزان اوزون در بالاي سطح كره زمين به وسيله مقياسي به نام DU Dobson units اندازه گيري ميشود كه اين ميزان در منطقه استوايي در حدود 260DUاست و به ميزان بيشتري در جاهاي ديگر است . اين در حالي است تغييرات فصلي بسيار وسيعي اتفاق ميافتد واين در حالي شكل مي گيرد و اشعه ماوراي بنفش در لايه استراتوسفر نفوذ ميكند يا آن را مي شكافد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:1  توسط یونس  | 

اقليم آب و هوايي در ايران متنوع بوده و داراي آب و هوايي متفاوت در نقاط مختلف است . به طوريكه در نقاط خشك و گرم - كه وسعت زيادي از كشور را تشكيل مي دهد - در فصل تابستان درجه حرارت از 34 تا 50 درجه سانتيگراد (93 تا 122 درجه فارنهايت) متغير است و بارندگيها نيز در قسمت اعظم كشور كه جزو مناطق خشك و نيمه خشك مي باشد ، محدود به دوره كوتاه زمستان و اوايل بهار آن هم به ميزان كم است در نقاط ديگر مانند قسمت شمالي كوههاي البرز داراي باران نسبتاً كافي براي كشاورزي مي باشد . در قسمت شمالي فلات مركزي ايران متوسط بارندگي ساليانه حدود 220 ميلي متر است . در حاليكه اين مقدار در قسمت جنوبي و جنوب شرقي به حدود 120 ميلي متر تقليل مي يابد. به عنوان مثال از مساحت كل كشور حدود 13 درصد كمتر از 100 ميلي متر بارندگي و 61 درصد بين 100 تا 250 ميلي متر و 17 درصد بين 250 تا 500 ميلي متر و 8 درصد بين 500 تا 1000 ميلي متر و يك درصد بيش از 1000 ميلي متر بارندگي دارند . پس در كشور ما تقريباً سه اقليم آب و هوايي غالب وجود دارد كه قسمت اعظم آن به وسعت 74 درصد يعني سه چهارم مساحت آن داراي اختصاصات آب و هوايي خشك و نيمه خشك با بارندگي كمتر از 250 ميليمتر و قسمت ديگر به وسعت 17 درصد داراي بارندگي نسبتاً متوسط بين 250 تا 500 ميلي متر جزو مناطق معتدل است و بقيه مساحت آن حدود 9 درصد با بارندگي بيش از 500 ميلي متر جزو مناطق مرطوب ايران محسوب مي شود .
پس شرايط جوي و ميزان بارندگي ايجاب مي نمايد كه در بخش وسيعي از مملكت ، براي كشت انواع محصولات زراعي آبياري انجام شود و به لحاظ همين اختلاف در اقليم هاي آب و هوايي، شيوه هاي كشت و انواع آنها و همچنين نوع آبياري با يكديگر فرق دارند. مثلاً در مازندران بيشتر نوع كشت شالي است و بيشتر منابع آب قابل استحصال اين منطقه براي آبياري شاليزارها به كار گرفته مي شود و تنها روش آبياري براي شالي ،كرتي با استغراق دائم زمين مي باشد . لذا براي بالابردن بازدهي آبياري بايد عواملي مانند ميزان تعرق گياه ، تبخير از سطح آزاد ، ميزان استغراق گياه و سرازيرشدن آب از مزرعه ، فرونشست عمقي آب در خاك نفوذ عمودي و نفوذ افقي و بالاخره تلفات انتقال آب تا آبگير مزرعه و شبكه توزيع مربوط به آن را مشخص نمود .


لذا براي افزايش بازدهي آبياري اقداماتي به شرح زير ضروري است :
1.     قطعه بندي و تسطيح اراضي و بهبود شيب اراضي با ماشين آلات و وسايل تسطيح ، همچنين بايد از كشت شالي در اراضي شيبدار و دامنه كوهها و همچنين سواحل دريا به دليل پرت زياد آب تا زماني كه اراضي مرغوب قابل كشت در دشت وجود دارد ،جلوگيري شود .
2.     پوشش كانالهاي آبرساني و انهار در مناطقي كه افت در مسير آبرساني مشهود است .
3.     كم نمودن نفوذ پذيري خاك بستر در صورتي كه نوع خاك سبك و دانه درشت باشد با افزايش رس و تحكيم آن ، در صورتي كه امكان پوشش بتوني به دليل هزينه زياد مقدور نباشد .
4.     از بين بردن پيچ و خمهاي كاناهاي سنتي و لايروبي انهار و پاك كردن عوامل كند كننده سرعت نظير : خارو خاشاك و علفهاي هرز و همچنين لايروبي و بهسازي شبكه زهكشها و اصلاح آب بندانها با بالابردن حجم ذخيره اي آنها
5.     احداث بندها و دريچه هاي تقسيم و بندهاي گابيوني با نصب دريچه و مقسم و اشل اندازه گيري .
6.     ايجاد انگيزه براي بالابردن بازدهي آبياري در كشاورزان .
7.     اصلاح و تغيير روشهاي آبياري سنتي به سيستم آبياري تحت فشار براي ساير محصولات كشاورزي .
8.     تهيه و تدوين برنامه گردش آب و اعمال مديريت بهينه توزيع در بهره برداري از تأسيسات مربوطه . چون بر خلاف روش آبياري تحت فشار ، سيستمهاي آبياري سطحي مستلزم يك كار مديريتي و نظارت دقيق در توزيع صحيح است تا يك كار سرمايه گذاري . هرچند كشاورزان با اين روش به تجربه آشنايي دارند ليكن پيشرفتهاي علمي و انتقال دانش فني در زمينه بالابردن بازدهي آبياري به كشاورزان انتقال نيافته است .

