با سلام خدمت شما .آقا فرهنگ در جواب سوالتون لازم میدونم چندتا نکته را یادآور شوم:
درس خواندن مقوله سختی نیست.اینکه فشار شما برای به دست آوردن زیاد در چه حد باشه مهم نیست و کار معقولانه ای هم به نظر نمیاد.رشته جغرافیا در ایران متاسفانه رشته بسیار علمی نیست و متاسفانه یه کم در موردش کم لطفی شده.گرایش برنامه ریزی شهری جذابیت خودشو داره منخودم هم مثل شما فارغ التحصیل کارشناسی ارشد همین رشته هستم.درس خوندن فقط صرف اون کتابایی نیست که شما تو دانشگاه میخونید.شما باید ذهنیتتونو اونقدر تو این رشته بسط بدید تا بتونید با واقعیات برنامه ریزی شهری آشنا بشید.قبول دارم معدل هم به نوبه خودش مهمه ولی اصل نیست.ببینید یک مثال ساده می زنم.اکثر رشته های علوم انسانی و از جمله صرفا به صورت تئوری به ما شناسونده شده اند.ولی جغرافیا بین سایر رشته های انسانی راههای فرار زیادی داره. شما تو این رشته دنبال نمره ها نباشین چون عقب می مونین.دنبال یادگرفتن جی ای اس باشین.چون خیلی به کارتوت میاد.اونموقع که من کارشناسی بودم مثلا توی درس اقلیم شناسی که الان 4 واحد شده ما فقط یه کتاب اقلیم علیجانی رو داشتیم که خیلی برای ما که انسانی بودیم گنگ بود ولی الان برای همین درس فقط ده ها جلد کتاب منتشر شده .شما باید به قدری مغزتونو بسط بدین که بتونین همه این کتابارو بخونین نه صرف حفظ کردن فقط یادگیری .مطالعه بیشتر شمارو با ذات رشته جغرافیا اشنا می کنه. سعی کنید با مطالعه بیشتر از رشته جغرافیا زده نشید چون ممکنه به مرور زمان براتون خسته کننده بشه.موفق باشید دوست عزیز.
توجه )مژده) توج
منابع اختصاصی درس جاذبه های توریستی ایران که از کنکور سال ۱۳۹۰ برای گرایش برنامه ریزی توریسم اعمال خواهد شد به همراه نمونه سوالات از طراحان این درس
(( اختصاصی گروه جغرافیای طبیعی دانشگاه ارومیه ))
برای تهیه با مدیریت گروه تماس بگیرید
منابع مورد مطالعه رتبه ۱ ازمون کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری سال ۱۳۸۹ دانشگاه تهران آقای داوودی پور از شهر جلفای تبریز
جغرافیای شهری "مبانی و ایران"
1- حسین شکویی؛ دیدگاه های نو در جغرافیای شهری؛ جلد 1؛ انتشارات سمت؛ 1373.
2- اصغر نظریان؛ پویایی نظام شهری در ایران، انتشارات مبتکران.
3- اصغر نظریان؛ جغرافیای شهری ایران؛ انتشارات پیام نور؛ 1374.
4- سید محسن حبیبی؛ شار تا شهر؛ انتشارات دانشگاه تهران.
5- یدالله فرید؛ جغرافیا و شهرشناسی؛ انتشارات دانشگاه تبریز؛ 1368.
6- ناصر عظیمی؛ پویش شهر و شهرنشینی در ایران.
7- گیتی اعتماد؛ شهرنشینی در ایران.
برنامه ریزی شهری "مبانی و ایران"
1- اسماعیل شیعه؛ مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی شهری؛ انتشارات دانشگاه علم و صنعت؛ 1376.
2- کرامت الله زیاری؛ برنامه ریزی شهرهای جدید؛ انتشارات سمت؛ 1376.
3- کرامت الله زیاری؛ برنامه ریزی کاربری اراضی شهری؛ انتشارات دانشگاه یزد.
4- ناصر مشهدی زاده دهاقانی؛ تحلیلی از ویژگی های برنامه ریزی شهری در ایران؛ انتشارات دانشگاه علم و صنعت؛ 1373.
5- غلامحسین مجتهدزاده؛ برنامه ریزی شهری در ایران؛ انتشارات پیام نور؛ 1377.
6- محمد تقی رهنمایی؛ فرایند برنامه ریزی شهری در ایران؛ انتشارات سمت؛ 1384.
7- محمد تقی رهنمایی؛ مجموعه مباحث و روش های شهرسازی؛ جغرافیا؛ وزارت مسکن و شهرسازی.
8- هیراسکار جی کی؛ درآمدی بر برنامه ریزی شهری؛ مترجمین: محمد سلیمانی و همکاران؛ انتشارات دانشگاه تربیت معلم.
9- محمد رضا پورمحمدی؛ برنامه ریزی کاربری اراضی شهری؛ انتشارات سمت؛ 1382.
برنامه ریزیی ناحیه ای و روستایی
1- محمد رضا رضوانی، برنامه ریزی توسعه روستایی در ایران؛ انتشارات قومس.
2- کرامت الله زیاری؛ اصول و روش های برنامه ریزی منطقه ای؛ انتشارات دانشگاه یزد.
3- مظفر صرافی؛ برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای.
4- حسین آسایش؛ اصول و روشهای برنامه ریزی ناحیه ای؛ انتشارات پیام نور؛ 1375.
5- سید حسن مطیعی لنگرودی؛ برنامه ریزی ناحیه ای؛ انتشارات سمت؛ تابستان 1380.
6- عباس سعیدی؛ مبانی جغرافیای روستایی؛ انتشارات سمت (از فصل ششم؛ روابط شهر و روستا ص 123 به بعد).
7- مسعود مهدوی، برنامه ریزی روستایی در ایران، انتشارات سمت.
سید حسن معصومی اشکوری؛ اصول و مبانی برنامه ریزی منطقه ای؛ ناشر: مولف؛ 1376.
فلسفه جغرافیا
1- حسین شکوئی؛ اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا؛ جلد 1؛ انتشارات گیتاشناسی؛ 1377.
2- احمد پوراحمد؛ فلسفه و قلمرو؛ اتشارات دانشگاه تهران.
3- حسین شکوئی؛ اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا؛ جلد 2؛ فلسفه های محیطی و مکتب های جغرافیایی؛ انتشارات گیتاشناسی.
4- حسین شکوئی؛ فلسفه جغرافیا؛ اتشارات گیتا شناسی.
ژئومورفولوژی "مبانی و ایران"
1- فرج الله محمودی؛ ژئومورفولوژی ساختمانی؛ انتشارات پیام نور؛ 1376.
2- فرج الله محمودی؛ ژئومورفولوژی دینامیک؛ انتشارات پیام نور؛ 1374
3- جمشید جداری عیوضی؛ ژئومورفولوژی ایران؛ انتشارات پیام نور؛ 1376.
آب و هوا شناسی
1- بهلول علیجانی؛ محمد رضا کاویانی؛ مبانی آب و هواشناسی؛ انتشارات سمت؛ 1373. (تا سر فصل سینوپتیک).
2- بهلول علیجانی؛ آب و هوای ایران؛ انتشارات پیام نور؛ 1376.
زبان انگلیسی
1- مینو عسجدی؛ متون جغرافیای انسانی؛ جلد 1 و 2.
2- 504 Absolutely Essential Words
3- عباس فرزام، کتاب زبان انگلیسی "از دبیرستان تا دانشگاه"،
- برای مطالعه جامعتر در این زمینه؛ متون تخصصی پیشنهاد می گردد.
کتاب های تست
- ناصر عقیلی زاده فیروز جائی؛ مجموعه سوالهای کارشناسی ارشد جغرافیا؛ جلد اول و دوم؛ مسلسل پردازش.
با تشکر مدیر سایت.
بيشتر تعاريفی كه در مورد خشكسالی عنوان ميگردد قابليت انطباق زراعت با
شرايط اقليمی مورد نظر ميباشد مثلاً يك
مرتع دار روی مرتع اصلاح شده ای كه
توزيع بارندگی به
صورت نرمال هزار ميلی متر در سال ميباشد . با آسودگي خاطر گوسفند خود را
به چرا می برد . در صورتی كه
بارندگی روی مرتع در
يك سال به 750 ميلی متر كاهش يابد ،
عليرغم اينكه سال قبل نرمال بوده ، برای مرتع دار سال خشك محسوب ميشود .
برای مرتع دار ديگری كه
در يك ناحيه نيمه خشك كار می كند و در آن منطقه ساليانه بطور متوسط 300 ميلی متر بارندگی ناظر می شود ، بارش 750 ميلی متر در سال بعنوان يك
ركورد سال مرطوب و پر باران در نظر گرفته ميشود و مرتع دار در اين ناحيه با توجه به
باران اضافی كه
مشكلاتی نظير غرقاب شدن مرتع و خيس بودن خاك ،
تهيه محل سرپوشيده برای دام و انبار كردن محصول ،
گل آلود بودن جاده و مشكلات شخم و نيز برداشت محصول زير باران بوجود می آورد از بارش اضافی خشنود نخواهد بود
.
بطور كلی در مناطق خشك و نيمه خشك با توجه به وضعيت اقليمی ، تطابق كشاورزی سنتی با
آب و خاك و متوسط اقليمی صورت گرفته و تجارب شخصی روستائيان و سنتهای قديمی به
آنها می آموزد چگونه با
تغييرات جزئی در شرايط جوی از خطرات خشكسالی اجتناب كنند
.
با
آين وجود گاهی وضعيت هوا Weather آنچنان نسبت به متوسط اقليمی
limatological
normal تفاوت دارد كه دردسرهايی برای كشاورز و مرتع دار بوجود می آورد .
شاخص های
خشكسالی
اگرچهتعاريف
گوناگونی
از نظر خشكسالی موجود است ولی تعاريف ارائه شده توسط هواشناسان، جغرافی دانان ، مهندسين آبياری و غيره كاملاُ متفاوت بوده و هر يك از
پارامترهای مشخصی را درفرمول خشكسالی دخالت می دهند .در هواشناسیكشاورزی
خشكسالی بعنوان يك
خشكیغير معمول
و اتفاقی
است كه د ريك يا چند سال اتفاق می افتد .