9.     تدوين برنامه و اجراي طرح جامع آموزش و ترويج كشاورزي .
1-9 - مشخص نمودن نوع و بافت خاك هر منطقه و ميزان نفوذ پذيري آن .
2-9 - مقدار آب مود نياز براي هر هكتار و كيفيت آن در منطقه جهت هر نوع گياه .
3-9- نياز آبي گياه در طي مراحل رشد و مشخص نمودن فواصل زمان آبياري براي هرگياه با توجه به آب و هواي هر منطقه .

4-9- مشخص نمودن انواع گياهان قابل كشت ( الگوي كشت) در هر منطقه با توجه به شرايط اقليمي و آب و خاك .
5-9- رعايت الگوي كشت توسط كشاورزان و تضمين خريد و فروش اين محصولات توسط ارگانهاي ذيربط دولتي .
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:0  توسط یونس  | 




دید کلی
مفاهیم داغ و سرد برای انسان ، مانند هر موجود زنده دیگر ذاتی است و دمای محیط مجاور را بیلونها عصبی که به سطح پوسته می‌رسند به مغز خبر می‌دهند. اما پاسخ فیزیولوژیکی به دما اغلب گمراه کننده است، و کسی که چشمش بسته است نمی‌تواند بگوید که آیا دستش به اتوی بسیار داغ سوخته یا به وسیله یک تکه یخ خشک کرده است. در هر دو حالت احساسی پدید می‌آید، زیرا هر دو عینا پاسخ فیزیولوژیکی به آسیبی هستند که به نسج رسیده است.


تعریف علمی دما
دمای یک سیستم ویژگی است که تعیین می‌کند آیا یک سیستم با سیستم‌های دیگر در تعادل گرمایی قرار دارد یا خیر.

یک آزمایش ساده
دو ظرف یکسان انتخاب کرده ، در یکی آب گرم و در دیگری آب سرد بریزید. حال یک دست خود را در آب گرم و دست دیگر را در آب سرد فرو برید. حال هر دو دست را در آب نیم‌گرم وارد کنید. احساس شما چیست؟

قطعا دستی که ابتدا در آب گرم بوده است، آب نیمگرم را سردتر و دست دیگر آن را گرمتر احساس خواهد کرد. بنابراین با این آزمایش ساده می‌توان نتیجه گرفت که قضاوت ما در مورد دما می‌تواند نسبتا گمراه کننده باشد. علاوه بر این گستره حس دمایی ما محدود است. از یک معیار معینی و عددی برای تعیین دما نیاز داریم.


دماسنج‌های اولیه
نخستین وسیله واقعی علمی برای اندازه‌ گیری دما در سال 1592 توسط گالیله اختراع شد. وی برای این منظور یک بطری شیشه‌ای گردن باریک انتخاب کرده بود. بطری با آب رنگین تا نیمه پر شده ، و وارونه در یک ظرف محتوی آب رنگین قرار گرفته بود. با تغییر دما هوای محتوی شکم بطری منبسط یا منقبض می‌شد، و ستون آب در گردن بطری بالا یا پایین می‌رفت. وسیله گالیله توجه نداشت که مقیاس برای سنجش دما به کار برد، به طوری که وسیله وی بیشتر جنبه دما نما داشت تا جنبه دماسنج.

در سال 1635 درک فردیناند توسکانی ، که به علوم علاقه‌مند بود، دماسنجی ساخت که درآن از الکل استفاده کرد، و سر لوله را چنان محکم بست که الکل نتواند تبخیر شود. سرانجام ، در سال 1640 دانشمند آکادمی لینچی ، در ایتالیا ، نمونه‌ای از دماسنج‌های جدیدی را ساختند که در آن جیوه به کار برده و هوا را ، دست کم تا حدودی ، از قسمت بالای لوله بسته خارج کرده بودند. توجه به این نکته جالب است که در حدود نیم قرن طول کشید تا دماسنج کاملا تکامل یافت، و حال آنکه میان کشف امواج الکترومغناطیسی و ساختن نخستین تلگراف بی‌سیم ، یا میان کشف اورانیوم و نخستین بمب اتمی چند سالی بیشتر طول نکشید.

اندازه‌ گیری دما
برای تعیین یک مقیاس تجربی دما ، سیستمی با مختصات xy را به عنوان استاندارد ، که ما آن را دماسنج می‌نامیم، انتخاب می‌کنیم و مجموعه قواعدی را برای نسبت دادن یک مقدار عددی به دمای وابسته به کدام از منحنیهای همدمای آن ، اختیار می‌کنیم. به هر سیستم دیگری که با دماسنج در تعادل گرمایی باشد، همین عدد را برای دما نسبت می‌دهیم.

قوانین گازها
همان وقت که اسحاق نیوتن در کمبریج درباره نور و جاذبه می‌اندیشید، یک نفر انگلیسی دیگر به نام رابرت بویل ، در آکسفورد سرگرم مطالعه در باب خواص مکانیکی و تراکم پذیری هوا و سایر گازها بود. بویل که خبر اختراع گلوله سربی اوتوفون گریکه را شنیده بود، طرح خویش را تکمیل کرد، و دست به کار آزمایشهایی برای اندازه ‌گیری حجم هوا در فشار کم و زیاد شد. نتیجه کارهای وی چیزی است که اکنون به قانون بویل ماریوت معروف است، و بیان می‌کند که حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای معین با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود، بطور معکوس ، متناسب است با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود.

حدود یک قرن بعد ، ژوزف گیلوساک فرانسوی ، در ضمن مطالعه انبساط گازها ، قانون مهم دیگری پیدا کرد که بیان آن این است: فشار هر گاز محتوی در حجم معین به ازای هر یک درجه سانتیگراد افزایش دما ، به اندازه 273/1 حجم اولیه‌اش افزایش می‌یابد. همین قانون را یک فرانسوی دیگر به نام ژاک شارل ، دو سال پیش از آن کشف کرده بود. و از این رو اغلب آن را قانون شارل گیلوساک می‌نامند. این دو قانون مبنای ساخت دماسنجهای گازی قرار گرفت.

انواع دماسنجها:

دماسنج گازی:
جنس ، ساختمان ، و ابعاد دماسنج در ادارات و موسسات مختلف سراسر دنیا که این دستگاه را به کار می‌برند. تفاوت دارد و به طبیعت گاز و گستره دمایی که دماسنج برای آن در نظر گرفته شده است، بستگی دارد. این دماسنج شامل حبابی از جنس شیشه ، چینی ، کوارتز ، پلاتین یا پلاتین ـ ایریدیم ( بسته به گستره دمایی که دماسنج در آن به کار می‌رود ) ، که به وسیله یک لوله موئین به فشارسنج جیوه‌ای متصل است. این دماسنج براساس دو قانون ذکر شده در مورد گاز کامل کار می‌کند.


دماسنج با مقاومت الکتریکی:
دماسنج مقاومتی به صورت یک سیم بلند و ظریف است، معمولا آن را به دور یک قاب نازک می‌پیچند تا از فشار ناشی از تغییر طول سیم که در اثر انقباض آن در موقع سرد شدن پیش می‌آید، جلوگیری کند. در شرایط ویژه می‌توان سیم را به دور جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است پیچید یا در داخل آن قرار داد. در گستره دمای خیلی پایین ، ( دماسنجهای مقاومتی معمولا از مقاومتهای کوچک رادیویی باترکیب کربن یا بلور ژرمانیوم که ناخالصی آن آرسنیک است و جسم حاصل در درون یک کپسول مسدود شده پر از هلیوم قرار دارد، تشکیل می‌شوند. این دماسنج را می‌توان بر روی سطح جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است سوار کرد یا در حفرهای که برای این منظور ایجاد شده است، قرار داد. دماسنج مقاومتی پلاتین را می‌توان برای کارهای خیلی دقیق در گستره –253 تا 1200 درجه سانتیگراد به کار برد.
ترموکوپل
ترموکوپل وسیله دیگری است که برای اندازه‌ گیری دما مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این نوع دماسنج از خاصیت انبساط و انقباض اجسام جامد استفاده می‌گردد. گستره یک ترموکوپل بستگی به موادی دارد که ترموکوپل از آن ساخته شده است. گستره یک ترموکوپل پلاتنیوم ـ رودیوم که 10 درصد پلاتینیوم دراد از صفر تا C 1600 است. مزیت ترموکوپل در این است که بخاطر جرم کوچک ، خیلی سریع با سیستمی که اندازه‌ گیری دمای آن مورد نظر است، به حال تعادل گرمایی در می‌آید. لذا تغییرات دما به آسانی بر آن اثر می‌کند، ولی دقت دماسنج مقاومتی پلاتین را ندارد.