در مورد شاخص های خشكی از نظر آب
و هواشناسی نويسندگان
زيادی مثل كوپن Koppen لانگ Long ،
اولدكوپ 01dekop،دومارتن
De Martonne
، می ير
Meyer،
تورنت وايت Thornth
WaITEو آمبرژه Emberger كار كرده اند كه در اكثر موارد اين فرمولها در
محاسبه ضريب خشكسالی از نظر كشاورزی كاربرد چندانی ندارد .
بعضی از نويسندگان فوق فقط عامل بارش و بعضی عامل بارش و درجه حرارت و يا تبخير و تعرق را
در فرمول خود دخالت داده اند . مثلاً بعضی از
تعاريف خشكسالی كه
با توجه به
عامل بارش معرفی شده اند بشرح زير است :
الف - كمتر از 5/2 ميلی متر بارندگی در 48 ساعت .
ب - بارندگی در طول هفته نصف نرمال يا كمتر .
ج - در يك دوره 10 روزه بارندگي از
5 ميلی متر بيشتر نباشد .
د - در 15 روز بارندگي نداشته باشيم .
و - 21 روز يا بيشتر باران كمتر از
30 درصد نرمال .
به نظر می رسد هيچ يك از
تعاريف فوق با
شرايط آب وهوايی كشور ما تناسب نداشته باشد و اين تعاريف در مناطق مرطوبی در
جزيره انگليس ، اروپا و شمال آمريكا بيشتر می تواند مورد استفاده قرار گيرد .
در منطقه ايران كه
يك فصل و گاه 5 ماه از
سال هيچگونه بارشی ديده نمی شود تعيين ضريب خشكسالی بصورت دوره های كوتاه مدت چند روزه مقدور نيست .
در حقيقت در مناطق خشك و نيمه خشك اگر باران خارج از فصل ببارد نه تنها مفيد نيست بلكه خساراتی نظير سيل يا
خرابی مرتع به همراه دارد . در چنين مناطقی اگر در فصل بارش به فواصل زماني معين بارش نداشته باشيم بطوريكه رشد گياه تداوم نيابد و يا شروع بارانهاي بهاری با تاخير همراه باشد خشكسالی پيش بينی ميگردد . در
تعاريف خشكسالی كشاورزی تنها عامل بارش نمي تواند تعيين كننده شاخص باشد .
راسل در 1896 اظهار داشت كه
خشكسالی استراليا يا
خشكسالی انگلستان كاملاً متفاوت است و اين تفاوت برای هواشناسان قديمی استراليا كه
قبلاً در انگلستان بوده و
به آب و هوای آنجا آشنايی دارند كاملاً محسوس است . وی
اضافه می كند علاوه بر
تغييرات بارندگی در تعيين شاخص خشكسالی بايستی گرمای زياد و بادهای خشك كننده گياه را نيز در نظر گرفت .
اكوچف در اواخر قرن نوزدهم ، ترانسو ( 1905) و Vysotsky در 1905 شاخص
P/E را برای
تخمين خشكسالی بكار برده و اهميت تبخير را در بررسی خشكسالی موردتاكيد قرار داده اند
.
استفاده از
ميانگين دما توسطKolostrov ( 1925 ) سيليانينوف و تورنث وايت توصيه شده است . البته كاربرد مدلهايی كه بر اساس درجه حرارت معرفی شده اند خارج از
محيطي كه تجربه شده اند چندان موفق نبوده و بايستی با احتياط بيشتری از
آنها استفاه نمود . با وجود اين اگر آمار كنترل شده بمدت طولانی دراختيار باشد اين مدلها در تكميل اطلاعات خشكساليها بسيار موثر هستند.
تلاشهايی بعمل آمده تا اندازه گيری كمبود اشباع نيز كه
شاخص خوبی برای درجه خشكی جو ميباشد در
فرمولهای رطوبت بكار رود . نمونه ای از اين شاخص ها روابط نوع دلتونDelton است كه
توسط پژوهشگران زيادی براي تخمين تبخير از
سطح آزاد آب بكار رفته است .
خشكسالی جوی به
خشكی غير معمول هوا گفته ميشود و تعاريف زيادی با
استفاده از پارامتر كمبود اشباع برای طبقه بندی خشكسالی جو بكار رفته است
.
در خشكسالی كشاورزی موضوع به شاخصهای خشكسالی كشاورزی محدود ميشود كه نشان دهنده درجه يا
مقدار تاثير پذيری گياه به كمبود غير معمول رطوبت خاك است . كمبود رطوبت ممكن است از
كاهش غير عادی آب در خاك و يا نياز رطوبتی زياد گياه بصورت غير معمول ناشی شده باشد .
در حاليكه كاهش توليد آب
برای چهارپايان معمولاً يك
جنبه از خشكسالی كشاورزی را
نشان ميدهد ولی در واقع اين مشكل جدا از مسائل كشاورزی است . زيرا اين نوع كمبود آب هيچگونه ارتباط اوليه ای به
رطوبت خاك ندارد . می توان كمبود آب برای چهارپايان را
در واقع نوعی خشكسالی هيدرولوژيكی بحساب آورد كه با خشكسالی كشاورزی فصل مشترك دارد .
علت جدا كردن بحث خشكسالی كشاورزی از
خشكسالی هيدرولوژيكی اين است كه
در مطالعه خشكسالی كشاورزی ،
باران موثر بعنوان بخشی از
باران كه بتواند در ناحيه ريشه نفوذ كند مورد نظر ميباشد در حاليكه در خشكسالی هيدرولوژيكی باران موثر بخشي از
بارندگی است كه به ناحيه ريشه در
خاك نفوذ نمي كند بلكه در
سطح زمين يا
در زير زمين جاری شده و به افزايش آب
در چشمه ها ، جويبارها ، درياچه ها و حوضچه ها می انجامد . تعيين شاخص خشكسالی در
كشاورزی به منظورهای ذيل صورت می گيرد :
الف - بررسی گرايش اقليم بطرف خشكی
Evaluation of climatic proneness aridity
يك استفاده معمول و هميشگی ضريب خشكسالی برای تعيين گرايش اقليم بطرف خشكی و يا پتانسيل خشكسالی منطقه است كه به
مفهوم عام مورد استفاده ميباشد .مثلاً تامركنTumertekin و كان ترك Conturk از فرمول
خشكی دومارتن يعنی برای بدست آوردن فراواني وقوع درجات خشكی در
86 ايستگاه هواشناسی تركيه استفاده نموده اند . ضريب بدست آمده توسط اين دو پژوهشگر نشان داد كه
مقادير ضريب خشكی در
تمام ايستگاهها خيلی نزديك به
توزيع گوسن بوده است . بنابراين با استفاده از انحراف معيار و ميانگين ضرايب خشكی می توان نقشه هايی كه نشان دهنده فواصل متوسط بين درجات مختلف خشكی می باشند را رسم نمود . چنين مطالعاتی را
می توان در ارزيابی پتانسيل خشكسالی بعنوان نوعی بررسی اوليه محل خشكساليها منظور نمود . متاسفانه ضرايب تجربی ساده نظير فرمول دومارتن يك بررسی واقعی از محدوديتهای كشاورزی را
درسالهای خشك بدست نمی دهد
.
ب -
تخمين نياز آبياری در منطقه
برای بدست آوردن اطلاعات اضافی در مورد سيكل فصلی و فراوانی نقصان آب ، بايستي دوره های كمتر از يكسال مثلاً دوره های ماهيانه ، ده روزه و حتي روزانه را
جهت محاسبه بيلان آب
در نظر گرفت كه اين محاسبه بر اساس آمارهای طولانی ساليانه بدست آمده باشد .نقصان تبخير و تعرق را
می توان با يكی از
روشهای هواشناسی و استفاده از قابليتهای فرضی ذخيره آب
در محل ريشه محاسبه نمود .
مطالعات ون باول
Van – Bavel
از اين نوع ميباشد . نتايج را می توان با در نظر گرفتن كل دوره زمانی مثلاً تعداد روزهايی كه فصل رشد ادامه دارد و در اين دوره محصول از كمبود رطوبت خاك در
مضيقه بوده است و يا كل عمق آب اضافی كه می توانست مانع كمبود ذخيره رطوبت باشد ارائه نمود .
اگرچه نتايج فوق و اطلاعاتی كه
از اين طريق بدست مي آيد در حل مشكلات آبياری موثر است معذالك اين نوع مطالعات مورد انتقاد قرار گرفته اند زيرا بطور مناسبی تمام عوامل موثر در تعادل رطوبت محصولات ويژه ای را
در زمان معين در نظر نمی گيرند . اين انتقادات از
پيچيدگيهايی كه در اهداف پروژه ها در نظر گرفته شده ناشی می شوند .
ارزيابی خشكسالی بشكل محلی
To evaluate drought in a
local setting
مخالفين استفاده از شاخصهای خشكسالی ميل دارند كه
توجه به وضعيت آب
در رشد نوع خاصی از
محصول صورت گيرد كه اين
محصول در شرايط زمانی و مكانی خاصی در
روی خاك مطالعه ميشود . بطور كلی فقط دو نوع افراد به
ارزيابی خشكسالی بصورت محلی اعتقاد دارند .
يكی تجربه كننده های حرفه ای كه می خواهند فراينده های اصلی فيزيكی و بيولوژيكی در
حال انجام را در محل اندازه گيری نموده و بلافاصله با اندازه گيريها و درك فرآيندهای اصلی فيزيكی و بيولوژيكی نتايج را به
زبان علمی توزيع دهند . دومين گروه كشاورزانی هستند كه
نوع خاصی از
محصول را می كارند و به رشد آن
توجه دارند .
در تعيين شاخص خشكسالی سه
مسئله مهم وجود دارد :
1- ظرفيت محيط براي تبخير و تنفس گياه كه در واقع جنبه انرژی مسئله است .
2- قابليت خاك و گياه كه
بتوانند آب لازم را
براي تبخير و تنفس گياه فراهم كنند .
در اولين مسئله اندازه گيری تشعشع و انتقال افقی گرمای محسوس مورد نظر می باشد . در دومين مسئله لازم است توانايی سيستم گياه و خاك بعنوان يك
منبع و يك پمپ برای فراهم كردن آب
جهت تبخير بررسی شود و اين خود مسائل جديدی مثل تركيب فيزيكی و شيميايی خاك از جمله مشخصات جذب و رها سازی آب را در ناحيه رشد مورد بحث قرار می دهد .