واحد اندازه‌ گیری دما

کلوین :
کلوین مقیاس بنیادی دما در علوم است که سایر مقیاسها بر حسب آن تعریف می‌شوند.


سلیسیوس یا سانتیگراد:
مقیاس سلیسیوس بر اساس نقطه سه گانه آبمی‌باشد. اگر T نشان دهند. دمای سلسیوس و T نشان میدهند. دمای کلوین باشد در اینصورت داریم: 273.15


فارنهایت:
این مقیاس هنوز هم در بعضی از کشورهای انگلیسی زبان به کار می‌رود و در کارهای علمی استفاده نشود رابطه مقیاس فارنهایت و سلسیوس به صورت زیر است: 32 + =T
 
 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 10:59  توسط یونس  | 

برآمدگی (منطقه پر فشار جوی )
 

Ridges

upper level highs

When the height contours bend strongly to the north (as in the diagram below), this is known as a RIDGE. Strong ridges are accompanied by warm and dry weather conditions at the surface. Below is an example of a ridge in an upper-level height field (red contours). The purple line denotes the ridge axis.

The image below depicts geopotential height (solid white contours) and temperatures (colored regions) at 500 mb. Temperatures decrease with color from light blue to purple. A ridge is located from Texas into Montana and is indicated by the bulge in the geopotential height field. This is the upper level extension of a surface high pressure center, which is why ridges are also called upper level highs.

Notice the relatively warm temperatures associated with the ridge. This is caused by the northward transport of warmer air in the lower troposphere. The ridge will intensify (bulge further northward) if warm air continues to move northward at low levels in the troposphere


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 10:58  توسط یونس  | 


Jet Streaks

wind speed maxima within the jet stream

Jet streaks are localized regions of very fast winds embedded within the jet stream. Sometimes these local wind maxima reach speeds in excess of 160 knots. Below is an ETA Model forecast panel for 300 mb winds and geopotential heights (white contours). The color filled regions indicate wind speed in knots and is color coded according to the legend at the bottom of the image. The shades of blue indicate winds less than 60 knots, while winds greater than 120 knots are given in shades of red.

The yellow, green and red ribbon on the image above represent the jet stream, and along the East Coast, the region of strongest winds (shaded in red) is a jet streak.

As air enters a jet streak, it speeds up. When it leaves a jet streak, it slows down. These accelerations and decelerations, coupled with the curvature of the jet stream and strong wind shears, cause air to pile up in some areas (convergence) and spread out (divergence) in others. These regions of divergence and convergence have a significant influence on surface pressure features.

Intensifying Surface Cyclone:

For example, if a region of diverging winds at upper levels is stronger than the converging winds of a suface low pressure center below it, the low will deepen (intensify). This is because more air is being removed from the vertical column of air above the low than flowing into it, causing the pressure at the surface to decrease. A drop in pressure means an intensification of the low pressure center

Weakening Surface Cyclone:

In contrast, if a region of diverging winds at upper levels is weaker than the converging winds of a suface low pressure center below it, the low begins to fill (weaken). This is because more air is flowing into the vertical column of air above the low than flowing out of it, causing the pressure at the surface to increase. An increase in pressure means a weakening of the low pressure center

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 10:57  توسط یونس  | 

فرارفت گردشی (گردابی)
 

Vorticity Advection

leads to rising/falling pressures at the surface

Vorticity is the localized rotation of the air. Air that rotates counterclockwise, such as in cyclones and troughs, is said to have positive vorticity. Clockwise rotating air, such as in high pressure systems and ridges, has negative vorticity. The advection of vorticity at high levels will result in a response at the surface which will attempt to offset the effects of the advection. More specifically, vorticity advection is indicative of rising motion/falling pressures at the surface. For example, look at this 500 mb map for 12Z, October 29, 1995.

Now look at these two maps of surface pressure (solid lines) from 12Z October 29,1995 and 0Z October 30,1995.

Notice how the surface low has deepened in the area of strong vorticity advection.

 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 10:56  توسط یونس  | 

 

1- شدت و مدت تابش خورشيدي
2- درجه ضايعات انرژي خورشيدي ضمن گذر از اتمسفر
3- طبيعت زيستي‌‌‌‌‌‌‌ـ پراكندگي خشكي‌ها و درياها
4- نسبت بين تشعشع زميني و تشعشع اتمسفر
5- انرژي آزاد شده و يا مصرف شده در مواقع تبخير‌‌‌‌ـ تراكم‌ـ يخ‌بندان‌ـ ذوب
6- شدت و جهت انتقال انرژي به هنگام جريانهاي دريايي و حركات افقي هوا
7- انتقال انرژي در جهت قائم
8- ارتفاع


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 10:55  توسط یونس  |