مقدار آبی كه
بوسيله بارندگی يا
آبياری به سطح خاك اضافه ميشود بايستی اندازه گيری شود . اين اندازه گيری روی مزرعه كوچكی كه
بيش از چند جريب را نمی پوشاند كار مشكلی است . با وجود اين نمونه گيری بارش توسط باران سنج روش مناسبی است . سپس باران كه
در بخش كوچكی از
زمين جاری شده و در ناحيه ريشه نفوذ كرده بايستی اندازه گيری شود . اينگونه اندازه گيری ميزان نفوذ ، زهكشی سطح و قسمت زير سطح زمين و نفوذ به عمق لايه خاك را
بدست می دهد . معمولاً لازم
است مقدار باران در فواصل كوتاه مثلاً هر ساعت يك مرتبه اندازه گيری شود . گاهی انتقال بخار آب
بداخل خاك بسيار مهم بوده و لازم است پروفايل دما در
لايه خاك مورد بررسی قرار گيرد
3- قابليت محيطی جو كه رطوبت را بپذيرد و بخار آبی را
كه در فرآيند تبخير و تنفس گياه جذب كرده است در خود پراكنده كند .
سومين مسئله يعنی ميزان پذيرش و انتقال بخار آب در جو ، اندازه گيری پروفايل سرعت باد ، درجه حرارت و رطوبت هوا را
ضروری می سازد . برای محاسبه دقيق پيچيدگيهای آئروديناميكی و انرژيتيكی مسئله تبخير و فرمول تقريبی برای استفاده روزانه در
آبياری منطقه و بررسيهای اقليمی به
كتاب عوامل ميكروكليمای موثر در تبخير و تنفس گياه نوشته پن من مراجعه شود .
گزارش شدت و وسعت خشكسالی
يكی از مهمترين كاربرد شاخص خشكسالی تهيه گزارش دوره ای شدت و وسعت خشكسالی است . شاخص خشكسالی وسيله ای است كه با خلاصه نمودن اطلاعات خشكسالی بصورت دوره ای ،
اين اطلاعات و شرايط رطوبتی محصول در منطقه گزارش می گردد .
اينگونه اطلاعات كه در آن پيشرفت و رشد محصول و جنبه های توليد مورد نظر است ، بطور شديد مورد نياز موسسات دولتی و گروههای ديگری كه علاقه يا مسئوليتی در قبال يك ناحيه وسيع يا در سطح ملی دارند می باشد .
گروههای زيادی به مجموعه اطلاعاتی از
اين قبيل علاقه دارند كه بسهولت در دسترس آنان قرار نمی گيرد
.
بنابراين دو استفاده ابتدايی از
شاخص خشكسالی كشاورزی وجود دارد كه اولي اغلب در
مقايسه يك ناحيه با نواحی اطراف خسارات خشكسالی را بررسی می كند و دومی وسعت و شدت خشكسالی را روی يك منطقه بصورت دائمی يا
بصورت دوره ای ارزيابی می نمايد . در هر دو مورد روشهايی مورد نياز است كه بتوان بصورت واقعی ميزان متوسط آب
ورودی منطقه و ميزان خروجی آن را بدست آورد . اگر بخواهيم بطور واقعی تغييرات مهم هوا را منعكس كنيم بايستی ارزيابی هر چند روز يكمرتبه صورت گيرد . بررسی يكماهه كافی نيست زيرا در يك ماه اتفاقات زيادی برای محصول رخ
می دهد . بررسی يك روزه بسيار ايده آل است ولی جزئيات زياد بصورت تكرار در
می آيند . بنظر می رسد بررسی های 5 تا 10 روزه مناسب تر می باشند .
شاخص خشكسالی پالمر
مطلوب ترين روش تركيبی متغيرهای بارش و درجه حرارت روش پالمر است . ضريب پالمر به اين دليل جهانی است كه درجه حرارت و بارندگی بصورت نرمال در تمام فصول وهر گونه اقليم بطور ثابت عدد صفر را نشان می دهد . بعلاوه در دوره های طويل المدت شديدترين خشكسالی غير معمول ضريبی در حدود 6- بدست می دهد . بدون اينكه درجه خشكی يا مرطوب بودن وضعيت اقليمی منطقه ايكه مورد مطالعه است در آن نقشی داشته باشد .
نتايج بدست آمده از
آناليز دوره طولانی يك سری از مقادير ضرايب خشكسالی ماهيانه نشان می دهد كه كلاً اين مقادير بين 6+ و 6ـ تغيير می كنند
احتمال وقوع ضرايب مثبت هميشه وجود دارد ولی مقادير مثبت غير معمول يك دوره طولانی هوای مرطوب غير نرمال را نشان می دهد ، درتجزيه وتحليل آمار هواشناسی به روش پالمر اطلاعات هواشناسی به چند دوره خشكسالی ، مرطوب غير نرمال ، نرمال يا نزديك نرمال ، تقسيم می شود . جدول زير شرح وضعيت های خشكسالی يا ترسالی را در فاصله تغييرات ضرايب پالمر نشان می دهد
شاخص خشكسالی پالمر
|
وضعيت هوا |
عدد شاخص
|
بسيار مرطوب تر از نرمال |
4 يا بيشتر |
|
خيلی مرطوب تر از نرمال |
3 تا 99/3 |
|
نسبتاً مرطوب تر از نرمال |
2 تا 99/2 |
كمی مرطوب تر از نرمال |
1 تا 99/1 |
|
يك حوزه مرطوب درحال شكل گيری |
5/0 تا 99/0 |
|
تقريباً نرمال |
49/0 + تا 49/0- |
|
ابتدای خشكسالی |
5/0- تا 99/0- |
|
خشكسالی ملايم |
0/1- تا 99/1- |
|
خشكسالی متوسط |
0/2- تا 99/2- |
|
خشكسالی شديد |
0/3-تا 99/3- |
خشكسالی بسيار شديد |
0/4- يا كمتر |
خشكسالي و تبعات آن در آذربايجان غربي
درياچه اروميه دومين درياچه آب شور جهان با 4 هزار و 810 كيلومتر مربع مساحت يكي از نادرترين ذخيره گاه هاي زيستي ايران و جهان و داراي 102 جزيره كوچك و بزرگ است.اين درياچه به همراه جزاير دروني آن از سوي سازمان يونسكو به عنوان ذخيره گاه طبيعي به ثبت جهاني رسيده است.
حوزه آبريز اين درياچه بيش از 50 هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و بيش از 30 رودخانه بزرگ و كوچك آب هاي سطحي را به اين درياچه مي ريزند.سطح درياچه اروميه از سطح آب هاي آزاد در زمان پرآبي 1278 متر بالاتر است كه در حال حاضر به دلايل متعددي با 7 متر كاهش به 1271 متر رسيده است. بي آبي سطح وسيعي از ساحل اين درياچه را به مساحت تقريبي 150 هزار هكتار از زير آب خارج و به نمكزار تبديل كرده است.
با كاهش عمق آب درياچه تعدادي از جزاير موجود به هم وصل شده اند و عبور و مرور شناور به جزاير براي حفاظت و حمايت از گونه هاي جانوران حفاظت شده به سختي انجام مي گيرد.پلاژها و اماكن توريستي كنار درياچه اروميه تقريبا خالي از مسافر شده و اسكله هاي شناورهاي اين درياچه بويژه در مناطقي چون رشكان – كبودان و اشك از كار افتاده اند.با گذر از سواحل درياچه اروميه مي توان به راحتي نمكزارها و كوه هاي نمكي را ديد كه طي چند سال اخير بر وسعت آنها افزوده شد ه است.كاشناسان معتقدند اين كوچك شدن مساحت درياچه هشدار مهمي است ، زيرا شوره زار حاصل از اين عقب نشيني تمام اراضي ، مزارع و نواحي مسكوني و آبادي هاي اطراف را تهديد مي كند.با وزش باد نمك موجود در شوره زارهاي پديد آمده به سوي اين اراضي و نواحي مسكوني منتشر شده و همين امر خود موجب خشكسالي مي شود و تأثير مستقيمي بر روي منطقه، سلامت مردم و افزايش مهاجرت به شهرها خواهد داشت.
از نظر كارشناسان طوفان هاي حامل نمك در اطراف درياچه اروميه زمين هاي كشاورزي را به شدت تهديد مي كند.استنشاق نمك معلق در هوا نيز مي تواند منجر به افزايش فشار خون ساكنان بومي منطقه شده و به عنوان زمينه اي براي ساير بيماريها جای پا باز كند.
كارشناسان خاك معتقدند اساسا كويرها از نظر خاك به دو دسته : كوير نمك و كوير بدون نمك تقسيم مي شود كه كوير نمكي از نوع بسيار خطرناك به شمار مي رود چون ادامه حيات گونه هاي جانوري را به خطر مي اندازد.
درياچه اروميه زيستگاه يك گونه منحصر به فرد از آرتیميا و دومين زيستگاه بزرگ آرتیميا در جهان است كه تا سال 76 توليد آرتیميا در درياچه بسيار بالا و ارزشي معادل 10 ميليارد دلار داشت كه از سال 1377 با آغاز بحران خشكسالي توليد اين آبزي سخت پوست سال به سال كمتر شد و هم اكنون نسبت به بهترين زمان نزديك به 100 برابر تعداد آرتیميا در درياچه اروميه كاهش يافته است.آرتیميا تنها موجود زنده آب اين درياچه به دليل افزايش شوري آب به حد اشباع (بيش از 350 گرم در ليتر) زادآوري خود را تقريبا از دست داده است و تعداد آرتیميا از 30 عدد در ليتر (در شرايط نرمال) به يك عدد در ليتر كاهش يافته است كه ادامه شرايط بحراني درياچه مي تواند آرتیميا را همراه با خود درياچه از بين ببرد.
طبق اظهارات مسئولان پارك ملي درياچه اروميه با تمام زيبائيهاي خود به يك بحران زيست محيطي تبديل شده است.وجود پرندگاني همچون فلامينگو و پليكان سفيد يكي از ويژگي هاي تنوع زيستي در درياچه اروميه است كه در جزاير 9 گانه پارك ملي درياچه اروميه جوجه آوري دارند.باتوجه به روند خشكسالي در 10 سال اخير وتغييرات اكولوژيك در سطح جزاير 9 گانه كه از طريق خشك شدن اطراف جزاير و بهم پيوستن آنها صورت گرفته تعداد جمعيت تخمگذار اين پرندگان بسيار كاهش يافته و اين امر نشان دهنده تأثير خشكسالي بر پرندگان ساكن پارك ملي درياچه اروميه است.
با توجه به مسائلي كه اشاره شد وضعيت درياچه اروميه بسيار بحراني است و طبق گفته معاونت عمراني استاندار آذربايجان غربي راه كاري ملي مي طلبد.البته تبعات خشكسالي درياچه اروميه بر كسي پوشيده نيست و اين را مي توان از نامه 221 نماينده مجلس به رئيس جمهور دريافت. آنها خواستار احياي درياچه اروميه شده اند.
عوامل بحران ساز
كارشناساني كه روي درياچه اروميه و وضعيت آن مطالعه كرده اند معتقدند سهم عوامل انساني از تهديد درياچه اروميه 30 درصد است و مابقي به عواملي چون خشكسالي ، شرايط جوي ،تبخيرو... باز مي گردد. به اعتقاد كارشناسان حفاظت از محيط زيست ، عوامل انساني از طريق ساخت بي رويه سدها در خشك شدن بخشي از درياچه تأثير داشته اند چرا كه ساخت سدها جريان آبها را كنترل كرده و مانع ورود آن به درياچه مي شود.در اكثر رودخانه هاي منتهي به اين درياچه تعداد زيادي سد ساخته شده كه برخي از آنها مورد بهره برداري قرار گرفته و برخي نيز در حال احداث هستند.در حال حاضر 5 سد مهاباد – شهرچايي اروميه – سد ماكو – حسنلوي نقده و شهيد كاظمي بوكان در آذربايجان غربي وجود دارد كه اين تعداددرمجموع يك ميليارد و 700 ميليون متر مكعب از آب هاي جاري استان را مهار كرده است.اين در حالي است كه 11 سد ديگر در حوزه آبريز درياچه اروميه با ظرفيت كلي يك ميليارد و 543 ميليون متر مكعب در دست احداث است که از این تعداد 7 سد به ظرفیت 235 میلیون متر مکعب تا پايان امسال مورد بهره برداري قرار خواهند گرفت.بنا به اظهارات يكي از مسئولان، تبخير سالانه آب درياچه اروميه 5/5 ميليارد متر مكعب و ورودي آب سالانه به درياچه اروميه 5/1 ميليارد متر مكعب بوده است كه اين وضعيت، درياچه اروميه را در سراشيب اضمحلال و سقوط قرار داده است.كاهش قابل ملاحظه ميزان بارندگي در سال هاي اخير و وابستگي مستقيم بارش با حجم روان آب ورودي به درياچه نقش تأثيرگذاري در پائين رفتن سطح اب درياچه داشته است.
افزايش دما و تبخير سطح درياچه يكي ديگر از عوامل اقليمي تأثيرگذار در خشك شدن درياچه است. البته افزايش دما و تبخير در حوضه آبخيز درياچه اروميه مي تواند از پديده گرم شدن كره زمين در سال هاي اخير باشد.بنا به گفته كارشناسان به دليل غيرقابل كنترل بودن عوامل اقليمي مي توان با توجه به نقش 30 الي 33 درصدی عوامل انساني چنان برنامه ريزي كرد كه در بهبود و ضعيت آن درياچه تأثيرگذار باشد.
بالا بردن راندمان آبياري و تعمير الگوي كشت و گرايش به سمت گونه هايي با نياز آبي محدود ، تغيير واصلاح مديريت بهره برداري از منابع آبي كه با احداث شبكه هاي آبياري مدرن و تحت فشار مي تواند براي استفاده بهينه از منابع آب حوضه آبخيز درياچه اروميه پاسخگو باشد.
با توجه به موارد مورد اشاره و فاجعه خشك شدن درياچه اروميه ،اين شرايط بحراني مديريت خاصي را مي طلبد. اقدامات انجام شده در اين خصوص طي سال هاي اخير به شرح زير است:
بنا به اظهارات مسئول هماهنگ كننده طرح حفاظت از تالاب هاي ايران طرح حفاظت از تالاب ها ، طرح مشترك بين جمهوري اسلامي ايران و صندوق تسهيلات جهاني محيط زيست (CEF) است كه از سال 2006 ميلادي اقدامات اجرایي آن آغاز شده است.
اولين كارگاه برنامه ريزي مديريت درياچه اروميه با همكاري مشاورين بين المللي حفاظت از تالاب هاي ايران 14 و 15 تيرماه سال 1386 با حضور كاشناساني از ادارات كل حفاظت محيط زيست، استانداري ها ،سازمان هاي جهاد كشاورزي و آب منطقه اي گردشگري و ميراث فرهنگي ، شيلات، منابع طبيعي و سازمانهاي مردمي و نهادها و ساير ارگان هاي مربوطه استان هاي آذربايجان شرقي و غربي در اروميه برگزار شد.ويرايش دوم اين برنامه در كارگاه دوم برنامه ريزي مديريت درياچه اروميه 26 و 27 آبان ماه سال 1386 (حدودا سه ماه بعد) در تبريز برگزار شد و مورد بحث و تبادل نظر ذي نفعان و كارشناسان مدعو قرار گرفت و براساس نظرات اين افراد اصلاح گرديد.
در خرداد ماه سال 1387 موافقت نامه حفاظت و مديريت پايدار درياچه اروميه به همراه ساختار و شرح خدمات كميته ملي و شوراي منطقه اي مديريت پايدار درياچه ارومیه و آخرين نسخه از برنامه مديريت درياچه اروميه توسط اين دفتر تهيه و پس از تأئيد سازمان محيط زيست به وزراي ( نيرو، جهاد كشاورزي، كشور) و استانداري هاي آذربايجان غربي ، شرقي و كردستان ارسال شد.
اين موافقت نامه در چهارمين جلسه كميته راهبردي طرح در كميته تخصصي شوراي عالي مطرح و جزئيات متن آن تصويب و با حضور نمايندگان اعضاي اصلي شوراي عالي آب و نمايندگان استانهاي آذربايجان غربي و شرقي نهايي مي شود.اين سند 24 و 25 مهرماه سال جاري طي مراسمي توسط استانداران استان هاي آذربايجان غربي آذربايجان شرقي – كردستان و وزراي نيرو – جهاد كشاورزي و رئيس سازمان محيط زيست كشور امضاء مي شود .
اين تفاهم نامه و سند مديريت يكپارچه درياچه اروميه به دلايل زير به تصويب رسيد:
درياچه اروميه و تالاب هاي اقماري آن در سطح بين المللي و ملي يك زيست بوم بسيار باارزش و با اهميت است كه تأمين كننده ارزش هاي اقتصادي – اجتماعي و فرهنگي و زيست محيطي در سطح حوزه مي باشد و به عنوان تالاب بين المللي در كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده ودر سازمان ملل متحد به عنوان ذخيره گاه زيست كره شناخته شده و در سطح كشورنیز به عنوان پارك ملي شناخته شده است.با توجه به كم آبي درياچه ممكن است كاركردهایي اين زيست بوم را تهديد نمايد كه در اين صورت احتمال اثرات منفي خواهد داشت.
با بهره گيري از مواد 67 و 17 قانون برنامه توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور در راستاي استقرار رويكرد مديريت زيست بومي براي درياچه اروميه و مديريت به هم پيوسته منابع آب و خاك و لزوم تقويت همكاري هاي مشترك بين كليه ارگان هاي مرتبط در سطح حوضه آبخيز درياچه اروميه به عنوان يك زيست بوم واحد تفاهم نامه همكاري في مابين سازمان حفاظت محيط زيست و وزارتخانه هاي نيرو – جهادكشاورزي – كشور و استانداري آذربايجان غربي – آذربايجان شرقي و كردستان در 6 ماده و 6 تبصره منعقد گرديد.
اين تفاهم نامه كل حوضه آبخيز درياچه اروميه و اراضي واقع در داخل مرز آن به ويژه درياچه اروميه و تالاب هاي اقماري آن را دربر مي گيرد.درياچه اي با آب كافي براي پايدارسازي چشم انداز زيبا و تنوع زيستي غني كه مردم و جوامع محلی از ظرفيت هاي حوضه آبخيز آن بهره برداري خردمندانه مي كنند و آگاهانه در حفاظت پايدار آن كوشا هستند و درياچه بستري براي تقويت تعامل و گسترش همكاري هاي سازنده ميان نهادها در سطوح ملي واستان هاي ذيربط به عنوان چشم انداز مديريت بلندمدت درياچه اروميه در تفاهم نامه قيد شده است.براساس اين تفاهم نامه كميته ملي مديريت پايدار حوضه آبريز درياچه اروميه در سطح ستادي و شوراي منطقه اي مديريت حوضه آبريز درياچه اروميه به طور مشترك بين استان هاي آذربايجان غربي – آذربايجان شرقي – كردستان تشكيل مي گردد.وظيفه اصلي كميته فوق تنظيم ظرفيت هاي توسعه و هماهنگي و تلفيق فعاليت هاي توسعه در سطوح حوضه آبريز با در نظر گرفتن اصول مديريت زيست بومي و در راستاي پايداري درياچه و زيست بوم هاي وابسته به آن است.در سطح حوضه اي شوراي منطقه اي مديريت حوضه آبخيز تشكيل مي گردد.اين شورا به طور مشترك بين استان هاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي شكل مي گيرد. وظيفه شورا اجراي برنامه مديريت جامع درياچه اروميه و ارزيابي و بازنگري آن را در سال پنجم بر عهده دارد.هر يك از استانها اين تفاهم نامه را در قالب بودجه هاي استاني به سهم خود هزينه هاي عمليات اولويت بندي شده در برنامه جامع درياچه اروميه براساس كارشناسي و پيشنهاد دستگاه اجرايي ذيربط در بودجه ريزي سالانه پيش بيني و به دستگاه مربوطه تخصيص خواهد داد. سازمان ها و وزارتخانه هاي ذيربط مي توانند حسب اولويت هاي پيش بيني شده و مفاد برنامه جامع مديريت درياچه اروميه يا هماهنگي شوراي منطقه اي مديريت حوضه آبخیز درياچه اروميه بودجه هايي از محل منابع محلي تخصيص بدهند.گفتني است دبيرخانه مركزي شوراي منطقه اي مديريت درياچه اروميه در استان آذربايجانغربي مستقر خواهد بود و رياست د وره اول با همين استان مي باشد كه به صورت دوره اي 2 ساله رياست شورا قابل تغيير خواهد بود.اين تفاهم نامه مدت 5 سال اعتبار دارد و پس از آن نيز تا اعلام كتبي هر يك از طرفين به قوت خود باقي است .
اثرات كم آبي و خشكسالي علاوه بر درياچه اروميه در كل استان و در بخش هاي مختلف اثرات سويي گذاشته و خسارت هاي غيرقابل جبراني را به بار آورده است .به دليل كم آبي بخش قابل توجهي از آب هاي سطحي و زيرزميني استان براي آبياري اراضي كشاورزي مصرف مي شود و اين امر موجب كاهش آبها و سفره هاي زيرزميني مي شود.رئيس سازمان جهاد كشاورزي آذربايجان غربي خسارات ناشي از محصولات كشاورزي استان را 41 درصد اعلام كرده مي گويد : پيش بيني مي شود 2 ميليون و 500 هزارتن از محصولات كشاورزي توليدي استان دچار خسارت شود.طبق اظهارات مسئولان، خسارات ناشي ازخشكسالي در بخش زراعت استان 46 درصد ، در بخش باغات 2/44 درصد ، در بخش دام و طيور 3/16 درصد ، در آبزيان 20 درصد و منابع طبيعي و مراتع 6/33 درصد پيش بيني مي شود.بيماري هاي ناشي ازكم آبي در بين دام و طيور نيز جاي خود دارد.طبق اظهارات مسئولان شركت آب منطقه اي در حال حاضرميزان ذخيره آب پشت 5 سد بوكان ، مهاباد ، ماكو ،حسنلوي نقده و شهرچايي اروميه 991 ميليون متر مكعب است كه نسبت به مدت زمان مشابه سال قبل كاهش نشان مي دهد و ... .كه البته ستادي تحت عنوان ستاد مديريت كاهش اثرات كم آبي در استان تشكيل شده است تا با برنامه ريزي و ارائه راه کارهاي استفاده بهينه از آب مصرف آب را در بخش كشاورزي به طور عمده مديريت نمايد .




بلندترين هرم هرمي است كه به نام خئوپس كه ارتفاع اوليه آن 147 متر بوده ولي به اكنون پس از گذشت حدود 48 قرن بر اثر فرسايش 10 از ارتفاع آن كاسته شده است .
ضلع مورب اين هرم 227 متر بود و اين اثر عجيب زميني را به مساحت 50000 متر مربع را اشغال نموده است.
به نوشته هردوت 400000 كارگر و برده به مدت 20 سال براي ساختن اين بنا به كار گرفته شده است حجم اوليه اين بناي عظيم و عجيب دو ميليون و هفتصد متر مكعب و وزني معادل 8 ميليارد كيلو بوده است. سنگهاي بكار رفته در اين هرم و اهرام ديگر را از نقاط كوهستاني بسيار دور (احتمالا از شرق رود نيل ) به اين محل حمل كرده اند.
راه ورودي هرم كه يكراست به طرف شمال مي رود اگر خط فرضي از آن امتداد يابد با چند درجه اختلاف به نقطه قطب شمال منتهي مي شود(اين اختلاف درجه به علت پيدايش انحراف در محور حركت وضعي زمين نسبت به مدار حركت انتقالي مي باشد).
2- باغ هاي معلق بابل
تمدن بابل بر كسي پوشيده نيست شيوه هاي معماري و آثار بدست آمده چنين عظمتي را در اين سرزمين به اثبات رسانده است.
برج بابل از عالي ترين نشانه معماري بشري است كه داراي اهميت هفت برج بزرگ جهان با ديواره هايي كه از كاشي هاي منقش و درخشنده بوده است و هر برج 200 متر ارتفاع داشت در نزديكي برج بابل قصر با شكوهي توسط بخت النصر پادشاه بابل ساخته شده بود با ديواره هاي آجري زرد رنگ و كف سنگفرش با مجسمه هايي تراشيده از سنگ به شكل شير.
اين باغ هاي كه به روايتي 5 تراس منطبق بودند به دستور نينوس پادشاه ديگر بابل براي همسرش سميراميس در كنار رود فرات بنا گرديدند.
براي آبياري درختان هيك از طبقات آب فرات را مستقيما به آنها تا بالاترين قسمت هدايت مي كردند.
3- برج دريايي اسكندريه:
اين برج بنام فار در نزديكي بندر اسكندريه در مصر در درياي مديترانه فعلي بنا گرديده بود تا با اتشي كه در انتهاي آن روشن بود راهنماي كشتي ها باشد. اين برج در 247 الي 304 از ميلاد به دستور بطليموس دوم جانشين اسكندر ساخته شد.
اين برج بر روي پايه اي 4 گوش كه 69 متر ارتفاع دارد كه خود پايه 4 گوش نيز بر روي بناي 8 ضلعي 38 متري قرار داشت برج 9 متري ديگري نيز بر روي اين برج بنا شده بود كه فانوس دريايي بر روي آن پرتو افكن باشد.
اين برج در سال 1357 ميلادي در اثر زلزله به كلي ويران شد و اثري از آن به جاي نمانده است
4- مجسمه رودس:
جزيره رودس در درياي اژه مديترانه در جنوب غرب كشور تركيه واقع شده است متعلق به كشور يونان مي باشد. مردم اين جزيره در زمان هاي قديم عموما ملوان بودند و در مجسمه ساري مهارت زيادي داشتند.
به نوشته مورخان در اين جزيره بيش از صد مجسمه غول پيكر ساخته شده است و عجيب ترين آن مجسمه برنزي بود كه به رودس معروف است كه نام واقعي آن هليوس يعني يا رب النوع خورشيد بوده است.
ارتفاع اين مجسمه حدود 40 متر بود كه به سال 280 قبل از ميلاد ساخته شد ولي 56 سال بعد به دليل زلزله شديد ويران شد.
5-مجسمه زئوس:
عكس اين مجسمه از روي سكه بدست آمده استن كه نشان مي دهد زئوس با حالتي اخم آلود بر تخت نشسته است تختي از عاج و آبنوس با طلا و جواهر آلات گرانبها.
مجسمه زئوس از طلا تراشيده بود و تاجي از طلاي خالص به شكل خار بر روي سر داشت و مجسمه اي از الهه پيروزي در دست راست و عصاي سلطنت را بر دست چپ داشته است.اين مجسمه به علت جنگ هاي روم و يونان از بين رفت.
6- معبد ديان(ديانا):
در قرن 6 قبل از ميلاد براي الهه شكار و ماه در سونان ساخته شد. محل بناي اين معبد در جايي بود كه احتمال تخريب بسيار كم بود و اين معبد از مرمر خالص ساخته شده بود.
ساختمان اين معبد به سال 400 ق م پايان يافت ولي در سال 346 ق م بر اثر آْتش سوزي مهيبي از بين رفت.آتش سوزي اين معبد عمدي بوده و به دست شخصي به نام ارستورات به آتش كشيده شد. اين بنا مجددا ساخته شد ولي مجددا نيز شخصي به نام هردسراتس از سركردگان قوم گت آن را خراب نمود.
7-مقبره موزول:
اين مقبره به دستور زن پادشاه موزول ساخته شد اين بنا در شهر هاليسكارناي ناحيه كاريس بنا گرديد.اين بنا به وسيله سواران سن ژان تخريب گرديد تا از سنگ هاي آن براي ساختن برج ها استفاده شود.امروزه آثار آن فقط در موزه لندن نگهداري مي شود.
با عرض پوزش لینک اصلاح شد.
اتمسفر زمين
بسياري از مردم پوشش اطراف زمين را تا آنجا كه جو ناميده ميشودبه مثابه پوششي تحت نام اقيانوس هوا مي شناسند كه زمين را در بر گرفته است و اين پوشش لايه هايي از گازها وبخار آب است . با اينكه از نگاه اوليه اين تصور شكل مي گيرد اما بايد بدانيم كه در اين نگرش ساده مواردي وجوددارد كه در بحثهاي عمومي كمتر بدان پرداخته مي شود.آشنايي با لايه هاي جو
اتمسفر زمين را بر حسب چگونگي روند دما، اختلاف چگالي، تغييرات فشار،
تداخل گازها و سرانجام ويژگيهاي الكتريكي به لايههاي زير تقسيم
كردهاند:
1- تروپوسفر (Troposphere)
2- استراتوسفر (Stratosphere)
3- مزوسفر (Mesosphere)
4- يونسفر (Ionosphere)
5- اگزوسفر (Exosphere)
1- تروپوسفر
تروپوسفر پايين ترين لايه اتمسفر است كه خود از لايه هاي كوچكتري تشكيل
شده است.
وجه تمايز اين لايه با ديگر لايه هاي اتمسفر، تجمع تمامي بخار آب جو
زمين در آن است؛ به همين دليل بسياري از پديده هاي جوي كه با رطوبت
ارتباط دارند و عاملي تعيين كننده در وضعيت هوا به شمار مي آيند (از
قبيل ابر، باران، برف، مه و رعد و برق) تنها در اين لايه رخ مي دهند.
منبع حرارتي لايه تروپوسفر انرژي تابشي سطح زمين است. از اين رو با
افزايش ارتفاع با كاهش دما مواجه خواهيم بود.
ضخامت تروپوسفر، از شرايط حرارتي متفاوتي كه در عرضهاي جغرافيايي مختلف
حاكم است تبعيت مي كند. اين ضخامت معمولاً از 17 تا 18 كيلومتر در
استوا به 10 تا 11 كيلومتر در مناطق معتدل و 7 تا 8 كيلومتر در قطبها
تغيير مي كند.
2- استراتوسفر
لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود
23 كيلومتر است. در 3 كيلومتر اول استراتوسفر، دماي هوا ثابت است اما
در قسمتهاي بالاتر دماي هوا با ارتفاع افزايش مي يابد.
در استراتوسفر به ندرت ابر تشكيل مي شود و تنها در شرايط ويژه اي ممكن
است ابرهاي كوهستاني به نام ابرهاي مرواريدي در ارتفاع 21 تا 29
كيلومتري از سطح زمين ظاهر شوند كه علت وجود آنها حركات موجي شكل هوا
از سوي موانع مي باشد.
از ديگر ويژگيهاي مهم استراتوسفر وجود ازن در اين لايه است كه بخصوص در
ارتفاع 20 تا 30 كيلومتري سطح زمين بر اثر واكنشهاي مختلف فتوشيميايي
بدست مي آيد. مقدار ازن در اين لايه معمولاً روند فصلي دارد حداكثر آن
در بهار و حداقل آن در پاييز مشاهده مي شود.
3- مزوسفر
در بالاي لايه گرم ازن لايه مزوسفر قرار دارد كه دما در آن متناسب با
افزايش ارتفاع با آهنگ 3/0 سانتيگراد به ازاي هر 100 متر كاهش مي يابد
به طوريكه دما در مرز فوقاني آن در ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري به 80-
درجه سانتيگراد مي رسد. و نتيجه اين دماي پايين انجماد بخار آب ناچيز
موجود در اين لايه است كه باعث بوجود آمدن ابرهاي شب تاب مي شوند. اين
ابرها درتابستان و در عرضهاي بالا ديده مي شوند. مزوسفر سردترين لايه
اتمسفر تلقي مي شود.
4 - يونوسفر
از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي 1000 كيلومتري اتمسفر زمين، بار
الكتريكي شديدي حاكم است كه زاييده وجود يونها و الكترونهاي آزاد است.
در حقيقت پرتوهاي پر انرژي خورشيد كه از فضاي خارج به طبقات بالايي
اتمسفر وارد مي شوند باعث گسستگي پيوند يا يونيزاسيون مولكولها و اتمها
مي شوند. بر اثر يونيزاسيون، الكترون آزاد مي شود و باقي مانده اتم به
صورت يون در مي آيد؛ به همين علت اين لايه از جو را يونوسفر ناميده
اند.
شدت يونيزاسيون در تمام ارتفاعات يونسفر يكسان نيست؛ بنابراين لايه هاي
متفاوت با تراكم الكترون و يون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در يونسفر
وجود دارد؛
اين لايه ها در ارتباطات راديويي اهميت بسياري دارند. اين لايه ها
عبارتند از لايه هاي D,E,F .
5 - اگزوسفر
شرايط موجود در يونوسفر در اين لايه نيز حاكم است؛ بدين معني كه گازها
در اين لايه همچنان قابليت هدايت الكتريكي خود را حفظ مي كنند. سرعت
ذرات در اين لايه بسيار زياد است و در مواردي به 2/11 كيلومتر در ثانيه
مي رسد.
اگزوسفر لايه گذار جو به فضاي كيهاني به شمار مي آيد كه بخش فوقاني آن
را در ارتفاع بيش از سه هزار كيلومتري از سطح زمين برآورد كرده اند.
سوراخ لايه اوزون
لايه اوزون در قسمت شمالي زمين در سال 1980 بين 15تا20 درصد كاهش پيدا كرده است. براي رفع اين مشكل جمعي ازبهترين متخصصان زمين شناسي هر سال براي تحقيق وجستجو دور يكديگر جمع مي شوند .در سال 1992 پروكتيل مونترئال درباره’ لايه اوزون مطالعه و تحقيقي داشت كه فهميد بزرگ شدن سوراخ لايه اوزون بستگي به آلودگي هوا و توليد مواد سمّي دارد.در همان سال سازمان ملل متحد و حفاظت از محيط زيست برنامه اي را طرّاحي كرد كه اين برنامه جهت محافظت و حمايت از محيط زيست و مخصوصا لايه اوزون به نام برنامهUNEPطراحي كرد كه اين برنامه جهت جلوگيري از توليد مواد سمّي و مواد شيميايي آلوده كننده،است.مولكولهاي اكسيژن(O2) به اكسيژن اتميك (O) تبديل مي -شوند .اكسيژن اتميك به سرعت با مو لكولهاي بيشتري تركيب شده و به شكل اوزون مي شود .ان پوشش حرارتي كه در سطح بالا رشد كرده و سلامتي لايه اوزون را به خطر انداخته است و اين مورد باعث شده است كه اگر استراتوسفر نباشد ما نتوانيم بدون آن زنده بمانيم . بالاي استراتوسفر مقداري از آلودگي مضّر اشعه مادون بنفش را و همچنين تشعشعاتي از خورشيد (امواج بين 320 تا 240) را كه باعث مي شود لايه اوزون آسيب ببيند و همچنين جان گياهان به خطر بيفتد را جذب ميكند.اشعه مادون بنفش با تابيدن نور مولكولهاي اوزون را ميشكافد ولي اوزون مي تواند تغيير شكل بدهد و عكس العمل زير ازآن حاصل ميشود:تقسیم بندی لایه های اتمسفر با توجه به تغییرات دما
1- تغييرات با ارتفاع :
گازهاي سبكتر (بويژه هيدروژنـ هليوم) اصولاً بايد در اتمسفر فوقاني بسيار
فراوان باشند. تغييرات اساسي وابسته به ميزان دو گاز عمده غير دائمي يعني
بخارآب و ازن ميباشد.
بخار آب : هوا در بعضي نواحي تقريباً فاقد بخار آب و دربرخي نقاط تا 4
درصد از نظر حجم خود داراي رطوبت است. 90 درصد از بخار آب در پايينترين
قسمت اتمسفر حدود 6 كيلومتري از سطح زمين قرار گرفته است.
ازن : عمدتاً در 15 تا 35 كيلومتري از ضخامت اتمسفر، متمركز ميشود. اشعه
ماوراء بنفش كه لايههاي فوقاني اتمسفر را منور ميكند سبب تجزيه
مولكولهاي اكسيژن در لايههاي بين 80 تا 100 كيلومتر ميگردد.
2- تغييرات در ارتباط با فصل و
عرض جغرافيايي : مقدار ازن در
روي استوا كم و در عرضهاي فوق 50 درجه شمالي بويژه در بهار بيشتر ميشود.
ازن ذخيره شده در طول «شب قطبي» سبب به وجود آمدن يك لايه غني از آن در
اوايل بهار ميگردد.
مقدار آب دقيقاً وابسته به حرارت است از اين رو در عرضهاي پايين و
تابستانها بيشتر است ولي در بيابانهاي مناطق حاره استثنا ميباشد.
3- تغييرات با زمان :
كميتهايي از دياكسيدكربن و ازن در اتمسفر ممكن است مربوط به تغييرات در
طي دورهايي طولاني باشد. دي اكسيدكربن به طور عمده بوسيله كنش
ارگانيزمهاي زنده در زمين و دريا وارد اتمسفر ميشود. از منابع كوچك ديگر
فساد عناصر اورگانيك در خاك و اشتعال سوختهاي فسيل ميباشند افزايش ميزان
دياكسيدكربن سبب ميشود كه اتمسفر به مقدار زياد، انرژي حاصل از خورشيد را
بگيرد.
اگر تغييراتي در اشعه ماوراء بنفش خورشيد رخ دهد در ارتباط با آن تغييراتي
نيز ممكن است در ميزان ازن حاصل آيد زيرا ازن هم تابش خورشيد و هم تشعشع
زميني را جذب ميكند.
1- تروپوسفر :
داراي ضخامتي حدود 8 كيلومتر در قطبها 16 تا 19 كيلومتر در مناطق استوايي
است از خصوصيات عمده آن كاهش دما در جهت قائم تقريباً 6 درجه سانتيگراد
براي 1000 متر افزايش سرعت بادها با ارتفاع رطوبت قابل ملاحظه در سطوح
پايينتر، و به طور كلي مجموعه پديدههاي اتمسفري كه هوا ناميده ميشود در
اين لايه قابل بررسي است.
2- تروپوپوز :
مرز انتقال خصوصيات اتمسفري را در مقياس بزرگي از تلاطم و اختلاط را تشكيل
ميدهد. اين لايه كمژرفا در منطقه استوا نسبتاً مشخص شده است اين مرز
فوقاني تروپوسفر نسبت به فصول سال تغيير ميكند.
3- استراتوسفر :
دومين لايه بزرگ اتمسفر كه بالاي تروپوسفر و پايين مزوسفر قرار دارد.
استراتوسفر ناميده مي شود. افزايش تدريجي دما از ويژگي آن است يكي ديگر از
ويژگيهاي استراتوسفر ميزان نسبتاً زياد گاز ازن به خصوص در اطراف لايه
استراتوپوز است كه ضخامتي حدود 16 تا 30 كيلومتر در اين لايه را تشكيل
ميدهد. و از نظر جلوگيري از اثرات مرگبار تابشهاي شديد ماوراء بنفش، وجود
ازن بسيار موثر است. از طرف ديگر گاز ازن توأم با دياكسيدكربن اثر بسزائي
در پراكندگي عمودي دما دارد.
4- استراتوپوز :
اين لايه از ارتفاع حدود 50 كيلومتري شروع شده و منطقه انتقالي بين
استراتوسفر و مزوسفر را تشكيل ميدهد.
5- مزوسفر :
در اين لايه درجه حرارت به سرعت كاهش مييابد بطوريكه در ارتفاع 80
كيلومتري ميزان آن به حدود 90- درجه سانتيگراد ميرسد. فشار هوا در مزوسفر
بسيار پايين است و ميزان آن از يك ميلي بار در ارتفاع 50 كيلومتري به 1
درصد در 90 كيلومتري كاهش مييابد.
6- مزوپوز :
منطقه فوق مزوسفر در ارتفاع 80 كيلومتري به وسيله حداقل دما، و وارونگي پس
از آن مشخص ميشود. اين منطقه انتقالي بين مزوسفر و ترموسفر را مزوپوز
ميگويند.
7- ترموسفر :
فاقد مرز فوقاني معين است. اصطلاح ترموسفر به سبب دماي فوقالعاده زياد
ترموديناميك، به اين لايه داده شده است كه اين ميزان ممكن است به 1500 درجه
كلوين برسد جلوه سرخي شفق يكي از پديدههاي ترموسفر پاييني است قسمت پاييني
ترموسفر به طور عمده مركب از ازت (N) و اكسيژن O2 به صورت مولكولي اتمي (O)
است در حاليكه در فوق كيلومتري اكسيژن به ازت غلبه ميكند. دماي زياد در
اين لايه مديون جذب تشعشع ماوراء بنفش بوسيله اكسيژن اتمي
8- يونسفر :
بخشي از اتمسفر زمين است كه از حدود فوق 60 كيلومتري به سبب يونيزاسيون، به
صورت منطقه (تمركز يونها و الكترونهاي) آزادي در ميآيد كه سبب انعكاس
امواج راديويي ميشود. از طرف ديگر فجرهاي قطبي شمالي و جنوبي نيز بوسيله
نفوذ ذرات يونيزه، در درون اتمسفر از 30 تا 80 كيلومتري به ويژه در مناطق
حدود 20 تا 25 درجه از قطبهاي مغناطيسي مشاهده ميشوند.
اين لايه فاقد گازهاي سنگيني نظير بخارآبـ اكسيژن و ازت حالت مولكولي
است.
در اين لايه ناوههاي كمژرفا به صورت لايههاي يونسفري E و F1 و F2
طبقهبندي ميشوند.كه به ترتيب در حدود 110-160- و 300 كيلومتري قرار
دارند.
انعكاسات راديويي بعضاً در سطوحي به ارتفاع 65 تا 80 كيلومتري رخ ميدهد كه
بنام لايه D ناميده ميشود.اين لايه با حداكثر از تمركز يونيزاسيون مشخص
ميشود.
لايههاي E و F1 تقريباً منظم و در ميزانهاي حداكثر خود از نظر يون و
چگالي الكترونها، داراي تغييرات منظم روزانهـ فصلي و چرخه لكهاي خورشيدي
ميباشند.
لايه F2 در ارتباط با كشندههاي خورشيديـ قمري و اثر ميدان مغناطيسي زمين،
آنوماليهاي بسياري را نشان ميدهد. تغييرات كوتاه مدت از پراكندگي و تمركز
در اين لايه، دقيقاً وابسته به طوفانهاي مغناطيسي است كه بنام طوفانهاي
يونسفري ناميده ميشود.
9- اگزوسفر :
در ارتفاع بيش از 300 كيلومتري از زمين و در وراي يونسفر منطقهايي كه
جاذبه زمين نيروي چنداني ندارد. لايهاي از گازها وجود دارد كه بنام
اگزوسفر ناميده ميشود. در اينجا اتمهاي اكسيژن و هليوم اتمسفر رقيقي را
تشكيل ميدهند. هليوم خنثي و اتم هاي هيدروژن كه داراي وزنهاي اتمي پاييني
هستند ميتوانند فرار كنند. هيدروژن با تجزيه بخار آب و متان از نزديكي
مزوپوز جايگزين ميشود. در حالي كه هليوم به طريق عمل پرتوهاي كيهاني در
ازت و از شكستن عناصر پرتوزا در پوسته سطحي زمين به طور آرام ولي مداوم
توليد ميشود.

جو زمین لایه ای از گازها است که که زمین را احاطه کرده اند که این گازها
بوسیله جاذبه زمین نگهداشته شده اند. جو زمین شامل نیتروژن (78.1%) و
اکسیژن (20.9%) همراه مقدار کمی از آرگون (0.9%)، دی اکسید کربن (متغیر،
ولی حدود 0.035%) ، بخار آب ودیگر گازها می شود. جو زمین موجودات روی زمین
را از طریق جذب اشعه فرابنفش خورشید و کم کردن دمای بالای بین روز و شب
محافظت می کند.

دانشمندان مي گويند كه نخستين مدرك قطعي دال بر اينكه لايه ازون در حال ترميم شدن است را به دست آورده اند.
گروهي از
محققان آمريكايي دريافته اند كه سرعت تخريب لايه ازون به ميزان قابل توجهي
كاهش يافته است.
با اين وجود دانشمندان مي گويند كه ترميم كامل اين لايه دست كم پنجاه سال طول مي كشد.
لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازك تر مي شد، ولي اكنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم كه اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود
به گفته دانشمندان، ترميم لايه ازون نتيجه ممنوع شدن كاربرد مواد شيميايي مخرب بوده است.
اين ممنوعيت در "موافقتنامه مونترآل" ذكر شده است كه در سال 1987 در اين شهر امضا شد.
اين موافقتنامه استفاده از موادي مانند گاز سي اف سي را كه عمدتا در اسپري ها و يخچال ها كاربرد دارد، منع كرده است.
محققان، اطلاعاتي كه در طول بيست سال گذشته توسط سه ماهواره و سه دستگاه مستقر روي زمين جمع آوري شده بود، تجزيه و تحليل كرده و دريافتند كه در لايه استراتوسفر بالايي - خارجي ترين لايه ازون - سرعت تخريب تا حد قابل توجهي كمتر شده است.
پروفسور مايكل نيوچرچ، استاد دانشگاه آلاباما در آمريكا و از سرپرستان گروه تحقيق، مي گويد: لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازك تر مي شد، ولي اكنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم كه اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود.
گرچه لايه هاي بالايي ازون رو به ترميم است، ولي عواملي چون گرم شدن كره زمين كه دما را افزايش مي دهد و بر چگونگي وزش باد موثر است، ترميم ازون را در لايه هاي پايين تر به تاخير مي اندازد.
1- تغييرات با ارتفاع :
گازهاي سبكتر (بويژه هيدروژنـ هليوم) اصولاً بايد در اتمسفر فوقاني بسيار
فراوان باشند. تغييرات اساسي وابسته به ميزان دو گاز عمده غير دائمي يعني
بخارآب و ازن ميباشد.
بخار آب :
هوا در بعضي نواحي تقريباً فاقد بخار آب و دربرخي نقاط تا 4 درصد از نظر
حجم خود داراي رطوبت است. 90 درصد از بخار آب در پايينترين قسمت اتمسفر
حدود 6 كيلومتري از سطح زمين قرار گرفته است.
ازن :
عمدتاً در 15 تا 35 كيلومتري از ضخامت اتمسفر، متمركز ميشود. اشعه ماوراء
بنفش كه لايههاي فوقاني اتمسفر را منور ميكند سبب تجزيه مولكولهاي
اكسيژن در لايههاي بين 80 تا 100 كيلومتر ميگردد.
2- تغييرات در ارتباط با فصل و
عرض جغرافيايي : مقدار ازن در
روي استوا كم و در عرضهاي فوق 50 درجه شمالي بويژه در بهار بيشتر ميشود.
ازن ذخيره شده در طول «شب قطبي» سبب به وجود آمدن يك لايه غني از آن در
اوايل بهار ميگردد.
مقدار آب دقيقاً وابسته به حرارت است از اين رو در عرضهاي پايين و
تابستانها بيشتر است ولي در بيابانهاي مناطق حاره استثنا ميباشد.
3- تغييرات با زمان :
كميتهايي از دياكسيدكربن و ازن در اتمسفر ممكن است مربوط به تغييرات در
طي دورهايي طولاني باشد. دي اكسيدكربن به طور عمده بوسيله كنش
ارگانيزمهاي زنده در زمين و دريا وارد اتمسفر ميشود. از منابع كوچك ديگر
فساد عناصر اورگانيك در خاك و اشتعال سوختهاي فسيل ميباشند افزايش ميزان
دياكسيدكربن سبب ميشود كه اتمسفر به مقدار زياد، انرژي حاصل از خورشيد را
بگيرد.
اگر تغييراتي در اشعه ماوراء بنفش خورشيد رخ دهد در ارتباط با آن تغييراتي
نيز ممكن است در ميزان ازن حاصل آيد زيرا ازن هم تابش خورشيد و هم تشعشع
زميني را جذب ميكند.
هوا مخلوطی از گازهای
مختلف است گرچه اتمسفر زمسن ظاهرا به دلیل ماهیت گازی شکل خود بی وزن به
نظر می رسد اما در واقع دارای جرمی به مقدار 5.6 * 10 ^14 تن است .به
استثتای بخار آب ، نسبت اخطلاط گازهای تشکیل دهنده جو تا ارتفاع 60
کیلومتری تقریبا ثابت است .حدود 99 درصد حجم هوای زمین را دو گاز عمده
اکسیژن و ازت تشکیل می دهد که ازت با 78 درصد پیکره اصلی اتمسفر زمین را
تشکیل میدهد . بعد از آن اکسیژن می باشد و بقیه گازها یک درصد حجم آن را
اشغال می کنند . جدول زیر گازهای تشکیل دهنده جو را در یک هوای خشک ( بدون
بخار آب و آلاینده ها) به صورت حجمی و جرمی نشان می دهد که معمولا تقسیم
بندی حجمی آن متداولتر است.اگر سهم بخار آب موجود در این تقسیم بندی را نبز
در این تقسیم بندی دخالت دهیم ، این نسبت ها ثابت نخواهد بود زیرا دمای
لایه های پایین جو همیشه در حال تغییر بوده است و با رسیدن دما به نقطه
میعان و تبدیل بخار به مایع درصد حجمی بخار آب در جو تغییر خواهد کرد .در
مقیاس جهانی به طور متوسط یک درصد حجم اتمسفر زمین را بخار آب تشکیل می دهد
.اما عملا ممکن است در یک مکان معین هوا فاقد بخار آب و در یک نقطه دیگر تا
4 درصد بخار آب داشته باشد.گرچه وزن مولکولی آب از وزن مولکولی سایر عناصر
تشکیل دهنده جو کمتر است با این وجود بخار اب عمدتا در لایه های پایین جو
متمرکز می شود .بیشترین مقدار بخارآب در لایه های نزدیک سطح زمین بوده است
و با افزایش ارتفاع به شدت از میزان ان کاسته خواهد شد . بالا بودن بخار آب
در نزدیکی سطح زمین به دو علت است : یکی به دلیل وجود اقیانوسها که منبع
اصلی بخار آب است و دیگری سرد بوذن لایه های فوقانی جو که مانع از نفوذ و
نگهداشت بخار آب می شود.
|
نوع گاز |
درصد حجمی |
درصد جرمی |
|
ازت اکسیژن آرگون
دی اکسید کربن |
87.084 20.946 0.934 0.033 |
75.51 23.15 1.28 0.046 |
حقيقت امر لايه ازن چيست؟
دید کلی
مفاهیم داغ و سرد برای انسان ، مانند هر موجود زنده دیگر ذاتی
است و دمای محیط مجاور را بیلونها عصبی که به سطح پوسته میرسند به مغز خبر
میدهند. اما پاسخ فیزیولوژیکی به دما اغلب گمراه کننده است، و کسی که چشمش
بسته است نمیتواند بگوید که آیا دستش به اتوی بسیار داغ سوخته یا به وسیله
یک تکه یخ خشک کرده است. در هر دو حالت احساسی پدید میآید، زیرا هر دو
عینا پاسخ فیزیولوژیکی به آسیبی هستند که به نسج رسیده است.
تعریف علمی دما
دمای یک سیستم ویژگی است که تعیین میکند آیا یک سیستم با سیستمهای دیگر
در تعادل گرمایی قرار دارد یا خیر.
یک آزمایش ساده
دو ظرف یکسان انتخاب کرده ، در یکی آب گرم و در دیگری آب سرد بریزید. حال
یک دست خود را در آب گرم و دست دیگر را در آب سرد فرو برید. حال هر دو دست
را در آب نیمگرم وارد کنید. احساس شما چیست؟
قطعا دستی که ابتدا در آب گرم بوده است، آب نیمگرم را سردتر و دست دیگر آن
را گرمتر احساس خواهد کرد. بنابراین با این آزمایش ساده میتوان نتیجه گرفت
که قضاوت ما در مورد دما میتواند نسبتا گمراه کننده باشد. علاوه بر این
گستره حس دمایی ما محدود است. از یک معیار معینی و عددی برای تعیین دما
نیاز داریم.
دماسنجهای اولیه
نخستین وسیله واقعی علمی برای اندازه گیری دما در سال 1592 توسط گالیله
اختراع شد. وی برای این منظور یک بطری شیشهای گردن باریک انتخاب کرده بود.
بطری با آب رنگین تا نیمه پر شده ، و وارونه در یک ظرف محتوی آب رنگین قرار
گرفته بود. با تغییر دما هوای محتوی شکم بطری منبسط یا منقبض میشد، و ستون
آب در گردن بطری بالا یا پایین میرفت. وسیله گالیله توجه نداشت که مقیاس
برای سنجش دما به کار برد، به طوری که وسیله وی بیشتر جنبه دما نما داشت تا
جنبه دماسنج.
در سال 1635 درک فردیناند توسکانی ، که به علوم علاقهمند بود، دماسنجی
ساخت که درآن از الکل استفاده کرد، و سر لوله را چنان محکم بست که الکل
نتواند تبخیر شود. سرانجام ، در سال 1640 دانشمند آکادمی لینچی ، در
ایتالیا ، نمونهای از دماسنجهای جدیدی را ساختند که در آن جیوه به کار
برده و هوا را ، دست کم تا حدودی ، از قسمت بالای لوله بسته خارج کرده
بودند. توجه به این نکته جالب است که در حدود نیم قرن طول کشید تا دماسنج
کاملا تکامل یافت، و حال آنکه میان کشف امواج الکترومغناطیسی و ساختن
نخستین تلگراف بیسیم ، یا میان کشف اورانیوم و نخستین بمب اتمی چند سالی
بیشتر طول نکشید.
اندازه گیری دما
برای تعیین یک مقیاس تجربی دما ، سیستمی با مختصات xy را به عنوان
استاندارد ، که ما آن را دماسنج مینامیم، انتخاب میکنیم و مجموعه قواعدی
را برای نسبت دادن یک مقدار عددی به دمای وابسته به کدام از منحنیهای
همدمای آن ، اختیار میکنیم. به هر سیستم دیگری که با دماسنج در تعادل
گرمایی باشد، همین عدد را برای دما نسبت میدهیم.
قوانین گازها
همان وقت که اسحاق نیوتن در کمبریج درباره نور و جاذبه میاندیشید، یک نفر
انگلیسی دیگر به نام رابرت بویل ، در آکسفورد سرگرم مطالعه در باب خواص
مکانیکی و تراکم پذیری هوا و سایر گازها بود. بویل که خبر اختراع گلوله
سربی اوتوفون گریکه را شنیده بود، طرح خویش را تکمیل کرد، و دست به کار
آزمایشهایی برای اندازه گیری حجم هوا در فشار کم و زیاد شد. نتیجه کارهای
وی چیزی است که اکنون به قانون بویل ماریوت معروف است، و بیان میکند که
حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای معین با فشاری که بر آن گاز وارد
میشود، بطور معکوس ، متناسب است با فشاری که بر آن گاز وارد میشود.
حدود یک قرن بعد ، ژوزف گیلوساک فرانسوی ، در ضمن مطالعه انبساط گازها ،
قانون مهم دیگری پیدا کرد که بیان آن این است: فشار هر گاز محتوی در حجم
معین به ازای هر یک درجه سانتیگراد افزایش دما ، به اندازه 273/1 حجم
اولیهاش افزایش مییابد. همین قانون را یک فرانسوی دیگر به نام ژاک شارل ،
دو سال پیش از آن کشف کرده بود. و از این رو اغلب آن را قانون شارل گیلوساک
مینامند. این دو قانون مبنای ساخت دماسنجهای گازی قرار گرفت.
انواع دماسنجها:
دماسنج گازی:
جنس ، ساختمان ، و ابعاد دماسنج در ادارات و موسسات مختلف سراسر
دنیا که این دستگاه را به کار میبرند. تفاوت دارد و به طبیعت گاز و گستره
دمایی که دماسنج برای آن در نظر گرفته شده است، بستگی دارد. این دماسنج
شامل حبابی از جنس شیشه ، چینی ، کوارتز ، پلاتین یا پلاتین ـ ایریدیم (
بسته به گستره دمایی که دماسنج در آن به کار میرود ) ، که به وسیله یک
لوله موئین به فشارسنج جیوهای متصل است. این دماسنج براساس دو قانون ذکر
شده در مورد گاز کامل کار میکند.
دماسنج با مقاومت الکتریکی:
دماسنج مقاومتی به صورت یک سیم بلند و ظریف است، معمولا آن را به دور یک
قاب نازک میپیچند تا از فشار ناشی از تغییر طول سیم که در اثر انقباض آن
در موقع سرد شدن پیش میآید، جلوگیری کند. در شرایط ویژه میتوان سیم را به
دور جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است پیچید یا در داخل آن قرار داد.
در گستره دمای خیلی پایین ، ( دماسنجهای مقاومتی معمولا از مقاومتهای کوچک
رادیویی باترکیب کربن یا بلور ژرمانیوم که ناخالصی آن آرسنیک است و جسم
حاصل در درون یک کپسول مسدود شده پر از هلیوم قرار دارد، تشکیل میشوند.
این دماسنج را میتوان بر روی سطح جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است
سوار کرد یا در حفرهای که برای این منظور ایجاد شده است، قرار داد. دماسنج
مقاومتی پلاتین را میتوان برای کارهای خیلی دقیق در گستره –253 تا 1200
درجه سانتیگراد به کار برد.
ترموکوپل
ترموکوپل وسیله دیگری است که برای اندازه گیری دما مورد استفاده قرار
میگیرد. در این نوع دماسنج از خاصیت انبساط و انقباض اجسام جامد استفاده
میگردد. گستره یک ترموکوپل بستگی به موادی دارد که ترموکوپل از آن ساخته
شده است. گستره یک ترموکوپل پلاتنیوم ـ رودیوم که 10 درصد پلاتینیوم دراد
از صفر تا C 1600 است. مزیت ترموکوپل در این است که بخاطر جرم کوچک ، خیلی
سریع با سیستمی که اندازه گیری دمای آن مورد نظر است، به حال تعادل گرمایی
در میآید. لذا تغییرات دما به آسانی بر آن اثر میکند، ولی دقت دماسنج
مقاومتی پلاتین را ندارد.
واحد اندازه گیری دما
کلوین :
کلوین مقیاس بنیادی دما در علوم است که سایر مقیاسها بر حسب آن
تعریف میشوند.
سلیسیوس یا سانتیگراد:
مقیاس سلیسیوس بر اساس نقطه سه گانه آبمیباشد. اگر T نشان دهند. دمای
سلسیوس و T نشان میدهند. دمای کلوین باشد در اینصورت داریم: 273.15
فارنهایت:
این مقیاس هنوز هم در بعضی از کشورهای انگلیسی زبان به کار میرود و در
کارهای علمی استفاده نشود رابطه مقیاس فارنهایت و سلسیوس به صورت زیر است:
32 + =T
برآمدگی (منطقه پر فشار جوی )
Ridges
upper level highs
When the height contours bend strongly to the north (as in the diagram below), this is known as a RIDGE. Strong ridges are accompanied by warm and dry weather conditions at the surface. Below is an example of a ridge in an upper-level height field (red contours). The purple line denotes the ridge axis.

The image below depicts geopotential height (solid white contours) and temperatures (colored regions) at 500 mb. Temperatures decrease with color from light blue to purple. A ridge is located from Texas into Montana and is indicated by the bulge in the geopotential height field. This is the upper level extension of a surface high pressure center, which is why ridges are also called upper level highs.

Notice the relatively warm temperatures associated with the ridge. This is caused by the northward transport of warmer air in the lower troposphere. The ridge will intensify (bulge further northward) if warm air continues to move northward at low levels in the troposphere
Jet Streaks
wind speed maxima within the jet stream
Jet streaks are localized regions of very fast winds embedded within the jet stream. Sometimes these local wind maxima reach speeds in excess of 160 knots. Below is an ETA Model forecast panel for 300 mb winds and geopotential heights (white contours). The color filled regions indicate wind speed in knots and is color coded according to the legend at the bottom of the image. The shades of blue indicate winds less than 60 knots, while winds greater than 120 knots are given in shades of red.

The yellow, green and red ribbon on the image above represent the jet stream, and along the East Coast, the region of strongest winds (shaded in red) is a jet streak.
As air enters a jet streak, it speeds up. When it leaves a jet streak, it slows down. These accelerations and decelerations, coupled with the curvature of the jet stream and strong wind shears, cause air to pile up in some areas (convergence) and spread out (divergence) in others. These regions of divergence and convergence have a significant influence on surface pressure features.

Intensifying Surface Cyclone:
For example, if a region of diverging winds at upper levels is stronger than the converging winds of a suface low pressure center below it, the low will deepen (intensify). This is because more air is being removed from the vertical column of air above the low than flowing into it, causing the pressure at the surface to decrease. A drop in pressure means an intensification of the low pressure center

Weakening Surface Cyclone:
In contrast, if a region of diverging winds at upper levels is weaker than the converging winds of a suface low pressure center below it, the low begins to fill (weaken). This is because more air is flowing into the vertical column of air above the low than flowing out of it, causing the pressure at the surface to increase. An increase in pressure means a weakening of the low pressure center
فرارفت گردشی (گردابی)
Vorticity Advection
leads to rising/falling pressures at the surface
Vorticity is the localized rotation of the air. Air that rotates counterclockwise, such as in cyclones and troughs, is said to have positive vorticity. Clockwise rotating air, such as in high pressure systems and ridges, has negative vorticity. The advection of vorticity at high levels will result in a response at the surface which will attempt to offset the effects of the advection. More specifically, vorticity advection is indicative of rising motion/falling pressures at the surface. For example, look at this 500 mb map for 12Z, October 29, 1995.

Now look at these two maps of surface pressure (solid lines) from 12Z October 29,1995 and 0Z October 30,1995.

Notice how the surface low has deepened in the area of strong vorticity advection.
